فارسی
باز کردن در Telegram
ببوفنامه 𓅓

بوفنامه 𓅓

@Boofname · کانال · سرگرمی · ایندکس از 2026/08/25
25مشترک
41پست در 30 روز
498پست در ایندکس
ب
بوفنامه 𓅓
استخوان مردگان را شخم بزن اولگا توکارچوک در کتاب «استخوان مردگان را شخم بزن» یک سوال ساده اما آزاردهنده می‌پرسد: اگر انسان خودش را صاحب جهان بداند، چه چیزی مانع می‌شود که طبیعت را هم به دادگاه بکشد؟ داستان در جهانی سرد و دورافتاده می‌گذرد، جایی که مرگ آدم‌ها کم‌کم با مرگ حیوانات گره می‌خورد. اما مسئله فقط پیدا کردن قاتل نیست. توکارچوک آرام‌آرام نگاه ما را عوض می‌کند. از انسان به حیوان، از قانون به اخلاق، و از «چه کسی این کار را کرده؟» به «چه کسی حق دارد دیگری را بکشد؟» راوی، زنی که شیفتگی عجیبی به حیوانات و ستاره‌شناسی دارد، به جهانی باور دارد که در آن مرز میان انسان و طبیعت آن‌قدر که تصور می‌کنیم قطعی نیست. برای او حیوانات صرفا موجوداتی پایین‌تر از انسان نیستند، آن‌ها بخشی از همان جهانی‌ هستند که ما خودمان را حاکم آن می‌دانیم. و اینجاست که فلسفه‌ی کتاب تاریک می‌شود. قانون همیشه مساوی عدالت نیست. ممکن است چیزی از نظر قانون مجاز باشد و از نظر اخلاقی وحشتناک. ممکن است جامعه قتلی را محکوم کند، اما کشتن موجودی دیگر را عادی بداند، فقط چون آن موجود نمی‌تواند از خودش دفاع کند. توکارچوک در واقع جای قربانی و مجرم را جابه‌جا می‌کند. شاید سوال اصلی این نباشد که چه کسی انسان‌ها را می‌کشد، شاید باید بپرسیم انسان‌ها پیش از آن، چه حقی برای کشتن دیگر موجودات برای خودشان ساخته‌اند؟ حتی طبیعت در این رمان بی‌طرف نیست. جنگل، حیوانات، زمستان، ستاره‌ها و استخوان‌هایی که زیر خاک می‌مانند، فقط پس‌زمینه‌ی داستان نیستند، انگار جهان فراموش‌شده‌ای هستند که انسان سال‌هاست صدایش را نمی‌شنود. «استخوان مردگان را شخم بزن» درباره‌ی انتقام نیست؛ درباره‌ی عدالتی است که شاید انسان تنها معیار سنجش آن نباشد. و شاید ترسناک‌ترین قسمت ماجرا همین باشد: اینکه برای لحظه‌ای تصور کنیم اگر طبیعت می‌توانست درباره‌ی انسان قضاوت کند، حکم دادگاه چه میشد؟
26 ·
ب
فایل صوتی
اسم Khatereh Group.m4a · 3.8 MB · برای نمایش کلیک کنید
حرفت حرف من اسمت اسم من قلبت قلب من اگر بمونی
31 ·
بوفنامه 𓅓
عکس
روز دختر مبارک
❤5
37 ·
در ستایش دختر ، از نخستین اسطوره تا آخرین مقاومت پیش از آن‌که مردان برای جهان قانون بنویسند، پیش از آن‌که پادشاهان مرز بکشند و نام خود را بر سنگ‌ها حک کنند، زمین در سکوت خود چیزی را می‌پروراند که بعدها نامش را زندگی گذاشتند. و زندگی، در تمام صورت‌های شگفت‌انگیزش، بارها با چهره‌ی یک زن به جهان آمد. در اساطیر یونان، آتنا از سر زئوس زاده شد، با زره و نیزه، خردمند و جنگاور. آرتمیس، کمان‌به‌دست، آزادی خود را در جنگل‌ها جست‌وجو کرد و حاضر نشد زندگی‌اش را به خواست دیگران واگذار کند. در اساطیر بین‌النهرین، اینانا به قلمرو تاریکی قدم گذاشت. به جایی که قدرت، حتی برای خدایان نیز بهایی سنگین داشت. و در اساطیر ایران، آناهیتا، ایزدبانوی آب‌ها و باروری، نماد پاکی، زایندگی و نیرویی بود که زندگی را در رگ‌های جهان جاری می‌کرد. اسطوره‌ها، هرکدام به زبانی، چیزی را به یادمان می‌آورند: زن تنها تماشاگر آفرینش نیست، گاهی خرد است، گاهی جنگ، گاهی عشق و گاهی همان نیروی سرکشی که اجازه نمی‌دهد جهان به سکون تن بدهد. اما زیبایی دختر، پیش از آن‌که در شعرها و مجسمه‌ها زندانی شود، چیزی فراتر از صورتی زیبا بود. زیبایی او در خنده‌ای بود که خانه‌ای خاموش را زنده می‌کرد، در ذهنی که سوال می‌پرسید، در دستی که دستی دیگر را می‌گرفت، در شجاعتی که می‌توانست از میان ترس عبور کند و در قلبی که با وجود تمام زخم‌های جهان، هنوز توان دوست‌داشتن داشت. و چه ظلم عجیبی است اگر از میان تمام این شکوه، تنها چهره‌اش را ببینیم. دختر نه افتخار یا ننگ یک مرد و نه موجودی که ارزشش را باید با میزان اطاعتش سنجید. او انسانی مستقل است، با رویاهایی که شاید هیچکس جز خودش معنایشان را نداند، با حق انتخاب، با حق اشتباه‌کردن، با حق نه گفتن و با حق ساختن زندگی‌ای که قرار نیست نسخه‌ی مورد پسند دیگران باشد. و این حرف، در سرزمینی چون ایران، معنای دیگری هم دارد. ایران، سرزمین زنانی است که نامشان گاهی در کتاب‌های تاریخ کم‌رنگ شده، اما اثرشان از میان نرفته است، از آرتمیس فرمانده در روایت‌های باستانی گرفته تا گردآفرید، زن جنگاور شاهنامه که در برابر سهراب ایستاد و با شجاعت و خرد، تصویر زن را از حصار ضعف بیرون کشید. از پوراندخت، پادشاه ساسانی، تا زنانی که در روزگار معاصر، در علم، هنر، ادبیات و زندگی روزمره، راه‌هایی را پیمودند که پیش از آنان … خواندن کامل ←
❤‍🔥4❤3
1 · 46 ·
ب
فایل صوتی
To Leave Shamrain.m4a · 4.1 MB · برای نمایش کلیک کنید
❤4
42 ·
ب
بوفنامه 𓅓
ویدیو
AQOepvu6yBFQj7WIW7bVGti_t4g7WW1YAseKAWkYfs2wIO2RUwb69buGLfkw · 2.7 MB
Mood:
💯3🍓1❤1
1 · 47 ·
ب
بوفنامه 𓅓
«من هنوز دوستت ندارم آدمیزاد، اما در این شب وقتی به رنج هایت، تن شکنجه دیده و روحت، که تسلیم تصلیبی ابدی شده ، فکر می کردم، بارها نزدیک بود گریه کنم. برای گرگ، گرگ بودن خوب است، برای خرگوش، خرگوش بودن و برای کرم هم کرم بودن؛ چرا که روح آن ها تار و حقیر است و اراده شان تسلیم. اما تو ای انسان، خدا و شیطان را همزمان در وجود خود جمع داری و این دو در چنین کالبد تنگ و تاریکی چه وحشتناک با هم در ستیزند! گرگ بودن، غلبه بر مغلوب، گرفتن گلوی او و نوشیدن خونش سهم خدای وجود توست و خرگوش بودن، پنهان کردن گوش ها در پس پشتی خمیده هم سهم شیطان!» ـ یادداشتهای شیطان ( لیاندری آندری‌یف )
❤5
32 ·
بوفنامه 𓅓
روز بداخلاق و گند اخلاق ها رو به خودم تبریک میگم و ده تا فحش هم میزارم کنار برای کسایی که تبدیلم کردن به همچین آدمی.
😢3👍1
1 · 28 ·
ب
آنچه انسان در کودکی دریافت نمی‌کند، تا ابد در زندگی‌اش جای خالی خواهد داشت. ـ کتاب پدران فصل یازدهم نوشته میکلوش واموس
❤4
25 ·
بوفنامه 𓅓
عکس
گهواره اضداد گهی خاموش و بی‌فریاد، گهی سرمست و دل‌شادان گهی در بند یک رویا، گهی از زندگی آزاد گهی چون موج بی‌ساحل، گهی چون صخره در طوفان گهی در خلوت شب‌ها، گهی هم‌صحبت باران گهی دل‌بسته فردا، گهی دلتنگ دیروزم گهی از خویش گریزانم، گهی با خویش می‌سوزم گهی در اوج خوشبختی، گهی غرق غم و ماتم گهی لبریز بخشایش، گهی در خشم بی‌رحمم گهی از عشق می‌خوانم، گهی از مرگ می‌نالم گهی در آسمان هستم، گهی در خاک می‌مانم منم گهواره اضداد، میان بودن و نابود گهی سرشار از ایمان، گهی از هر یقینم دور نه یک‌رنگم، نه یک‌رویم، نه آرامم، نه دل‌سردم من از جمع تناقض‌ها، خودم را باز می‌سازم. ـ سورنا
❤‍🔥3❤2
2 · 43 ·
فایل صوتی
Blood Feuds, Ancient And Modern Woody Jackson.m4a · 6.7 MB · برای نمایش کلیک کنید
❤3💯1
29 ·
بوفنامه 𓅓
ویدیو
AQPGIAz73_waQMtV4PkXLuDu1TBmsOHeCKbszcK7NQ_CC1ZMf1WQ_vvGdCut · 1.8 MB
❤4
23 ·
ب
فایل صوتی
Homeyra-Peiret-Besouzeh-Asheghi-128.mp3 · 5.4 MB · برای نمایش کلیک کنید
❤3🍓1
23 ·
ب
بوفنامه 𓅓
عکس
یادمه یه زمانی مکرون رییس جمهور فرانسه می‌گفت مردم ایران آماده دموکراسی نیستند...
💯3❤2
2 · 25 ·
بوفنامه 𓅓
عکس
مرگ من روزی فرا خواهد رسید در بهاری روشن از امواج نور در زمستانی غبارآلود و دور در خزانی خالی از فریاد و شور مرگ من روزی فرا خواهد رسید روزی از این تلخ و شیرین روزها روز پوچی همچو روزان دگر سایه‌ ای ز امروزها دیروزها دیدگانم همچو دالانهای تار گونه‌هایم همچو مرمرهای سرد ناگهان خوابی مرا خواهد ربود من تهی خواهم شد از فریاد درد می‌خزند آرام روی دفترم دستهایم فارغ از افسون شعر یاد می‌آرم که در دستان من روزگاری شعله می‌زد خون شعر خاک می‌خواند مرا هر دم به خویش می‌رسند از ره که در خاکم نهند آه شاید عاشقانم نیمه شب گل به روی گور غمناکم نهند بعد من ناگه به یک سو می‌روند پرده‌های تیره‌ی دنیای من چشمهای ناشناسی می‌خزند روی دفترها و کاغذهای من در اتاق کوچکم پا می‌نهد بعد من با یاد من بیگانه‌یی در بر آیینه‌ام ماند به جای نقش دستی تار مویی شانه‌یی می‌روم از خویش و می‌مانم به خویش هر چه برجا مانده ویران می‌شود روح من چون بادبان قایقی در افقها دور و پنهان می‌شود لیک دیگر پیکر سرد مرا می‌فشارد دست دامنگیر خاک بی‌تو دور از ضربه‌های قلب تو قلب من می‌پوسد آن جا زیر خاک ـ فروغ فرخزاد
❤4
17 ·
ب
فایل صوتی
Forough-Farrokhzad-Tavalodi-Digar-128.mp3 · 4.0 MB · برای نمایش کلیک کنید
همه هستی من آیه تاریکیست که تورا تکرار کنان به سحرگاه شکفتن ها و رستن های ابدی خواهد برد
❤3❤‍🔥1
1 · 26 ·
ب
بوفنامه 𓅓
تو که از ازل غمگین بودی، خنده غمگین‌ترت می‌کند. تو که از ازل تنها بودی، خنده تنهاترت می‌کند. آن‌که چون من با دردی ژرف به زمین آمده باشد، با خنده خوشبخت نمی‌شود.
❤4
12 ·

فید عمومی باز از ایندکس جست‌وجو ChatCrawler — «Google برای Telegram عمومی»؛ با خزش انجمن به‌روز می‌شود. زمان‌ها به UTC است.

فقط محتوای عمومی، API رسمی Telegram. دربارهٔ ما · پرسش‌ها · محدودیت‌های ایندکس · حذف یک صفحه · کاتالوگ · جست‌وجو · روش محاسبهٔ ما