Farzam
پیوند
برای نمایش کلیک کنید
برای نمایش کلیک کنید
این ویدیو اپیزود ۹۴ پادکست اثر پروانهای (BFE Talk) با حضور آریانحیدری و میزبانی امین محمدیه. گفتگو بیشتر از اینکه صرفاً درباره کنکور باشه، درباره مسیر شغلی، شکست، دانشگاه، پول، رابطه، موفقیت و گذر زمانه.
یکی از بحثهای ابتدایی درباره اینه که چرا هر سال در شبکههای اجتماعی با موج سختترین کنکور تاریخ مواجه میشیم. آریانحیدری معتقده بخش زیادی از این فضا نتیجه الگوریتمهای شبکههای اجتماعیه و دانشآموز و مدرس ممکنه برای توجیه نتیجه به سخت بودن آزمون متوسل بشه. از طرف دیگه، چون کنکور یک آزمون رقابتی و ترازمحوره، سخت شدن سؤالها لزوماً به معنی بدتر شدن رتبه همه نیست؛ اگر آزمون برای همه سختتر بشه، میانگین عملکرد هم پایین میاد و رقابت همچنان بر اساس جایگاه نسبی افراد انجام میشه. به نظر اون سازمان سنجش هم برای جدا کردن داوطلبان برتر رشتهها و دانشگاههای پرتقاضا، ناچار به طراحی سؤالهای دشوارتره.
در ادامه بحث به دانشگاه و ضرورت تحصیل میرسه. آریانحیدری معتقده همه قرار نیست دانشگاه برن و دانشگاه تنها مسیر موفقیت نیست، اما آموزش عمومی تا پایان دبیرستان اهمیت زیادی داره؛ چون علاوه بر دانش پایه، نظم فکری و توانایی مواجهه با چالشها رو ایجاد میکنه. در مقابل، امین محمدی تأکید میکنه که نباید موفقیت رو فقط در مسیر دانشگاه تعریف کرد و استعدادهایی در ورزش، هنر یا حوزههای دیگه ممکنه نیازی به این مسیر نداشته باشن.
یکی از جذابترین قسمتهای گفتگو، داستان ویسهای جنجالی آریان حیدریه. خودش توضیح میده که این فایلها مربوط به سالهای ابتدایی فعالیتش و زمانی بوده که بهدلیل جوونی و کمتجربگی، مدیریت یک کلاس شلوغ رو درست انجام نمیداده. برخلاف تصور امروزی، انتشار ویسها در ابتدا سکوی پرتاب نبود؛ بلکه باعث از دست دادن قراردادهای کاری، ممنوعالتدریسی در بعضی شهرها و سقوط شدید درآمدش شد. مدتی مجبور شد برای تأمین هزینههای زندگی در مدارس معمولی و کلاسهای مختلف اطراف تهران تدریس کنه. چیزی که در نهایت باعث بازگشتش شد، استمرار و بعدتر گسترش آموزش آنلاین در دوران کرونا بود.
در بخش اقتصادی، آریانحیدری درباره درآمد مدرسهای کنکور و تصویری که از مافیای کنکور وجود داره صحبت میکنه. از نگاه اون، مقیاس مالی بازار آموزش کنکور در مقایسه با ساختوساز بسیار کوچکتره و نمیشه صرفاً به دلیل درآمد بالای بعضی مدرسها، یک سیستم مافیایی برای اون تعریف کرد. همچنین توضیح میده که اگر درآمد گذشته را با طلا یا ارزش واقعی پول مقایسه کنیم، قدرت خرید بسیاری از مدرسها کاهش پیدا کرده. با این حال، سالها تدریس به اون استقلال مالی قابلتوجهی داده و بعد از رسیدن به این نقطه، وارد حوزههایی مثل ساختوساز شده.
مسیر تحصیلی خودش هم جالبه. کارشناسی مهندسی کامپیوتر در امیرکبیر رو نتیجه یک انتخاب اشتباه و بدون علاقه میدونه و دوران کارشناسی رو تجربه مثبتی نمیدونه. بعدتر برای MBA وارد دانشگاه شریف میشه و این دوره رو نقطه مهمی در تغییر نگرش، ادبیات و مهارت ارتباطی خودش معرفی میکنه. سالها بعد، از روی علاقه شخصی سراغ جامعهشناسی میره. نکته مهم این بخش اینه که ارزش دانشگاههای برتر فقط در درسها نیست؛ بخش بزرگی از مزیت اونها به کامیونیتی، شبکه ارتباطی و قرار گرفتن در محیطی پر از آدمهای توانمند برمیگرده.
بخش شخصیتر گفتگو به ازدواج و نقش همسرش در مسیر زندگی میپردازه. حیدری از آشنایی در ۲۲ سالگی و روزهایی صحبت میکنه که هنوز نه سرمایهای داشته و نه موقعیت شغلی تثبیتشدهای. همسرش در سالهای ابتدایی فعالیت حرفهای همراه او بوده و حتی در کارهایی مثل پخش بروشور و پیدا کردن حوزههای آزمون کمکش کرده. روایت اون درباره ارزش داشتن یک همراه در دورهایه که هنوز موفقیت به دست نیومده.
در قسمت پایانی، بحث به نحوه فرار از روزمرگی و فشار ذهنی میرسه. آریانحیدری نسبت به کتابهای انگیزشی و روانشناسی زرد مثل آثار رابرت کیوساکی و برایان تریسی نگاه مثبتی نداره و برای استراحت ذهنی بیشتر سراغ سریالهای طنز قدیمی یا فیلمهای ترسناک میره. همچنین علاقه زیادی به رشت و شهرهای قدیمی مثل اصفهان داره و رشت رو یکی از آرامشبخشترین مکانها برای زندگی میدونه.
اما شاید مهمترین ایده کل گفتگو در پایان مطرح میشه: اهمیت چیزهایی که امروز تمام زندگی ما به نظر میرسن، با گذشت زمان تغییر میکنه. رتبه کنکور، قبولی دانشگاه یا اتفاقی که در ۱۸سالگی بزرگترین مسئله زندگیه، چند سال بعد بخش کوچکی از داستان زندگی خواهد بود. وقتی قاب زندگی از نمای بسته نوجوانی و کنکور به نمای باز بزرگسالی تغییر میکنه، میبینی که کنکور فقط یکی از هزاران اتفاقیه که در مسیر زندگی رخ داده؛ و بخش اصلی داستان تازه بعد از اون شروع میشه.
[YouTube]
1 · 130 ·