این شما و این
یکی از میانبرهای کاربردی حفظ کردن اسامی:روش جایگاه
فرض کن یک جوراب غولپیکر روی دودکش خونهست و یک سیب داره با اره برقی درخت رو از وسط نصف میکنه. (شبیه محتویات خوابهاست نه؟)
Life off-roading
خبر خوب برای عزیزانی که تا یک ذره تلاش میکنن تمرکز کنن و نمیتونن میگن من ADHD دارم؛
یا بهجای اینکه به خودشون زحمت بدن و حواسشونو جمع کنن بابت هر حواسپرتی میگن اخه من ADHD دارم.
یا جونت رو به لبت میرسونن تا یک کاری رو تحویل بدن چون بهنظرشون ADHD دارن و طبیعیه:
مغز افراد ADHD از افراد سالم، کوچیکتره.
حالا اگر همچنان میخوای نپذیری که اگر گوشی و صد تا محرک دیگه کنار هر کسی باشه، نمیتونه تمرکز کنه و ربطی به بیشفعال بودنش نداره؛ پس پذیرفتی که مغزت از بقیه آدما کوچیکتره🤷🏻♀️
پ.ن: قطعا افرادی که توسط متخصص تشخیص روشون گذاشته میشه و تحت درمان هستن مخاطب این صحبت نیستن.
و مستقیما درباره افرادی هست که دو تا ریلز میبینن و از اسم این اختلال برای نپذیرفتن مسئولیت کارهاشون سواستفاده میکنن.
Life off-roading
این افراد فقط به خودشون آسیب نمیزنن، بلکه در حق افرادی که واقعا فلان بیماری/اختلال رو دارن هم ظلم میکنن.
چون وقتی اسم اختلالات مثل نقل و نبات بدون دانش تخصصی استفاده میشه یا بهتره بگم سواستفاده میشه، از عمق رنجی که افراد مبتلا میکشن، کاسته میشه و دیگه کسی جدی نمیگیرتشون!
اگر منی که موبایلم همیشه بغل دستمه و همه نوتیفیکیشنهام روشنه بیام بگم وای من نمیتونم تمرکز کنم این ADHD امونم رو بریده😭😭😭😭😭 در واقع دارم رنج کسی که واقعا شیمی مغزش متفاوته و واقعا متمرکز موندن در هر حالتی براش سخته رو به سخره میگیرم…
نه متاسفانه!
اختلال بیشفعالی/نقص توجه با یک آزمایش یا نوار مغزی (EEG) بهطور قطعی تشخیص داده نمیشه. تشخیصش عمدتاً بالینیه؛ یعنی روانپزشک یا روانشناس متخصص با بررسی علائم، سابقهی فرد از دوران کودکی، میزان تأثیر علائم روی زندگی و… تشخیص میده. پرسشنامههای استاندارد و تستهای توجه هم میتونن کمککننده باشن، ولی بهتنهایی تشخیص قطعی نمیدن.
یکی از پیچیدهترین بخشهای کار با روان اینه که خیلی وقتها نمیتونیم مثل پزشکی بگیم: «بذار یه عکس بگیریم ببینیم مشکل کجاست!»
مثلاً اگر استخوانی شکسته باشه، با رادیولوژی میتونیم شکستگی رو ببینیم؛ اگر بخوایم مشکلات داخلی رو بررسی کنیم، سونوگرافی و سیتیاسکن و آزمایشهای مختلف میتونن اطلاعات خیلی مهمی بهمون بدن. اما اگر کسی افسردگی، ADHD، وسواس یا اختلال اضطرابی داشته باشه، معمولاً یک MRI یا نوار مغزی وجود نداره که بشه با نگاه کردن بهش گفت: «بله، این فرد این اختلال رو داره.»
حتی با اینکه میدونیم اختلالات روانی با تغییرات و فرایندهای زیستی مغز ارتباط دارن، این تغییرات معمولاً به شکلی نیستن که یک تست پزشکی خاص بتونه تشخیص قطعی بده.
برای همین در روان، خودِ داستان فرد تبدیل به بخشی از «داده» میشه: اینکه چه علائمی داره، از کی شروع شدن، در چه موقعیتهایی ظاهر میشن، چقدر زندگی فرد رو مختل میکنن و آیا توضیح دیگری برای اون علائم وجود داره یا نه.
مثلاً دو نفر ممکنه هر دو بگن «من تمرکز ندارم»، اما یکی ADHD داشته باشه، یکی بهخاطر کمخوابی و استرس نتونه تمرکز کنه و دیگری افسردگی یا اضطراب داشته باشه. ظاهرِ علامت یکیه، ولی علت میتونه کاملاً متفاوت باشه.
همچنین همپوشانی اختلالات و علائم خیلی زیاد هست، یعنی یک نفر ممکنه همزمان دو اختلال رو داشته باشه و هر دو رو نداشته باشه!
درحالیکه در پزشکی میشه یک تشخیص نسبتا قطعی داد و بر اساس اون پروتکل درمانی چید، ولی در حوزهی روان معمولا تشخیص قطعیِ قطعی وجود نداره و پروتکل درمانی روی لبهی تیغ پیش میره در واقع؛ و خب همین باعث میشه این توصیههای عمومی که در فضای مجازی هست یک شمشیر دولبه باشه، چون حتی اگر دو نفر علائم کاملا مشابه داشته باشن دلیل نمیشه مشکل یا اختلال یکسانی داشته باشن که از یک روش درمانی برای جفتشون استفاده کنیم یا یک پیشنهاد رو به هر دو بدیم.
Life off-roading
تا حالا اینطوری به قضیه نگاه نکرده بودم با اینکه خودم از این رفتار ضربه خوردم و الان یهو یک جرقه خورد که دتس ایت!
تمام مدتی که من داشتم سر افسردگیم سرزنش میشدم که پاشو برو قدم بزن خوب میشی پاشو با دوستات برو خوب میشی تاثیر همین برچسب زنی های الکی بوده که هر کی دو روز حالش خوب نبوده به خودش میگفته افسرده و چند روز بعد هم خوب میشده پس من از نظر خانواده دارم اورریاکت میکنم و الکی بزرگش میکنم…
وای واقعا الان روشن شد همه چی برام.
نه تقصیر من بود نه خانواده و اطرافیانم
من یک چیز جدی و واقعی رو داشتم تجربه میکردم در صورتیکه تصویری که تا اون موقع دیده بودم از افسردگی واقعی نبود…
در انتها اینم بگم که چنلتون به نظر من باید خیلی بیشتر دیده بشه و خیلی حیفه که آدم های بیشتری با علوم شناختیِ واقعی ولی با زبان ساده آشنا نشن
برای بعضی از این افراد، ADHD مفهومیه که به وسیلهش میتونن همزمان دو صفت باهوش و کمتمرکز رو باهم داشته باشن تا مسئولیت کمکاریهاشون رو نپذیرن
«من خیلی باهوشم، اما نمیتونم تمرکز کنم و...»
در حالی که تا جایی که حداقل من مطالعه کردهام، مفهوم «هوش» با «کمتمرکزی» در تضاده
تمرکز خودش یکی از معیارهای سنجش هوشه
اینهمه آدم در جامعه نمیتونن همزمان باهوش و کمتمرکز باشن
تعداد کسایی که همزمان باهوش و کمتمرکزن شاید در واقعیت خیلی کمتره
برای بعضی از این افراد، ADHD مفهومیه که به وسیلهش میتونن همزمان دو صفت باهوش و کمتمرکز رو باهم داشته باشن تا مسئولیت کمکاریهاشون رو نپذیرن
«من خیلی باهوشم، اما نمیتونم تمرکز کنم و...»
Mind blowing 🤯
این مفهوم خیلی پر بحث هست و جالب بود اینجا هم ازش خوندم، توی جلسه این هفته ام دوره قربانی
گریزی به همین بحث میزنم و بر اساس مطلب این روز ها همه ADHD دارند شما چطور؟ و
کالایی شدن قربانی سعی میکنم به زوایاش بپردازم.
کوچک بودن و بزرگی ارتباطی به خروجی کارکردی نداره همیشه. میتونی عملکرد یکسانی رو در دو نحوه ی سازمانیابی ساختاری متفاوت در مغز داشته باشی با تراکم و حجم متفاوت سازمانش
لیستی از مستندهای جالبِ مرتبط با روانشناسی، روانپزشکی، نوروساینس و علوم شناختی:
(نسخهی دارای زیرنویس فارسی، روی شمارهها لینک شده.)
۱)اختلال هویت تجزیهای: زنی با پانزده شخصیت
۲)اختلال وسواس:هیولایی در ذهن من
۳)آیا میتوان جلوی آلزایمر را گرفت؟
۴)اسرار بیماریهای ذهنی
۵)درون ذهن من
۶)حقیقتهایی درباره شخصیت
۷) سریال میدان ذهن
۸) مغز شما
-تکمیل خواهد شد
Life off-roading