👆👆👆
یکی از مشکلات مربوط به ماشینهای هوشمند این است که احتمالا اولین هزاردستگاهی که ساخته میشوند بسیار بیشعور و کودن خواهند بود. البته اگر توجه کنیم که درصد قابل توجهی از انسان ها دیوانه بوده و گرفتار ژن های فرهنگی (میم) مزاحم هستند، نباید زیاد ناامید شویم. به هر حال باید فکر کنیم که چرا هنوز نتوانستهایم هوش مصنوعی بسازیم. تا کنون پیشرفتهای فوقالعادهای در زمینه ساخت ماشینهائی که بعضی چیزها را در بعضی حوزههای تخصصی میفهمند به دست آوردهایم. اما حدود سال ۱۹۸۰ کارشناسان کشف کردند که به استثنای چند مجموعه کوچک از مسائل ریاضی، رایانهها قادر به حل مسائل دشوار نیستند. هیچ رایانهای قادر به فهم حتی کتاب درسی کلاس اولیها نیست. متخصصان سپس تلاش کردند که ماشینهائی اختراع کنند که باهوش بشوند، اما این تلاشها فایدهای نداشت.
رایانهها واقعا فکر نمیکنند. متخصصان زیادی در تلاش هستند که بفهمند آگاهی و هوشیاری چه چیزی است. اما شاید اصلا هیچ چیزی نباشد. در عوض ۱۲ یا ۱۶ چیز است که ذهن انسان آنها را به خوبی انجام میدهد و هر یک فوقالعاده پیچیده است؛ مانند اینکه به خاطر بیاورید ۵ دقیقه پیش چه کار میکردید. کارکردهای دیگر ذهن عبارتند از تجسم راهحلهای مختلف، برنامهریزی، و مقایسه نتایج. جست و جوی یک جواب مشخص یا یک کارکرد مشخص درباره پرسشهای مربوط به ذهن فایدهای نخواهد داشت. اما انسانها برای شناخت بهتر ذهن اشتیاق بیپایانی دارند. بدترین کار ممکن این است که چند نمونه روبات بیشعور و احمق بسازیم که فقط بلدند با کمترین درجه آزادی بر یک چیز معین تمرکز کنند.
به طور مشابه علاقهمندی به مطالعه منطق نتیجهای نداشته است. هنوز هیچ کسی نتوانسته است یک سیستم منطقی ارائه دهد که از عهده مقایسههای کودکانه و ابتدائی برآید. و این در حالی است که در تفکر انسان مقایسه حرف اول را میزند. علاوه براین ماشینهای هوشمند باید قادر شوند که به یک زبان طبیعی مثلا انگلیسی فکر کنند. در حالی که هر یک از واژههای زبان شاید چندین معنی مختلف داشته و شامل تعابیر استعاری نیز باشند که همگی در طی هزاران سال توسط میلیونها انسان توسعه یافتهاند. ما انسانها به کمک چنین ابهاماتی در زبان قادر میشویم که رویکرد خود به حل مساله را یک ذره تغییر داده و بنابراین هنگام حل مساله گرفتار نشویم. بیتردید منطق در دنیای ریاضیات چیز مفید و مناسبی است اما اگر قرار باشد که یادگیری ماشینها مانند انسانها برپایه مثال و مقایسه استوار باشد، منطق ریاضی فایدهای نخواهد داشت.
اخیرا پیشرفتهائی در زمینه نحوه گذاشتن شعور یا عقل سلیم درون رایانهها به دست آمده است. متخصصان نخست استفاده از منطق را امتحان کردند، اما این کار جواب نداد و به مشکلات متعددی برخوردند. مثلا اگربخواهید بدون پیوندهای متقابل کافی یک سلسله مراتب منظم بسازید، به خاطر تفاوتهای بین کارکرد و ساختار، دو چیز تقریبا مشابه بر روی این درخت منطقی از یکدیگر بسیار فاصله خواهند گرفت.
من در تحقیقات علمی خود به این نتیجه رسیدهام که باید دانش را از طریق انواع مسائلی که قادر به حل آنهاست، طبقهبندی کنیم. البته هنوز چنین نوع طبقهبندی را پیدا نکردهایم. به هر حال به نظر میرسد که تفکر به وضعیتهای متعدد خوب تعریف نشده تکامل یافته است. در باکتریها واکنشهای برنامه ریزی شده متعددی مشاهده میشود، اما باکتریها نمیتوانند از طریق تصور دو واکنش مختلف، تجسم نتایج، و مقایسه آنها یک مساله را حل کنند. در حالی که انسان و بعضی پستانداران نخستین در سطح ظریفی قادر به انجام این کارها هستند.
طرح کلی من درباره ذهن انسان تقریبا شبیه طرح فروید است که اولین بار یک معماری پیچیده درباره نحوه کار ذهن انسان ارائه داد. در همه موارد انتظار رخدادن آنچه باید اتفاق بیافتد میرود، اما ناگهان یک نقص کوچک مانند باگهای نرمافزار کار را خراب میکند. من دنبال یک راه حل کلی وفرمولی که فقط شامل چند بخش باشد نیستم. در عوض فکر میکنم باید یک سیستم رایانهای بزرگ بسازیم که به خوبی کار کند اما چند باگ هم داشته باشد. متخصصان در مرحله بعد باید بکوشند این باگها را مرتفع کنند. این دقیقا همان مسیری است که تکامل میپیماید.
Marvin Minsky
Professor of Media Arts and Sciences, Emeritus, Massachusetts Institute of Technology
The Media Laboratory
Building E15
Massachusetts Institute of Technology
77 Massachusetts Avenue
Cambridge, MA 02139-4307
7 · 1.1K · Сообщение 👆👆👆
16 апреля 2017Рядом в ленте
Rэто сообщение
M