نانوشته ها
خب خب خب
نزدیک به ۴۵ روز از آخرین فعالیتم میگذره
اما
امروز تولدمه
نمیدونم چه حسی باید داشته باشم
اما صادقانه اش به خاطر افرادی که تو زندگیمن خوشحالم
از خداوند به شدت ممنونم
درسته زندگی سخته و دردناک
اما همین خانواده و دوستامن که زندگیم رو رنگی میکنن زیباش میکنن و مهم تر از همه بهش معنا میدن
امروز شمع بیست رو فوت میکنم و وارد ۲۱ سال میشم
بیست سال گذشت
حتی نمیدونم چی بنویسم ، بد عادت شدم ۴۵ روزه چیزی ننوشتم
این طلسم رو از امروز میشکنم و بیشتر مینویسم
میخوام بیشتر بنویسم اما چیزی به ذهنم نمیاد
از همه دوستام ممنونم
از رفیق های عزیزم ☃️ و ابوالفضل ممنونم که این مدت باهام بودن ، هستن و نکته اصلی خواهند بود
53 ·