CodeNeuron
سندروم ایمپاستر (Impostor Syndrome) یکی از عجیبترین چیزهایی که ممکنه مخصوصاً توی مسیر برنامهنویسی تجربهش کنین.
همون حسی که باعث میشه با خودتون بگین: «من واقعاً برنامهنویسم؟ نکنه چیز زیادی بلد نیستم؟ نکنه بقیه بفهمن من اونقدرا هم خوب نیستم؟»
جالب اینجاست که خیلی وقتها این حس دقیقاً زمانی سراغ آدم میاد که داره پیشرفت میکنه.
وارد یک پروژه جدید میشین، با یک تکنولوژی جدید روبهرو میشین، کد بقیه رو میبینین و ناگهان فکر میکنین همه از شما بهترن و شما فقط دارین نقش بازی میکنین.
ولی واقعیت اینه که برنامهنویسی حوزهایه که تقریباً همیشه چیز جدیدی برای یاد گرفتن وجود داره.
حتی آدمهای باتجربه هم با کدهایی مواجه میشن که نمیفهمن، باگهایی دارن که ساعتها براشون وقت میذارن و گاهی مجبور میشن برن مستندات رو از اول بخونن.
مشکل از جایی شروع میشه که ناآشنا بودن با یک موضوع رو با «ناتوان بودن» اشتباه بگیریم.
اینکه امروز React، Docker، سیستمهای توزیعشده یا یک API خاص رو بلد نیستین، به این معنی نیست که برنامهنویس خوبی نیستین. فقط یعنی هنوز اون بخش رو یاد نگرفتین.
به نظرم یکی از بهترین راههای مقابله با سندروم ایمپاستر اینه که پیشرفت خودتون رو با نسخه قبلی خودتون مقایسه کنین، نه با کسی که چند سال بیشتر از شما تجربه داره.
قرار نیست همهچیز رو بلد باشین. قرار نیست همیشه مطمئن باشین. حتی قرار نیست همیشه بهترین آدم داخل تیم باشین.
فقط باید مطمئن باشین که هر بار که با چیزی مواجه میشین که بلد نیستین، میتونین یادش بگیرین.
#توصیه
1 · 64 ·