فارسی
باز کردن در Telegram
ننظرات کاربران کانال ع. سلیمانی

نظرات کاربران کانال ع. سلیمانی

گروه · ایندکس از 2026/05/25
1 194عضو
107نویسنده در 30 روز
1 644پیام در 30 روز
54 804پیام در ایندکس
ز
خدمت اعضای محترم گروه؛ با سلام و احترام؛ پیرو ادامه انتشار مطالب جعلی، باطل، متوهمانه و مغالطه آمیز جناب عامری علیه آموزه‌های سید احمد الحسن (ع), در لابلای پیامهای طولانی و بی‌ارزش خود در گروه (نظیر آنچه در باره نبوت و شفاعت و خلقت و غیره، منتشر کردند) لازم دیدم جهت تنویر افکار اعضای محترم و اعلام برائت از اطلاعات نادرست ایشان، نکاتی را صریحاً بیان کنم: ۱. تحریفِ مواضع و انتسابِ نادرست به دعوتِ مبارک (انصار امام مهدی علیه السلام): آنچه ایشان در لابلای پیامهای خودشان تحت عنوانِ «نقدِ سخنان و مبانیِ سید احمدالحسن (ع) یا انصار» در گروه منتشر می‌کنند، هیچ‌گونه سنخیتی با متن، روح و حقیقتِ مکتوبات و بیاناتِ ایشان ندارند ویا وارونه جلوه دادن حقایقی است که پاسخ و توصیف منطقی دارند. این‌گونه مطالب، صرفاً بازتابِ برداشت‌های سطحی، شخصی و تحریف‌شده‌ای هستند که از نگاه محدود مادی گرایانه صرف ایشان نشأت می‌گیرند. اینکه فردی پندارهای ذهنیِ خویش را به عنوانِ دیدگاهِ یمانیون مطرح کرده و سپس همان ساختارِ توهمیِ خودساخته را نقد کند! این روش، مصداق بارزِ «محاکمه‌ی غیابیِ یک تفکر با استناد به برداشت‌های شخصی» است و از نظر روش‌شناسی علمی کاملاً بی‌ارزش و نامعتبر است. ۲. فرار از گفتگوی مبنایی و عدم مطالعه‌ی پیام‌ها: همان‌طور که قبلاً نیز اعلام کرده‌ام، پیام‌ها و نوشته‌های افراد هتاک و یا کسانی که هتاکی ها را لایک کردند (مثل جناب عامری) ویا حاضر به گفتگوی مبنایی و علمی نیستند (همچون جناب عامری) و از روی تعصب و ناآگاهی ویا عمداً به این رویه ادامه می‌دهند، اصلاً ارزشِ خواندن و وقت گذاشتن ندارند و بنده اساساً پیام‌های ایشان را نمی‌خوانم. بارها از ایشان دعوت شد تا مبانی فکری خودشان را شفاف ارائه کنند و بفرمایند دقیقا به چه چیزی باور دارند تا به جای حاشیه‌روی، بحث خود را روی «مبانی و اصول (مبنی)» برپا کنیم و بر اساس روشی علمی و آکادمیک متمرکز کنیم؛ اما هر بار با امتناع از مواجهه‌ی مستند و منطقی، از گفتگو فرار کردند. 👈 این پیام بنده در گروه صرفاً به دلیل پاسخ عمومی به دغدغه و پرسشِهای فراوان برخی از دوستان محقق در پیام‌های خصوصی است (که شاید سوال دیگران هم باشد) که پیامهای ایشان را به بنده فوروارد میکنند و می‌پرسند آیا این ادعاهای جناب عامری صحت دارند و منطبق بر نظرات سید احمد الحسن(ع) هست… خواندن کامل ←
👎1
  1. ز
    خدمت اعضای محترم گروه؛ با سلام و احترام مجدد؛ ارزیابی تحلیلی مطالب اخیرِ جناب عامری پیرامونِ موضوعِ «شفاعت»، به عنوان نمونه‌ای از نوشتارهای ایشان و بنا به درخواستِ برخی دوستان جهت روشنگری، تا عیارِ این‌گونه نوشته‌ها بیشتر روشن شود: ۱. ابهام، آشفتگی و اطنابِ مبهم (زیاده‌گوییِ گیج‌کننده): بررسیِ متونِ ارائه‌شده از سوی ایشان، مصداقِ بارزِ پیچیده‌بافیِ لفظی و آشفتگیِ ساختاری است. استفاده از اصطلاحاتِ نامربوط (مانند تشبیه شفاعت به میدان‌های مغناطیسی و قوانینِ فیزیکیِ جذب و دفع!) و پر کردنِ متن با جملاتِ درهم، نه‌تنها گره‌ای از بحث باز نمی‌کند، بلکه تلاشی ناموفق برای سرپوش گذاشتن بر ضعفِ استدلال و فرار از نصّ قرآن است. جناب ماهان، شما تنها کسی نیستید که نمیتواند انسجام و ارتباطات منطقی در مطالب ایشان بیابد و درک کند، چراکه مطالب ایشان اصولاً بر هیچگونه منطق و پایه‌های علمی استوار نیستند. ۲. تحریف و تفسیرِ به رأیِ آیاتِ نفیِ شفاعت و بی‌توجهی به تبیینِ صریحِ امام (ع): ایشان با استنادِ ناآگاهانه به آیاتی که ظاهرِ آن‌ها نفیِ شفاعت است (مانند آیه ۴۸ سوره بقره: «وَاتَّقُوا يَوْماً لَا تَجْزِي نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَيْئاً... وَلَا تَنْفَعُهَا شَفَاعَةٌ»)، مدعیِ تناقض می‌شوند؛ در حالی که سید احمد الحسن (ع) در کتابِ شریفِ «متشابهات» (جلد دوم، سؤال ۳۱) با صراحت این شبهه را پاسخ داده و در تبیینِ دقیقِ این آیه می‌فرمایند: پرسش ۳۱: فرموده‌ی خداوند متعال: ﴿وَبترسید از روزی که هیچ‌کس دیگری را به کار نیاید و هیچ فدایى و بدلی از او پذیرفته نشود و شفاعت سودشان ندهد و یاری نشوند﴾ (بقره: ۴۸). آیا در روز قیامت شفاعت وجود دارد یا خیر؟ ✍️ پاسخ: این آیات شفاعت را به‌طور مطلق نفی نمی‌کنند. ﴿وَاتَّقُوا يَوْماً﴾ یعنی: از روزی بترسید، و این روز همان روز مرگ است. هنگامی که انسان محتضر شود و لحظه‌ی مرگ فرا رسد، عمل او قطع می‌شود و در لحظات مرگ نه شفاعت سود می‌بخشد و نه عمل صالح، مگر در یک حالت؛ و آن حالتِ ایمان و تسلیمِ مطلق در برابر خداوند سبحانه و تعالی و حجتِ او در زمانِ خود است. اما در روز قیامتِ کبری، شفاعت برای کسی که رحمان به او اذن دهد و از گفتارش خشنود باشد وجود دارد؛ مانند پیامبر محمد (ص)، ائمه، مهدیین (ع) و مؤمنان برای کسی که به اذن خداوند متعال استحقاق شفاعت را داشته باشد. . بنابر این… خواندن کامل ←
    1. ز
      #مقالات_هفته_نامه #نشریه_شماره_180 ❄️معنای شناخت امام ✍️به قلم: کاظم محمدی می‌توان گفت تقریباً هر شیعه‌ای تاکنون این حدیث معروف را شنیده است: «من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیة» «هرکه بمیرد و امام زمان خود را نشناسند به مرگ جاهلیت مرده است»، اما آیا تمام کسانی که این حدیث را شنیده‌اند معنای درست آن را نیز دریافته‌اند؟ 📶مسلماً شناخت امام معصوم فقط برای افزودن بر اطلاعات عمومی‌مان نیست؛ بلکه بدون شناخت حجت خدا فواید دنیوی و اخروی برای ما میسر نخواهد بود. در واقع آنها هیچ نیازی به پیروی ما ندارند، و این ماییم که به آنها و به پیروی از آنها نیاز داریم. اگر حجت خدا را نشناسیم چگونه می‌توانیم آنها را به‌دور از تهمت‌ها بدانیم و معتقد باشیم اولیای الهی به‌دنبال قدرت، شهرت، ثروت و شهوت نبوده‌اند؟ 🔆اما شاید گروهی در این توهم فرورفته‌اند که دانستن اسم و نسب امام برای آنها کافی است. البته نگارنده علم غیب ندارد تا بداند آنها دقیقاً چه فکری در سر دارند و البته قصد تهمت زدن هم ندارد؛ اما یک سؤال جدی مطرح می‌شود که عموم شیعیان در جهان غیر از اسم امام زمان (ع)، از امام مهدی (ع) چه می‌دانند؟  سؤال بعدی اینکه دانستن نام و نسب امام مهدی (ع) چه دردی را از آنها دوا می‌کند؟ این مسئله اگرچه کاملاً عقلانی است و هر عقل سلیمی بدون نیاز به تلاش زیادی به آن می‌رسد، اما اجازه دهید تا از کلام امام کاظم (ع) دراین‌خصوص بهره بگیریم؛ چراکه آنها معدن علم و حکمت‌اند: ▫️«عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ‏ مَنْ مَاتَ بِغَيْرِ إِمَامٍ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً إِمَامٍ حَيٍّ يَعْرِفُهُ فَقُلْتُ لَمْ أَسْمَعْ أَبَاكَ يَذْكُرُ هَذَا يَعْنِي إِمَاماً حَيّاً فَقَالَ قَدْ وَ اللَّهِ قَالَ ذَاكَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) قَالَ وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) مَنْ‏ مَاتَ‏ وَ لَيْسَ لَهُ إِمَامٌ‏ يَسْمَعُ‏ لَهُ وَ يُطِيعُ‏ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّة»[1] ▫️«عمر بن یزید می‌گوید از امام کاظم (ع) شنیدم که فرمود: کسی بدون امام زنده‌ای که او را بشناسد بمیرد به مرگ جاهلیت مرده است. پس به او عرض کردم این را از پدرتان [امام صادق (ع)] نشنیدم که امام زنده ]را باید بشناسیم[، امام کاظم (ع) فرمود: به خدا سوگند این را پیامبر (ص) فرمود و فرمود کسی که بمیرد درحالی‌که امامی ن… خواندن کامل ←
      👎1
      1. ز
        ⬅️می‌شناختند و برای همین پای صحبت‌های او می‌نشستند، پس چه دلیلی دارد امام رضا(ع) بگوید من جزء شرایط ورود به دژ الهی هستم؟ آیا بدین علت نیست که امام(ع) اعلام می‌کند شناخت ظاهری اهمیت ندارد؟ اگر این مسئله را تأیید کنیم، معنای حدیث بعدی نیز مشخص خواهد شد:«في الحديث النبوي(ص‏) من مات‏ و لم يعرف إمام‏ زمانه مات‏ ميتة جاهلية و من عرفه كفاه به معرفة إذا عرفه حق معرفته‏»[5] ♨️«در حدیث نبوی وارد شده کسی که بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده و کسی که او را به‌درستی بشناسد همین او را کفایت می‌کند» طبق این حدیث، تنها راهِ نجات از مرگ جاهلی، شناختِ حقیقیِ امامِ معصوم است. شناخت حقیقی امام معصوم این نیست که کودکانه بگوییم امام دوازدهم م ح م د(ع) فرزند امام حسن عسکری(ع) است. بیایید جایگاه حقیقی امام معصوم را از خود امام معصوم بشنویم: ▫️«و عن أبي الجارود قال: سمعت أبا جعفر(ع)‏ يقول: من مات‏ و ليس عليه إمام‏ حي ظاهر مات‏ ميتة جاهلية، قال: قلت إمام حي جعلت فداك؟ قال: إمام حي، إمام حي»‏[6] ▫️«ابوجارود می‌گوید: از امام محمد باقر(ع) شنیدم که فرمود: هرکس بمیرد و امام زندۀ ظاهر نداشته باشد به مرگ جاهلی مرده. عرض کردم: فدایت شوم، امام زنده؟ امام(ع) فرمود: امام زنده، امام زنده» 💡همان‌طور که مشاهده کردید امام باقر (ع) می‌فرماید امامِ زندۀ ظاهر تنها راهِ نجات است. امام اگر ظاهر نباشد ما نمی‌توانیم دین را از او بگیریم و وقتی نتوانیم دین را از امام زمان خود بگیریم، چگونه می‌توانیم دین‌دار باشیم؟ دین با استدلالات و استنتاجات و استحسانات حاصل نمی‌شود؛ چون دین، خودِ امام است و اوست که حلال را حلال و حرام را حرام می‌کند. «و عن عمار الساباطي عن أبي عبد اللّه عليه السّلام‏ قال: لا تترك الأرض بغير إمام يحل حلال اللّه و يحرم حرام اللّه، و هو قول اللّه تعالى: يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ‏  ثم قال: قال رسول اللّه(ص): من مات‏ بغير إمام‏ مات‏ ميتة جاهلية»[7] عمار ساباطی از امام صادق(ع) نقل می‌کند که فرمود: زمین بدون امامی که حلال خدا را حلال و حرام خدا را حرام می‌کند، رها نمی‌شود. سپس فرمود: پیامبر(ص) می‌فرماید: کسی که بدون امام بمیرد به مرگ جاهلیت مرده» 🗣آری، امام حلال خدا را حلال و حرام خدا را حرام می‌کند. بدون امام انسان دین‌دار به حساب نمی‌آید؛ چون امام خودِ دین است و … خواندن کامل ←
        👎1
کل رشتهٔ گفتگو · 3 پاسخ →
س
اسرا/٣٧: وَلَا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحًا إِنَّكَ لَنْ تَخْرِقَ الْأَرْضَ وَلَنْ تَبْلُغَ الْجِبَالَ طُولًا. با تکبر بر زمین راه مرو؛ نه می‌توانی زمین را بشکافی و نه به بلندی کوه‌ها برسی.
❤2👏1
A
سلام به تمامی اعضای گروه ، من در برابر احضارات ، ایشان که دوباره با هتاکی ونسبت ناروای دروغ ، مرا متهم میکنند ویا به فرار متهم میکنند ، که این ناشی از خود حق پنداری ، و خودمحوری ونیز بت سازی اشخاص وافراد دینی از جمله احمدالحسن ، می‌باشد ، و همچنین ناشی از خود بیگانگی ، و ذوب شدن در اشخاص وکیش شخصیت ایشان می‌باشد هیچ حرفی ندارم ، به جز ارجاع به خود منابع خودشان ، برخلاف تصور ایشان. من تمامی ویس ها وارجاعات ایشان را مطالعه میکنم ، از جمله امروز در باره ختم نبوت ، که با ارجاع به روایات متناقص ، به نفی ختم نبوت در حالت کلی آن میپردازند ، و برای اینکه بستر سازی برای غیب گفتن ، و ارتباط با غیب را آماده کنند ، حل این روایات متناقص را با چاشنی متشابه حل میکنند زیرا متشابه را تنها در ید احمد الحسن میدانند به نوعی باورشان شده است ، که احمدالحسن حتما هم غیب میداند وهم فرستاده خدا وامام زمان است ، تا اینجا هیچ اشکال ندارد ، زیرا زهرا ایرانی حق دارند هر باوری داشته باشند ، اما حق ندارند این باور را برای ما نیز ملزم نمایند ویا در باره شفاعت ، من بدون اینکه به کسی توهین کنم ، با خواندن مطالب ایشان فقط آن را نقد مینمایم ، یادر باره حضرت فاطمه که ویس ایشان را گوش کردم ، ودر اینده مطالبی عرض مینمایم اما چرا با ایشان مستقیم مناظره نمی کنم بعد از مناظره اول در باره موسی ، هرچه دلیل نیاوردم ایشان می گفتند که اینها ، برداشت مادی و جامعه شناسی هست یعنی برای بحث کردن باید با توجه به دستگاه فکری ایشان صحبت شود واین غیرممکن است .ایشان در یک دنیای اسطوره ای زندگی میکنند ، که زبان و اصطلاحات خاص خود را دارند ، بنابراین مثل کسی که زبان همدیگر را نمی فهمند مناظره کردند ، همچون داد وفریادی است که طرف مقابل را می‌آزارد بنابراین همانطور که سایر پست هایم گواه هست ، بدون توهین ومناقشه وبا مطالعه منابع آنها مسایل را نقد میکنم ، وایشان اگر نظری دارند متقابلاً بیان نمایند تا من دلایل را از خود منابع ایشان بیاورم
👍5
  1. پ
    نگران نباشید استاد عزیز از بیانیه‌ و جوابیه‌ی بلند بالا و عاجزانه‌ و درمانده او👎 میتوان فهمید که چندین بار مطالب ارزشمندتان را میخواند و چون جوابی نیافته ، روی احساسات بعضی آقایان فمینیسم حساب باز کرده ، تا اکنون که بحثهای کاذب شیعه و سنی کمرنگ شده یمانی کذاب(لعنه‌الله علیه و اصحابه!!!) را دوباره روی میز بگذارد او👎 در اعتقاد خود راسخ است همچون ترامپ ، ولی چرا آن مرد را وقیح میخوانند ، نمیدانم
    👏1
کل رشتهٔ گفتگو · 1 پاسخ →
س
از نظر من انسان بودن یعنی گردن نهادن به حقیقت که مهم‌ترین بخش آن اخلاق و حقوق موجودات است. این همان اسلام فطری است که مقدم بر اسلام ظاهری است. من به قرائتی از اسلام ظاهری رسیده‌ام که کاملا با اسلام فطری منطبق است. پس دیانت من عین انسانیت من و انسانيت من عین دیانت من است. در دیانت من خداوند تنها یک چیز از من می‌خواهد و آن اینکه : " انسان باش!" @azadandish_soleimani
👏1
67 · 9.3K ·
ز
🕊🍃 🍃 🎬 توضیحات #سید_احمدالحسن در گفتگو با دکتر عبدالرزاق دیراوی پیرامون موضوعات کتاب #توهم_بی‌خدایی 🎤  https://t.me/atheism_delusion/544 موضوعات مورد بحث: الحاد علمی چیست؟ علت گسترش خداناباوری مغالطه استفاده از شکاف علمی نظریه تکامل و دین انفجار کامبرین تکامل خرد یا کلان جهش فرهنگی سومریان آغاز هستی ایثار حقیقی انواع رویا 🎙 دوبله شده در  موسسه وارثین ملکوت 〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️   @atheism_delusion
👎1
.
برتری یهود و نصاری بر روافض (شیعیان افراطی) امام قرطبی در تفسیر خودش چنین می‌گوید ؛ «یهودیان و مسیحیان در یک ویژگی بر رافضیان برتری یافتند . از یهودیان پرسیدند: بهترین افراد امت شما چه کسانی‌اند؟ گفتند: یاران موسی. و از مسیحیان پرسیدند: بهترین افراد امت شما چه کسانی‌اند؟ گفتند: یاران عیسی. و از روافض پرسیدند: بدترین افراد امت شما چه کسانی‌اند؟ گفتند: یاران محمد ﷺ؛ در حالی که مأمور شده بودند برای آنان طلب آمرزش کنند، اما آنان را دشنام دادند.» وقال الشعبي:تَفَاضَلَتِ الْيَهُودُ وَالنَّصَارَى عَلَى الرَّافِضَةِ بِخَصْلَةٍ، سُئِلَتِ الْيَهُودُ: مَنْ خَيْرُ أَهْلِ مِلَّتِكُمْ؟ فَقَالُوا: أَصْحَابُ مُوسَى. وَسُئِلَتِ النَّصَارَى: مَنْ خَيْرُ أَهْلِ مِلَّتِكُمْ؟ فَقَالُوا: أَصْحَابُ عِيسَى. وَسُئِلَتِ الرَّافِضَةُ: مَنْ شَرُّ أَهْلِ مِلَّتِكُمْ؟ فَقَالُوا: أَصْحَابُ مُحَمَّدٍ ﷺ، أُمِرُوا بِالِاسْتِغْفَارِ لَهُمْ فَسَبُّوهُمْ منبع: امام قرطبی، الجامع لأحکام القرآن، جلد ۱۸، صفحه ۳۳، ذیل آیه ۱۰ سوره حشر. اما قرآن درباره یاران پیامبر ﷺ چه می‌گوید؟ الله متعال در سوره فتح، آیه ۲۹ می‌فرماید: ﴿مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ﴾ محمد فرستاده خداست و کسانی که با او هستند، در برابر کافران سخت‌گیر و با یکدیگر مهربان‌اند. آنان را در حال رکوع و سجده می‌بینی که فضل و خشنودی خدا را می‌جویند؛ نشانه‌شان در چهره‌هایشان از اثر سجده نمایان است. چه تناقض آشکاری میان توصیف قرآن از یاران پیامبر ﷺ و دیدگاه این افراد وجود دارد که آنان را بدترین افراد امت می‌شمارند! چگونه کسانی که خداوند آنان را به ایمان، عبادت، مهربانی و طلب رضایت خویش ستوده است، در نگاه این گروه ، بدترین افراد امت پیامبر معرفی می‌شوند؟ آیا شایسته است محبت و احترام به پیامبر ﷺ را ادعا کنیم، اما یاران و همراهان او را چنین نکوهش کنیم؟ https://t.me/Islam_vs_Opponent
👍1
2 · 14 ·
  1. ز
    جناب (...) پیش از هر چیز، اساسِ این استدلال شما از پایه سست و باطل است ✍️ سوال: اصولاً شما با چه مجوزی قرآن را تفسیر وتأویل میکنید و دربارهٔ عاقبتِ افراد  قضاوتِ مینمایید؟ 👈 تفسیرِ متشابهات و تبیینِ مرادِ الهی،  طبقِ صریحِ نصوصِ دینی، منحصراً در «یدِ اولیای معصومِ» است و قضاوت مختص خداوند و حجت او به اذن الهی می‌باشد.  تفسیرِ به رأیِ قرآن و اجتهاد بر اساسِ ظنّ و گمانِ باطل است. بنابراین کلِ این‌گونه استدلال‌های ظاهری از ریشه باطل و بی‌اعتبار است ✍️ قیاسِ باطلِ اصحاب و شیعیان: مطلبی که با استناد به سخنانِ شعبی (از وابستگان و مروجانِ دستگاهِ بنی‌امیه) و قرطبی فرستادید، تکرارِ پروپاگاندای تاریخی برای تطهیرِ انحرافاتِ پس از رحلتِ پیامبر(ص) است. برای بطلانِ این قیاسِ مع‌الفارق و ظاهرگراییِ ، به نکاتِ مستندِ زیر توجه کنید: ۱. درسِ بزرگِ ابلیس؛ سقوطِ عبادت‌کننده‌ی هزاران ساله در یک آزمون: اینکه پندارید هرکس پیامبر(ص) را درک کرد یا نامِ «صحابی» را به دوش کشید تا آخر در مسیرِ حق باقی مانده و مصون از خطا است، یک خوش‌باوری و قیاسِ باطلِ آشکار است. بزرگ‌ترین سند در ردّ این توهم، سرگذشتِ «ابلیس» است که هزاران سال در صفِ ملائک عبادت کرد، هیچ گناه و خطایی نداشت و استادِ فرشتگان بود؛ اما بدلیل تکبر و عدم ولایت پذیری سقوط کرد و رانده شد. قرآن کریم با صراحت در آیه ۱۴۴ سوره‌ی آل عمران هشدار می‌دهد: «أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ»؛ آیا اگر پیامبر بمیرد یا کشته شود، به عقب بازمی‌گردید؟ بسیاری از کسانی که ظاهرِ همراهی با پیامبر(ص) را داشتند، پس از وفاتِ آن حضرت سنت‌ها را تغییر دادند و عهدشکنی کردند. ۲. جایگاهِ بی‌نظیرِ امیرالمؤمنین(ع): ◂ چهل حدیث نبوی دربارۀ امام علی (ع) در منابعِ فریقین، مقامِ امام علی(ع) در نزدِ پیامبر(ص) در مرتبه‌ای قرار دارد که برای هیچ‌کسِ دیگری، حتی اندازه یک‌درصد بیان نشده: * رسول خدا(ص) درباره‌ی علی(ع) فرمودند:«حَبُّ عَلِيٍّ إِيمَانٌ وَبُغْضُهُ نِفَاقٌ» و «عَلِيٌّ مَعَ الْحَقِّ وَالْحَقُّ مَعَ عَلِيٍّ» وقتی خلفا با غصبِ خلافت، حرمتِ این ارکانِ الهی را شکستند و مسیرِ امت را منحرف کردند، بزرگ‌ترین ظلمِ تاریخ به بشریت رقم خورد؛ چرا که حکومت و تعیینِ خلیفه منحصراً در دستِ خداست (بر اساس آیه‌ی صریح: ﴿إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْ… خواندن کامل ←
    👎1
  2. M
    بنده در موضوع بیعت و اتفاقات پیرامون جناب عمر و حضرت زهرا با احترام کامل صحبت کردم . اما شما مطالبی تحریک آمیز بیان میکنید و شیعیان را رافضی نامیدید . فقط خواستم یادآوری کنم که هرچه برای خود نمی پسندی برای دیگران هم مپسند . از این می‌گذرم بنده قصد دارم استدلال شما را با اتکا به قرآن به چالش بکشم . شما به آیه ای استناد میکنید که همراهان پیامبر را توصیف میکند ‌. در تفسیر این آیه همراهان پیامبر را انسانهایی تعریف می‌کنید که گویی امکان ندارد در مواجهه با فتنه ها از مسیر ایمان و تقوا منحرف شوند . از شما سوال میپرسم همراهان پیامبر چه کسانی بودند؟ ام المومنین عایشه مولا علی طلحه زبیر و ... همگی جز این همراهان بودند آیا طبق این آیه قرآن یاران پیامبر رحمإ بینهم نیستند ؟ اگر هستند پس چرا در واقعه جمل جنابین طلحه و زبیر و ام المومنین عایشه برای خون خواهی عثمان بر علیه امیرالمومنین لشگر کشی کردند و جنگ داخلی راه انداختند ؟ مگر امام علی خلیفه وقت نبود ؟ چرا به تصمیم ایشان صبر پیشه نکردند ؟ در این جنگ طلحه و زبیر کشته شدند . آیا اینها همراهان پیامبر نبودند ؟ آیا توسط سپاه امیرالمومنین کشته نشدند ؟ کجا رفت آن رحمإ بینهم؟ چگونه شد که امت پیامبر دیگر باهم مهربان نبودند و با هم جنگیدند ؟ خداوند جواب این سوال را به زیبایی داده . میفرماید : آیا مردم پنداشتند که تا گفتند ایمان آوردیم، رها مى‌شوند و مورد آزمایش قرار نمى‌گیرند؟ و به یقین، کسانى را که پیش از اینان بودند آزمودیم، تا خدا آنان را که راست گفته‌اند معلوم دارد و دروغگویان را [نیز] معلوم دارد. امت پیامبر بعد از وفات ایشان مبتلا به فتنه ای بزرگ شد و آنهم بیعت و عهدی بود که در روز غدیر با خدا و رسولش و امام علی بست اما بعد از رحلت ایشان به این عهد پشت کرد و علی را از آن چه لایقش بود خلع کرد و شد آنچه که نباید میشد . همین امت بقول شما مصداق رحمإ بینهم حسین علیه السلام را در کمتر از نیم قرن از وفات پیامبر سر برید . همان حسینی که بر روی شانه های پیامبر بود و در وصف ایشان می‌گفت حسن و حسین سید جوانان اهل بهشت هستند و در حالی سر این امام را آنطور وحشیانه ذبح کردند که با علم به این حدیث نبوی او را تکفیر و خارجی از دین نامیدند. حال بفرمایید درباره این سابقونی که سر پسر پیامبر را بریدند چه باید بگوییم پس دیگر آیه رحم… خواندن کامل ←
کل رشتهٔ گفتگو · 2 پاسخ →
M
با درود 1-آنچه گفته شد؛ روایت های سینه به سینه نبود. همه آن ها ریشه های قرآنی دارد و به تعبیر شما مستند به قرآن است. اطاعت و تسلیم به خدا و پیامبر به فراوانی در آیات قرآن آمده و کسانی که این مسیر را نروند کافر قلمداد شده و نه تنها وعده عذاب الهی در جهنم و دنیای دیگر داده شده؛ بلکه جهاد با کفار توصیه شده است. جزیه نیز ریشه قرآنی دارد. 2-آیا محمدبن عبدالله قصد گسترشِ دعوتِ خود به همه شبه جزیره و بیرون از آن را داشت؟ پاسخ : بنا بر متن قرآن و منابع تاریخنگاری نخستین، آری، این قصد را داشت. در دید محمد هر چیزی که مانع رسیدن دعوتش به مخاطبان گردد؛ برداشتنِ آن مانع، کار مشروعی بود. بنا بر متنِ قرآن و سیره ها، کار محمد تنها ابلاغ زبانی نبود. نخست، دعوت می کرد؛ اگر در برابر این دعوت، مخالفت صورت می گرفت؛ آنگاه آن سه راه را پیش روی مخاطبان قرار می داد. دعوتِ محمد تنها ابلاغ یک پیام نبود؛ بطوریکه اگر کسی بخواهد می تواند بپذیرد یا نپذیرد. محمد از مخاطبانش اطاعت می خواست و بارها در قرآن این آمده است. اگر بحث اطاعت نبود؛ مشکلی پیش نمی آمد و اسلام در همان مدینه و پیرامونش یا مکه می ماند. نکته مهم این بود محمد در گسترش اسلام به همه شبه جزیره و بیرون از آن، از مردم می خواست به وی زکات یا جزیه دهند. تنها ابلاغ پیام نبود؛ بلکه اطاعت و تبعیت نیز بود. وی مانند عیسی، تنها یک مبلغ نبود. محمد بنا بر متن قرآن، به کسانی که در جهاد شرکت می کردند؛ حق برداشت 80 درصد از غنایم را داد. حتی در قرآن حق مالکیت زنانِ شوهرداری که اسیر می شوند به جهادگران داده شد. در قرآن بیشترین ستایش و ارزش به کسانی داده شده است که در راه خدا جهاد کرده و کشته می شوند. می توان به موارد دیگر نیز اشاره کرد. همه اینها یک فضای تهاجمی و میل به فتوحات و گسترش دعوت را نشان می دهد. القا چنین فضای تهاجمی از سوی محمدبن عبدالله به نزدیکترین یارانش باعث یورش به سرزمین هایی همچون ایران، شام، عراق و مصر درست چند سال پس از درگذشتش گردید. لشگرکشی به تبوک یکی از کارهای محمد بود. بنا بر تاریخنگاری اسلامی جنگ های رده، با مردمانی بود که به اسلام باور داشتند اما نمی خواستند به جانشین محمد زکات بپردازند. زکات، جزیه، غنیمت، مالکیت اسرا چنان ثروتی را نصیب محمد و جانشینانش و مسلمانان بیابانگرد، به ویزه پس از فتوحات سرزمین های ا… خواندن کامل ←
  1. A
    سلام ممنون از شما ، این موارد که فرمودید ، هر یک نیازمند ،، تحقیق درون دینی وبیرون دینی ، هست ، و تاریخ این دوره که بیش از ۲۰۰ سال آنهم به صورت قولی نوشته شده است ، هم در زمینه موافقت و همراهی با اسلام ، وهم در جهت مخالفت با آن ، پر از تناقص ، شبهه ، مستند نبودن ، از نگاه دشمنی ها دوستی ها ، یک‌سونگری بوده است بله محمد عیسی نبود ، موسی هم نبود ، بلکه ترکیبی از این دو بود ، او یک کنش‌گر اجتماعی وتاریخی بود ، نه یک فیلسوف و عارف، مخاطب او نیز مردم بودند ، ومبارزه اش، با زر و زور وتزویر ، او بینی اربابان زمینی را بر خاک مالید ، زیرا رسالت تاریخی نبوت وفلسفه وجودی بعثت تمامی انبیا عدالت وازادی بود وبرداشت غل وزنجیر از گردن و دست و پای مردم ، در باره جنگ با روم هم شواهد تاریخی گواه بران است ، که آنها با تحریکات و تحرکات مرزی خود را برای ضربه زدن به نهضت نوپای اسلام آماده میکردند ، وگرنه او هیچگاه برای جنگ برون مرزی برنامه ای نداشت از جهاد گفتید ، اولا جهاد تنها جنگ محسوب نمی شود ( والدین جاهدو فینال سبلنا ، فنهدینهم سبلنا، او از مجاهدینی سخنی میکوید ، که قاعده در زمین هستند ، ودر برابر زنان و مردان ومستضعفینی که از جور حکام واربابان قدرت فریاد بر میدارند ، چرا برای ما یاری ونصرتی نمیرفرستی ، به زمین ومال باد آورده خود چسبیده اند ونشسته اند، زیرا داشتن آنها را محافظه کار نموده است « ومالکم لاتقاتلن فی سبیل الله والمستضعفین من الرجال والنسا وولدان، یقولن ربنا اخرجنا فی هذا قریه ظالم اهلها ، ، این فلسفه وجودی این پیامبر کنش‌گر سیاسی است که باتوجه به موقعیت قبیله ای وخشونت حاکم بر آن زمان که بر اسب می‌تاختند ، ، دست انسان خون می‌چکید ، وبه قبایل همدیگر شبیخون می‌زدند ، برای چرییدن یک گوسفند از قبیله مجاور ، چهل سال با هم می جنگیدند ، نمی تونست ، تنها همچون روشنفکری عاج نشین ، و فیلسوفی در کنج اتاق ، تنها ابلاغ نماید ، ابلاغ وجه نبوت او بود ، ورسالتش کنش‌گری ، واقدام عملی بود ، وبزرکترین افتخارش ، نشست و برخاست با بردگان بود ، به تعبیر امام صادق ، او همچون بردگان بر خاک می‌نشست ، همچون آنها غذا می‌خورد ، وبررمیخاست، او به هنگام مرگ اعلام کرد هرکس، طلبی از من دارد بیاید بگیرد ، وفردی از آن میان برخاست گفت ، تو در موقع سامان دادن سپاه بر شکم ذمن تا… خواندن کامل ←
    ❤1
کل رشتهٔ گفتگو · 1 پاسخ →
.
نظر خاورشناسان در مورد آزادی ادیان در اسلام و دلایل گسترش دین اسلام | قسمت ۱۰ آقای هـ . ج. ولز (Herbert George Wells)، - متوفی 1946م- در کتاب «کلیات تاریخ» می‌نویسد: «مردم سرزمین پر آب بین النهرین توجهی نداشتند که خراج به بیزانس یا ایران یا مدینه بپردازند و از میان عرب و ایران بیشتر گوشه خاطرشان با عربان پیوند داشت که آشکارا از ایرانیان پاکدل‌تر و دادگسترتر و بشر دوست‌تر بودند.عربان مسیحی نیز به آسانی به مهاجمان می‌پیوستند. بسیاری از یهود نیز این چنین می‌کردند.»(۱) آقای ولز در باره فتح بیت المقدس توسط مسلمانان می گوید: «اورشلیم در زمان کوتاهی با بستن یک پیمان و بی آنکه گرفتار رنج شهربندان گردد مسخر مسلمانان شد و با این ترتیب بار دیگر صلیب راستین که اندک زمانی پیش ایرانیان بُرده بودند و هرقل (پادشاه) با رنج فراوان آن را پس گرفته بود از فرمان مسیحیان بیرون شد . با این همه ، باز صلیب در دست مسیحیان ماند . زیرا که مسلمانان با مسیحیان بردباری پیشه و به گرفتن خراج بسنده کردند و همه کلیساها و اماکن مقدس در دسترس و ضبط مسیحیان گذاشته شد.» (۲) دقت کنید ، متن بالا رو که بولد کردم 🔼 ، آقای ولز میگوید ؛ ایرانیان در نبرد با بیزانس وقتی در اورشلیم قدرت گرفتند ، صلیب رو با خود بردند که بعدها هرقل پادشاه بیزانس به بدبختی پس گرفت ، ولی وقتی مسلمانان در اورشلیم قدرت گرفتند ، صلیب رو در دستان مسیحیان گذاشته و بلکه به مانند قبل ، آزادی آنان رو تامین کردند! حتی همان تسلط هم با جنگ صورت نگرفت و قبلش خلیفه دوم با بیزانس پیمان بست و بعد پیمان بدون جنگ و حتی یک خونریزی ، اورشلیم ، فلسطین امروزی به دست مسلمانان افتاد ..‌. در حقیقت اسلام با سیستم حاکم مبارزه کرده و زمینه اصلاح قوانین ظالمانه آنان رو فراهم می‌کرد و در این بین ، تنها پیامد و ثمره اش به مردم عادی ، آزادی به آن مردم محلی بود , آزادی در انتخاب فکر و رهایی از قوانین طبقاتی و نژادی ظالمانه ! مثال : 🔽 همانند اینکه امروز مسلمانان با پیمان یا قدرت ، سیستم نظامی و قدرت یک کشور مث میانمار رو ساقط کنند ، تا زمینه اصلاحات فراهم شود ، چون نظامی قبلی اصلاحات را بر نمیتابد ، راهی جز برداشتنش نیست ، وقتی نظام قبلی برداشته شد ، مردم آن کشور در هر صورت به روش قبل خود باقی می‌مانند ، مگر اینکه به میل خویش مسلمان شوند و خراج هم ل… خواندن کامل ←
3 · 10 ·
  1. @
    جنگ و خونریزی هایی که در سرزمین ایران بر پا کردند گواه این ادعا هست!تصرف شمال آفریقا و حمله به اروپا... لابد فکر کردید برای تصرف همه این سرزمین ها گل کوچیک بازی می‌کردند که هر کی برد از هند تا شمال آفریقا برای اون😁
  2. H
    لطفا این جوکها را منتشر نکنید، چون کسی جز کودکان و پیر زنان، چنین جوکهایی را قبول نمی کنه، آیات سوره توبه بوضوح، عکس ادعاهای شما را ثابت می کنه. ضمنا عملکرد خلفا پس از درگذشت پیامبر در هجوم به سرزمین‌های اطراف و مسلمان کردن آنان گواه زنده دیگر است.
کل رشتهٔ گفتگو · 2 پاسخ →
A
*کاش به اینجا نمی‌رسیدیم* *حسین قدیانی:* یقیناً دلم گرفته. چیزی مثل غم غروب جمعه و شاید بالاتر. ساعاتی پیش رفته بودم دندانپزشکی. دخترِ کلاس‌ششمیِ دکتر مرادی هم بود. باران. شوخی و جدی به حرف گرفتمش اما یک جای حرفهایش بدجوری باعث شد دلم بشکند. هنوز فکری‌م و شاید کفری‌م. باران می‌گفت سر کلاس مدرسه، شماری از دخترهای غیر محجبه پایین روسری‌ش را با خودکار خط‌خطی کرده‌اند و این کار را چند بار کرده‌اند. باران می‌گفت شماری از هم‌کلاسی‌ها به او و تعداد دیگری از بچه‌های محجبه «عرزشی» می‌گویند. ازش پرسیدم مگر در کلاس بحث سیاسی می‌کنید؟ گفت به هیچ وجه، فقط به خاطر ظاهرمان! من را این توان هست که ناظر بر همین قصه‌ی غصه‌دار فقط از مظلومیت محجبه‌ها بنویسم و دست‌کم جماعتی از مکشفه‌ها را هم به تندی بنوازم ولی از افق بالاتر که به موضوع نگاه کنی بهتر است و همه‌ی درد را و همه‌ی مسئله را با هم لحاظ کنی منصفانه‌تر است. گمانم آنچه دی ماه پارسال رخ داد، شکاف سال زن زندگی آزادی را رسماً به گسست تبدیل کرد. اصلاً بیایید یک چیز بدتر برای‌تان تعریف کنم. خیلی بدتر از اینکه به یک دختربچه‌ی محجبه بگویی عرزشی و برداری روسری‌ش را از پشت خط‌خطی کنی. من آدم حزب‌اللهی یا انقلابی یا سوپرانقلابی- بیایید سر اسمش دعوا نکنیم- می‌شناسم که می‌گفت اگر برادر خودم هم هجده و نوزده دی کف خیابان بود، عین آب خوردن می‌کشتمش. حالا بشنو جواب برادر را که من هم اگر می‌توانستم، تو را می‌کشتم. جای این دو برادر، عمو و برادرزاده بگذارید یا هر نسبت دیگر. به راستی داریم به کجا می‌رویم؟ به روح پدرم سر همین چیزهاست که من بارها از دوست‌داشتن هم‌زمان دبیر و خادم نوشته‌ام. کاش هیچ گروهی خودش را حق مطلق نبیند. ما وقتی در سال مهسا به نیکا و سارینا و آن همه زن و دختر فعال در جنبش زن زندگی آزادی حتی از تریبون صدا و سیما «فاحشه» می‌گوییم، چوبش را باران می‌خورد. آری چوب خطبه‌های خونی علم‌الهدی و قلم بی‌شرم و حیای شریعتمداری را باران بی‌گناه می‌خورد. جماعت بچه‌های سوپردردانه‌ی خود را به مدارس ایزوله از جنس دانشگاه امام صادق می‌فرستند و از زیر پوست شهر بی‌خبرند که در مدارس عادی چه می‌گذرد. ای کاش جامعه به اینجا نرسیده بود. چرا خطیب جمعه به دروغ می‌گوید بیشتر مردم خواهان بمب هسته‌ای هستند؟ بر اساس کدام نظرسنجی؟ طالقانی هم آیا دروغ می‌گفت؟ دلم… خواندن کامل ←
👍1😭1
1 · 19 ·
  1. ص
    دیشب به یکی از اساتید که محقق بزرگی در کشور هست تماس گرفتم که دروس صوتی خودتون در فلان موضوع رو برام ارسال کنید میخام این کتاب رو آنلاین به اتمام برسانم در جوابم گفت ، لب تابم مدتی قبل خراب میشه ، بردم تعمیرگاه ، پشت سرش عزیزان میرن و لب تاب رو برده و تمام محتویات داخلش رو پاک میکنند گمانم خود لب تاب هم پس ندادند !! شما فکر کن شخصی بیاد چندین کتاب یا چند علم مختلف از تفسیر و حدیث و قواعد دستور زبان و شرح کتب رو صوتی تدریس کنه ، جدا از اینکه ایشون مترجم و محقق هم بود و تحقیقات و ترجمه هایی هم در لب تاب بوده و ساالها وقت خودشو گذاشته و اشخاصی چنین اجازه ای به خودشون بدند ! چنین ظلمی در حق کسی بکنند که تا در باقی عمرش نمی‌تواند جبران خسارات کند ! بعضی از این تحقیقاتش نادر هست مثلا بعضی از کتب رو کسانی دیگر در کشور ترجمه یا تشریح نکردند ! چند وقت پیش یک کتاب روایی رو تحقیق سندی کرد والحمدلله چاپ هم شده ، ازش پرسیدم چقدر زمان برد ؟ گفت من ۷ سال شبانه روز رو این کتاب ۲۰۰ صفحه ای وقت گذاشتم ! و هر وقت دیدنش رفتم ، اونو درگیر تحقیق این کتاب دیدم ، روایات رو بررسی و روایات موضوع و غیر قابل استناد رو از کتاب حذف کرد و صحیح اون کتاب الان دست خوانندگان قرار گرفته چنین انسانهایی باید تقدیر بشند نه تنبیه ! چنین ظلمی رو کسی درک میکنه که در عمرش یک مقاله رو تحقیق یا ترجمه کرده باشه ما رسما در قرون وسطی زندگی میکنیم ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ این روند از ابتدا بوده فقط به شما دیرتر رسیده گرنه بسیاری از روز اول این مسایل رو درک کردند و سالهاست خون دل می‌خورند این روند مدتی هست همه گیر شده و همه رو فرا گرفته ، اگر نوبتی هم بود ، این ارمغان به کسانی که ته صف بودن هم رسید ، به خودی ها هم رسید به خیلی خودی هم رسید وقتی کشتی غرق میشه اول همه رو نمیگیره ولی در نهایت عرشه رو هم داخل آب فرو می‌بره
    👍1
کل رشتهٔ گفتگو · 1 پاسخ →
M
Abolfazl Ameryسلام به دوستان فرهیخته موضوع ادامه شفاعت در قرآن: در قسمت قبل بدینجا رسیدیم که اگر در قرآن در یکجا شفاعت را نفی نموده ودر یک جای دیگر آن رامطلقا به خدا نسبت داده ودر یکجا آن را به اذن رب موکول کرده است .نه ناشی از تناقص درونی قرآن ، بلکه بسته به موضوع ونوع مخاطب ومنطق آنها ، خدا نیز پاسخ می‌دهد،
جناب عامری عزیز از کلیات مطلب شما اینگونه متوجه شدم که : شفاعت چیزی نیست که شامل هرکسی شود . یعنی نمی شود فردی گناهکار باشه و در طول زندگی هر خطایی رو انجام بده و در روز قیامت به واسطه انتساب به یک مذهب یا دین خاص انتظار شفاعت بخشش داشته باشه . همانند انزاری که خداوند به دلیل ناشکری ها و توهماتشلن نسبت به برگزیده و مقبول بودنشان به بنی اسراییل میدهد که : و بترسید از روزى که هیچ کس چیزى [از عذاب خدا] را از کسى دفع نمى‌کند؛ و نه از او شفاعتى پذیرفته، و نه به جاى وى بدلى گرفته مى‌شود؛ و نه یارى خواهند شد. پس مشمول شفاعت شدن هم شرایطی دارد . شفاعت وسیله‌ای برای نجات و آمرزش انسان‌هایی دانسته شده که با وجود لغزش‌ها ، ارتباط ایمانی خود را با خداوند حفظ کرده‌اند و شایستگی رحمت الهی را دارند . برای نمونه امام صادق علیه السلام می‌فرماید شفاعت ما به کسی که نماز را سبک بشمارد، نمی‌رسد. یکی از شروط دیگر هم اینست که انسان از کرده خود پشیمان باشد و طلب مغفرت کند همانند فرزندان یعقوب ع که به پدر خود گفتند: «اى پدر، براى گناهان ما آمرزش خواه که ما خطاکار بودیم.» و یعقوب ع فرمود به زودی از خدای خود برای شما آمرزش میخواهم . بنابراین یکی از شروط رسیدن به شفاعت پشیمانی حقیقی و قلبی است . اما فرمودید اذن شفاعت محدود به چند نفر خاص نیست و تکوینا در عالم ساری و جاری است در حالیکه خداوند در سوره زخرف می‌فرماید : وَلَا يَمۡلِكُ ٱلَّذِينَ يَدۡعُونَ مِن دُونِهِ ٱلشَّفَٰعَةَ إِلَّا مَن شَهِدَ بِٱلۡحَقِّ وَهُمۡ يَعۡلَمُونَ (۸۶) و کسانى که به جاى او مى‌خوانند [و مى‌پرستند] اختیار شفاعت ندارند، مگر آن کسانى که آگاهانه به حق گواهى داده باشند خداوند درباره کسانی که اذن شفاعت دارند می‌فرماید ( الا من شهد بالحق) و در آیاتی دیگر از زبان حواریون می‌فرماید : پروردگارا، به آنچه نازل کردى گرویدیم و فرستاده‌[ات‌] را پیروى کردیم؛ پس ما را در زمره گواهان بنویس. یا در آیه ای دیگر می‌فرماید : سوره مبارکه مائده آیه 83 و چون آنچه را به سوى این پیامبر نازل شده، بشنوند، مى‌بینى بر اثر آن حقیقتى که شناخته‌اند، اشک از چشمهایشان سرازیر مى‌شود. مى‌گویند: پروردگارا، ما ایمان آورده‌ایم؛ پس ما را در زمره گواهان بنویس. یا از زبان ابراهیم ع خطاب به مشرکان می‌فرماید سوره مبارکه انبيا آیه 56 گفت: «[نه‌] بلکه پروردگ… خواندن کامل ←
H
تبدیل یهودیان به میمون؟🐒 (كُونُوا قِرَدَةً خَاسِئِينَ) در قرآن، سوره بقره آیه ۶۵ در حکایتی عجیب از گروهی از یهودیان تحت عنوان "اصحاب سبت" یاد می‌شود که با تخلف از ممنوعیت‌ کار در روز شنبه خطاب به ایشان گفته شد: فَقُلْنَا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خَاسِئِينَ پس بدیشان گفتیم که بوزینگانی رانده‌شده باشید. فارغ از پتانسیل این آیه برای برداشت معنایی تمثیلی و نه تغییر واقعی فیزیکی (مانند آیه‌ای دیگر در این سوره که برخی علمای یهود را به الاغ‌هایی که کتاب‌هایی حمل می‌کنند تشبیه کرده) و مفسری از قدما به نام مجاهد بن جبیر (متوفی ۱۰۲ ه.) که به همین شکل آن را مسخی معنوی درنظر گرفته، برداشت عامه‌ی مسلمین، وقوع واقعی و تاریخی آن است. اثری از چنین حکایتی در سنت دینی یهودی یا مسیحی که به نگارش در آمده است، مشاهده نمی‌شود. اما نکته قابل تأمل، وجود شواهدی است که نشان می‌دهد چنین باوری (تبدیل شدن انسان به حیوان نه تکرار چرخه تناسخ) در برخی نقاط خاور نزدیک باستان رواج داشته است. به صورت خاص، در سنت یهودی مشاهده می‌کنیم که برای مثال در برشیت ربا ۶:۲۳ نقل می‌شود که در زمان انوش (پسر شیث و نوه‌ی آدم) چهره انسان ها شبیه به میمون شد. در تلمود، سنهدرین ۱۰۹ الف اشاره می‌شود که برخی از افرادی که در ماجرای برج بابل (پیدایش ۶) حضور داشتند، به میمون تبدیل شدند و بدین گونه صورت انسانی خود که به تعبیر تورات، به صورت یا شباهت صورت خدا (سِلم الوهیم) آفریده شده بود را از دست دادند. همچنین جالب توجه است که در عهد عتیق، دانیال ۳۰:۴ بیان می‌شود که نبوکدنصر به دلیل تکبر مجازات گشته و به حالتی حیوان‌گونه تبدیل و از قدرت رانده شد. پس ممکن است مانند داستان "اصحاب کهف" و... چنین حکایتی به صورت شفاهی در میان حافظه جمعی برخی از یهودیان که با مسلمین اولیه در تماس بودند، رواج داشته (فارغ از وقوع خارجی آن یا اسطوره‌ بودنش) و قرآن نیز مانند سایر موارد، مطابق با رویه و منطق خود که استمساک به نظامی از شواهد محلی (صافات ۱۳۷، ابراهیم ۴۵ و...) و سنن دینی موجود در فاهمه اجتماعی مردم هم‌عصر خویش است، از طریق بازگویی این داستان، مقصود خود که لزوم پایبندی به قوانین الهی باشد را بازگو می‌کند (مائده ۶۸) و مانند سایر موارد آن را به عنوان آیتی برای پند گرفتن و عبرت آموزی به کار می‌گیرد و بدین گونه بخش از تعالیم اساسی خود ک… خواندن کامل ←
1 · 10 ·
  1. H
    انسان هیچگاه تبدیل به میمون نمی شود، برعکس هم نمی شود از آنجا که بیشتر قران برگرفته از تورات است، و عقل نویسندگان تورات بیشتر از ان قد نمی داده که بفهمند انسان و میمون و همه موجودات زنده دارای ریشه و جد مشترک هستند، و چون شباهت زیادی بین میمون و انسان دیده بودند، دست به یک داستان‌ بافی کرده و نوشتند که آن میمون‌ها، همان انسان‌هایی هستند که از دستور خداشون سرپیچی کردند، کسانی که با نظریه علمی فرگشت داروین آشنایی دارند، می دانند که همه موجودات زنده به یک ریشه و جد مشترک بر می گردند، در سلسله مراتب حیوانات بعضی حیوانات شباهت بسیار زیادی به هم دارند، از جمله میمون‌ها و شامپانزه‌ها و انسانها شباهت‌های ظاهری بسیار زیادی به هم دارند، آنهایی هم که شباهت ظاهری ندارند. از سایر جنبه ها مانند مهره بدن شان شبیه به هم هستند، جنین همه جانداران نیز مانند هم هست‌
    1. H
      ۱-بله انسان تبدیل به میمون یا حیوان دیگری نمی‌شود. ۲-این سخن که "بیشتر قرآن برگرفته از تورات است" سخنی به غایت نادقیق است (تبیین نسبت این دو نیاز به توضیح مفصل دارد) ۳-باید توجه داشت که این متون مبتنی بر جهان بینی عصر خود نگاشته شدند و ما که به صورت پیش‌فرض با داده ها و جهان بینی کنونی به این مطالب نگاه می‌کنیم، مطالب این متون در نظرمان عجیب است اما از گپ و فاصله‌ای که در این میان وجود دارد غافلیم (بحث "چاله لیسینگ" اینجا جالب توجه است) اسطوره شناسی اینجا به ما کمک می‌کند تا ورای مطالب، تلاش کنیم به اندیشه و دیدگاهی که متون زائیده آن است نزدیک تر شویم و درک کنیم که فارق از واقعیت تاریخی داشتن یا نداشتن یک داستان، چنین داستانی چه کارکردی برای افراد آن زمان داشته و بیانگر چه اندیشه‌ای است (این نگاهی دین‌پژوهانه است تا الهیاتی) در پایان هم قابل توجه است که آیه قرآن لزوماً ناظر به چنین چیزی نیست و بیانی معنوی از این قضیه دارد (مثل ماجرای کاخ مرمری در داستان سلیمان و ملکه صبا) موفق باشید🙏🏻
      👍1
کل رشتهٔ گفتگو · 2 پاسخ →
آ
🛑 دکتر محمد مصدق : مملکت مال مردم آست مصدق یک وطن‌ پرست بود و در سیاست پیگیر عزت و حرمت و منافع ایران بود از مخالفتش با پلیس جنوب گرفته تا کوشش برای لغو کاپیتولاسیون و حفظ منافع ایران در جنگ جهانی دوم و در نهایت رهبری نهضت پرافتخار ملی. مصدق هرچه داشت هزینۀ وطن کرد، با سخاوتی بی‌دریغ ، درستکاری مصدق هنوز که هنوز است مثل زده میشود در تمامی مقام‌هایی که تصدی کرد چه در مالیه، چه وزارت خارجه، چه در مجلس و چه در نخست‌وزیری... او تمام عمرش از دولت حقوق نگرفت و خدماتی را که انجام داد مجانی و بلاعوض بود حقوقش را صرف خیریه کرد دولت او پاک‌دست‌ترین دولتی بود که ایرانیان دیده‌اند و هنوز کسی نتوانسته در این باب، حتی از دور، رقیب وی به شمار بیاید پابندی وی به استقلال ایران نیز در بالاترین حدی است که دیده‌ایم. نهضت بزرگ ملی بود که دست استعمار انگلستان را از ایران کوتاه کرد و غرور ملی مردمان ما را با این کار بزرگ احیا نمود. استقلالی که از قرن نوزدهم پامال مطامع قدرت‌های بزرگ شده بود و کشور ما را از ردۀ بازیگران سیاست جهانی بیرون برده بود و نقش پیرو درجۀ دوم را به وی محول نموده بود. مصدق با درک درست و عمیقی که هم از دمکراسی داشت و با آشنایی کم‌نظیرش با ساختار اجتماعی و اداری ایران قبل از مشروطیت و نیز خود انقلاب مشروطیت و مدرن‌سازی پس از آن، بهترین راهنما برای بردن کشور ما به‌سوی دمکراسی بود و تثبیت این نظام سیاسی. شاید بتوان، در کنار همۀ اینها، مهم‌ترین دستاوردش را در زمینۀ آزادی‌خواهی، آزادی بیانی دانست که از روز اول صدارتش در ایران برقرار ساخت و تا روز آخری که بر قدرت بود، پاس داشت. دوران مصدق دوران طلایی آزادی بیان در ایران است و هنوز که هنوز است فروغش از ورای سال‌ها، خاطر ما را روشن میکند. می‌پرسید که مصدق امروز به چه درد ما می‌خورد؟ مصدق در این هر چهار مورد که خواست‌های حیاتی ماست، معیار و حدنصاب تاریخی است، سرمشق است و نماد. معیار است چون همۀ اینها را در بالاترین حد تحقق بخشید و برای ما به یادگار گذاشت وقتی میخواهیم موقعیتمان را بسنجیم به او رو میکنیم. سرمشق است چون با نگاه به اوست که میتوانیم راهجویی کنیم، ببینیم که از کدام طرف باید برویم و چگونه راه بپیماییم، رفتارمان را با او میزان می‌کنیم و بسا اوقات از خود می‌پرسیم که اگر او جای ما بود چگونه رفتار می‌کرد.… خواندن کامل ←
1 · 13 ·

فید عمومی باز از ایندکس جست‌وجو ChatCrawler — «Google برای Telegram عمومی»؛ با خزش انجمن به‌روز می‌شود. زمان‌ها به UTC است.

فقط محتوای عمومی، API رسمی Telegram. دربارهٔ ما · پرسش‌ها · محدودیت‌های ایندکس · حذف یک صفحه · کاتالوگ · جست‌وجو · روش محاسبهٔ ما