🔹دموکراسی، آزمون تابآوری جامعه
✍🏻رعنا حاجعلیلو
(روانشناس)
نهادهای سیاسی جوامع بهوسیله سیستم بوروکراسی سعی در یکسانسازی جامعه دارند. این امر در جوامع غیر دموکراتیک پررنگتر است. بهنظر، روشی که جوامع در این فرآیند یکسانسازی برمیگزینند، میزان نزدیکی و دوری آنها را به دموکراسی نشان میدهد: روشهای تنبیهی، تشویق و اقناع از راههای مختلف اجرای برنامه یکسانسازی هستند. تا زمانیکه قدرت بر پایه ترس و تنبیه برقرار باشد، یا با روشهای پنهانی مانند تبلیغ سعی در کنترل مردم کنیم و یا با ابزار تشویق بخواهیم آنها را وادار به انجام کاری کنیم، میتوان حدس زد که آن جامعه از اقتدار دور است. اما در حالت اقناع طرف مقابل بالغ و عاقل فرض شده، گفتگو از حالت مونولوگ درآمده و وارد دیالوگی دو طرفه میشویم.
اما حالت والاتری هم وجود دارد؛ اینکه اجازه تنوع و تکثر را بدهیم و قبول کنیم که میتوان راههای مختلفی برای اهدافی متفاوت اندیشید. به معنایی دیگر،
میتوان مراودات داخل خانواده را نیز نمونهی کوچکی از جامعه دانست؛ اولین محلی که تناقض آرا و حل مشکل و همفکری را لمس کرده و میآموزیم. مخصوصا در سن نوجوانی که به اقتضای هویت، شروع به تفکر انتقادی میکنند، یا حتی در کودکی وقتی در پاسخ به کودکمان استدلالمان این است که: «چون من گفتم» یا «همینه که هست» شاید راه را بر کودک و نوجوانمان ببندیم، اما باید این را بیاموزیم که هر قدر که مجبور به استفاده از قدرت میشویم، نشان میدهد که اقتدار کمتری داریم!
اقتدار در معنای لغوی خود نیز پیروی همراه با تمایل شخصی است. از انتخاب لباس گرفته تا اجرای یک قانون بهنظر میآید در کنار تمایل به عملی شدن آن، به این نیز بیندیشیم که ارزشهای جامعه در نهایت در کدامین فرایند و به چه نحوی پذیرش میگردد، حتی اگر راه درست سختتر باشد.
⚠️بازنشر تنها با ذکر منبع و درج لینک مجاز است
👇👇👇
@iiynaa@iiynaa@iiynaa
🔴 اینستاگرام ما
💄دریوریهای یک زن👠
یکی از ملزومات ازدواجهای ایرانی باکره بودن زن است.
چرا که مرد ایرانی کالای دست دوم نمیپسندد و میخواهد لذت آنباکسینگ را تجربه کند!
پزشکان و خانوادههای ایرانی در هنگام ازدوج سرشان را در لاپای زنان خم میکنند تا از داشتن برچسب اطمینان و پلمپ بودن جنس مطمئن شوند.
در تمام این مدت هیچ کس به فکر شأن و مقام انسانی زن نمیافتد؛ مگر وقتی که زمان پراخت مهریه و شیربها(به بیانی دیگر قیمت کالا) فرا میرسد!
حتی میزان مهریه بر حسب باکره بودن یا نبودن زن کم و زیاد میشود، به این صورت که مهریه زن باکره نصف است.
مسئله اینجاست که با کالا بودن زن مشکلی نداریم، فقط کالای رایگان میخواهیم.
✍🏻 عریان
⚠️بازنشر تنها با ذکر منبع و درج لینک مجاز است.
💁🏻♀️💁🏻♀️💁🏻♀️@iiynaa
🙋🏻♀️ما را در اینستاگرام دنبال کنید.
🔹چند سوال و جواب کوتاه در مورد اعتراضات اخیر
✍🏻حسین ادیبان
(جامعهشناس)
در چند روز اخیر گزارشهایی از وقوع اعتراضات در شهرهای متعدد ایران منتشر میشود. این اعتراضات را میتوان با توجه به دلایل تاریخی، اجتماعی و اقتصادی تحلیل نمود. در مورد دلایل پدید آمدن این اعتراضات مطالب بسیاری نوشته شده است و لذا به این مسئله ورود نمیکنم. آنچه که در این یادداشت بهدنبال توصیف و تحلیل آن هستم، جوابهای کوتاهی است از وضع موجود این وقایع که بعنوان یک پژوهشگر جنبشهای اجتماعی بدانها خواهم پرداخت:
۱. آیا اعتراضات اخیر را میتوان یک جنبش اجتماعی نامید؟
جواب: فعلا نع! یکی از ویژگیهای جنبشهای اجتماعی داشتن گفتمان مشخصی است که در رفتارها، شعارها و یا سخنان رهبران و یا اعضای فعال آن نمود پیدا میکند. این گفتمان اجزایی دارد که مختصات جنبش را نشان میدهد. نیز اعضای جنبش را حول محوریت گفتمان، منسجم و متشکل میسازد. بعنوان مثال در جنبش ۱۴۰۱ گفتمان این جنبش تقریبا مشخص بود و لذا شعارها، سخنان رهبران و رفتار اعضای آن در خیابان، همگی تقریبا در یک راستا قرار داشتند.
اما چرا در جواب سوال «فعلا نع» گفته شد؟ از دیگر ویژگیهای یک جنبش اجتماعی، استمرار آن است. این اعتراضات بتازگی شروع شدهاند و لذا جواب قطعی دادن فعلا مشکل است و باید منتظر بود تا استمرار و یا خاتمه آن را ببینیم.
۲. آیا این اعتراضات به طبقه خاص اجتماعی متعلق است؟
با توجه به دادههای چند روز اخیر میتوان گفت که بنظر در این اعتراضات بیشتر طبقات فرودست جامعه حضور دارند. این قضیه را میتوان از نقشه توزیع جغرافیایی اعتراضات نیز فهمید. اعتراضات در شهرهایی جریان دارند که عموما طبقه متوسط و یا ثروتمند آنچنانی و موثر را نمیتوان در آنها پیدا کرد. وجه مشخصه این شهرها، بیکاری بالا، عدم صنعتی شدن، فقر و مهاجرت میباشد که همراه با مسائل عدیده اجتماعی روبرو هستند. از دیگر علامتها، رفتار اعتراضی کنشگران در این اعتراضات است که حالت بسیار خشن داشته و از ویژگیهای اعتراضات طبقات فرودست میباشد. نشانه دیگر، نپوشاندن صورت شمار قابل توجهی از معترضان است. چنانچه این معترضان ابایی در شناخته شدن ندارند؛ چراکه بلحاظ اقتصادی و اجتماعی، چیزی نیز برای از دست دادن ندارند.
۳. تا چه زمانی این اعتراضات ادامه خواهد داشت؟
بنظر اگر طبقه متوسط شهری به این ا
💄دریوریهای یک زن👠
نوشته بود اگه با یکی آشنا شدید، صورتتون جوش زد، خوابتون بهم ریخت، از اون آدم دوری کنید؛ بدنتون هیچ وقت اشتباه نمیکنه.
تجربه تلخی که از یک رابطه دارم گواه این ماجرا هست؛ روزهایی که باهاش گذروندم رفته رفته اضطراب به جانم انداخت و بعد از چند ماه من مرتب کابوس میدیدم، کمردردی بیسابقه که علت فیزیولوژی نداشت چنان در بدنم جا خوش کرده بود که هرچند وقت یکبار برای یک هفته خونهنشینم میکرد.
اون موقع اصلا فکر نمیکردم که اینها علامتی هست از هشیاری عمیق روحم که فهمیده در چه رابطه اشتباهی وارد شدم، چون در ظاهر همه چیز خوب بود.
اما در گذر زمان اون کابوسها رو در واقعیت زندگیم دیدم، علت اون کمردردها برام مشخص شد که کاملا عصبی بودند.
و الان فکر میکنم ارتباط با بدن چقدر مهمه!
ما اگر همین یک چیز را خوب بیاموزیم، چه راهنمای دقیق و قابل اعتمادی در کنار خودمون داریم.
من که اینقدر در فهم این زبانِ تن ضعیف بودم، الان دیگه برا خودم یک دفترچه دارم که در اون مراقبتهای روزانه و گوش سپردن به صدای بدنم رو تمرین میکنم.
نمیدونم آقایون همچین حسی داشته باشند یا نه، اما بدن خانمها تا این اندازه هوشیار و هوشمنده.
✍🏻 ولگا
⚠️بازنشر تنها با ذکر منبع و درج لینک مجاز است.
💁🏻♀️💁🏻♀️💁🏻♀️@iiynaa
🙋🏻♀️ما را در اینستاگرام دنبال کنید.
🔹مهر، آبان یا دی ماه! کدام یک بهتر است!؟
✍🏻حسین ادیبان
(جامعهشناس)
توضیح مهم ابتدایی: این یادداشت در آبان ۱۴۰۱ نوشته شده ولی اولین بار است که منتشر میشود.
در پنج سال گذشته [تا سال ۱۴۰۱] اعتراضات عدیده و گستردهای در مناطق و شهرهای متعدد ایران روی داده است. مهمترین این اعتراضات در دی ماه ۹۶، آبان ۹۸ و در ماه گذشته (مهر ۱۴۰۱) مشاهده میگردد. با مشاهده اتفاقات، اعتراضات و جنبشهای یاد شده میتوان به تفاوتهایی مهم بین اعتراضات مهر امسال [۱۴۰۱] با اعتراضات دی ۹۶ و همچنین آبان ۹۸ رسید.
مهمترین تفاوت جنبش اخیر [۱۴۰۱] با اعتراضات قبلی در بدنه و خاستگاه اعضای آن میباشد که این امر باعث بروز تفاوتهای دیگر در سایر ابعاد جنبش نیز گردیده است. خاستگاه اکثریت اعضای جنبش اخیر [۱۴۰۱] طبقه متوسط جامعه است، درحالیکه مشارکتکنندگان در اعتراضات ۹۶ و ۹۸ بیشتر از طبقه فرودست جامعه بودند. البته در توضیح طبقه متوسط جامعه ایران در وضعیت کنونی، نوشتههای عدیدهای منتشر شده است؛ مبنی بر اینکه بنابر تعاریف طبقه متوسط، خودِ این طبقه در ایران به طبقه فرودست فرو غلطیده است. اما بهنظرم بهعلت اینکه این طبقه دههها در وضعیتِ شبهطبقه متوسط میزیست، لذا فرهنگ سیاسی و خواستهای اجتماعی و سیاسی این طبقه هنوز پابرجاست.
حضور اکثریتی طبقه متوسط (نسبت به طبقات دیگر) در اعتراضات مهر ۱۴۰۱ خود را در شعارها، رفتارها، نوع خیزش، نوع خواستها، نوع سازماندهی و... نشان میدهد. همچنین با مراجعه به اعتراضات دی ۹۶ و آبان ۹۸ بهراحتی میتوان تفاوتهایی را بین اعتراضات یادشده و جنبش اخیر [۱۴۰۱] دریافت.
یکی از مهمترین تفاوتهای اعتراضات مهر ۱۴۰۱ در نوع رفتار خیابانی اعضای جنبش است. اعضای این جنبش نسبت به دو اعتراض قبلی، با کمترین سطح خشونت که ویژگی یک جنبش اجتماعی طبقه متوسط است خود را نشان میدهد. تعداد کشتههای طرف مقابل جنبش (و نه از اعضای جنبش) و مهمتر از آن میزان آسیب به اماکن عمومی و یا خصوصی در حداقل ممکن قرار دارد. این مسئله را میتوان با اعتراضات دی ۹۶ و آبان ۹۸ مقایسه کرد. در اعتراضات آبان ۹۸ در کمتر از یک هفته، حدود ۱۰۰۰ شعبه بانک، ۵۰۰ مرکز دولتی، ۳۰۰۰ دستگاه خودپرداز، ۱۲۰ پمپ بنزین، ۱۰۰۰ مغازه، ۲۰۰ فروشگاه زنجیرهای، ۵۰ مرکز نظامی و ۱۰۰۰ خودروی شخصی و عمومی در حدود ۱۸۰ شهر متحمل خسارت گردید.
با سلامی دوباره به همراهان ایینه بعد از قطعی اینترنت و تاریکی مطلق
سخنی برای گفتن نداریم و هیچ توانی برای نوشتن🥀
🖤🖤🖤در حسرت و دریغ جانهای شجاع و عزیزی که از میانمان رفتند و به احترام آنان مدتی قلم را بر زمین گذاشته و سکوت میکنیم.🖤🖤🖤
نظارهگر هستیم، میاندیشیم و میدانیم در این جغرافیا گفتن و شنیدن معنایی ندارد.
چند صباحی خاموش میمانیم باشد که امید دوباره در دلهایمان جوانه زند...🕊🕊🕊
👇👇👇
@iiynaa@iiynaa@iiynaa
🔴 اینستاگرام ما
💄دریوریهای یک زن👠
«آبرو» اگر کلمهی خوبیه، چرا وقتی مردی تجاوز میکنه سر جاش میمونه ولی وقتی زنی قربانی تجاوز میشه میریزه؟
خبر خودکشی دختران لرستان رو شنیدید؟
اینکه یکی از دختران به دست پدرش کشته شد چطور؟
مشکل، دیده شدن بدن زن بود؟
مشکل، تهمتها و الفاظ رکیک بودن؟
نه! مشکل از عکس یا فحش جنسی نیست.
مشکل، دوگانه «دختر خوب و دختر بد» هست.
کی میخوایم دست از اثبات کردن اینکه «من دختر خوبی هستم» یا «من همون دختر خوبه هستم» یا «من مثل دخترای بد نیستم» برداریم؟
✍🏻خراب
⚠️بازنشر تنها با ذکر منبع و درج لینک مجاز است.
💁🏻♀️💁🏻♀️💁🏻♀️@iiynaa
🙋🏻♀️ما را در اینستاگرام دنبال کنید.
🔹جنگ و دیگر هیچ!
✍🏻حسین ادیبان
(جامعهشناس)
همه منتظر خبر جدیدی هستیم. نوتیف میآید؛ خبر را میخوانیم. بعد از چند دقیقه، دوباره منتظر خبر جدیدی هستیم. نوتیف و خواندن خبر... چند دقیقه و ساعت بعد... نوتیف و...
هیچیک از نوتیفها و خبرها ما را قانع نمیکنند. حتی کلافه و سرخورده هم نمیشویم! شاید هم استمرار اخبار است که ولع ما را تشدید کرده! و شاید هم عامل دیگری علتالعلل است!
یکی از مهمترین ویژگیهای تمامی جنگها، تغییرات زود به زود شرایط است. در جنگ همه چیز مدام در حال تغییر است. تغییر، تغییر، تغییر... خبر، خبر، خبر... نوتیف، نوتیف، نوتیف...
آنچه در جنگ ثابت و غیرقابل تغییر است، همان خود جنگ است! جنگ آنقدر ابهت و عظمت دارد که همه چیز را زیر سایه خود بکشاند! همه چیز را! حتی اخبار اقتصادی و یا شرایط اجتماعی و... زیر سایه ترسناک جنگ گم میشوند. به عبارتی دیگر، «زندگی» و «معنا» در میان خروش اخبار جنگ محو میگردند. در این موقع، زمان و مکان، دیگر معنایی ندارند. هر زمانی زمان جنگ است و هر مکانی مکان جنگ!
در شرایط جنگی شاید تنها زمان باقیمانده برایمان، زمان حال باشد. شاید بهواسطه جنگ، انسانها نزدیکی عجیبی با حیوانات و دیگر موجودات زنده پیدا کنند؛ همچون آنها فقط زمان حال را زیستن. اما انسان نمیتواند حیوان باشد؛ چون قبل از جنگ، دستوپای خود را با عوامل بسیاری پیوند زده است. عواملی که انسان را به زمان و مکان پیوند میدهند. زمان و مکانی که دیگر در دسترسش نیستند، ولی عواقبشان باقی است! در زمان حال زیستن، شرایط مساعدی میطلبد که جنگ آن را نیز از آدمها دریغ میکند!
شاید مهمترین عارضه این بیزمانی و بیمکانی برای انسان «فراموشی» باشد. انسان ذاتا با زمان و مکان معنا مییابد و اعمالش در فضای زماندار ثبت میگردد. شاید این فراموشی جمعی نیز امر بدی بهنظر نرسد! در این «نافضای بیزمان»، تمامی دردها و مشکلات شخصی و جمعیمان محو میگردند. فرد و جامعه محو جنگ میشوند؛ و شاید بهتر باشد که بگوییم ذبح جنگ میشوند!
نوتیف میآید! احتمالا خبر مهمی باشد! چند دقیقه بعد، نوتیف و خبری جدید! خبری از جنگ. جنگی که حتی بدون بمباران میتواند تلفات بزرگی بگیرد. همه چیز محو جنگ میشود. همه چیز! آنچه باقی میماند جنگ است و دیگر هیچ!
⚠️بازنشر تنها با ذکر منبع و درج لینک مجاز است
👇👇👇
@i
💄دریوریهای یک زن👠
داشتم به این موضوع فکر میکردم که چقدر رفتارهای جامعهپذیریمون ناخودآگاهه...
تو کارگاه فمینیستی دیروز، با اینکه جمعیت زنها خیلی بیشتر بود، اما تمام مدت این اقلیت مردان بودن که داوطلب صحبت، نقد و پاسخ به سوالات میشدن.
حتی جایی که قرار بود درباره «برابری» صحبت کنیم، الگوی صحبت کردن باز هم نابرابر و یکطرفه بود. این به ما یادآوری میکنه که کمالگرایی و خودسانسوری زنان چقدر ریشهداره و چقدر لازمه گاهی فقط میکروفون رو روشن کنیم، بدون اینکه منتظر یک نظر «بینقص» باشیم! و بلعکس در این الگوی جامعهپذیری مردان یاد گرفتن بدون وابستگی به میزان تسلطشون، سریع و با اطمینان فضا رو اشغال کنن!
✍🏻دیوار
⚠️بازنشر تنها با ذکر منبع و درج لینک مجاز است.
💁🏻♀️💁🏻♀️💁🏻♀️@iiynaa
🙋🏻♀️ما را در اینستاگرام دنبال کنید.
🔹ارواح و انقلابها
✍🏻 ایلقار دیانتی
(دانشجوی کارشناسی ارشد تاریخ)
دیوید تامسن معتقد است که در انقلابها، افسانهها قدرت میگیرند و ارواح در میان جمعیت راه میروند.[۱] این ارواح، مردگان نیستند، بلکه تصویرهایی هستند که جامعه از گذشته و شخصیتهای تاریخی ساخته است. انقلابها بیش از آنکه صرفاً در پی ساختن آینده باشند، اغلب گذشته را احضار میکنند تا برای خود هویت و مشروعیت بسازند.
کارل مارکس در هجدهم برومر لویی بناپارت مینویسد: «بار سنت همه نسلهای گذشته با تمامی وزن خود بر مغز زندگان سنگینی میکند.»[۲] انقلابها و جنبشها بارها مردگان را از دل تاریخ بیرون کشیده و به اسطوره تبدیل کردهاند. ناپلئون، با وجود جنگهای خونینش و قربانی کردن نیمی از جوانان فرانسوی در جنگ های توسعه طلبانهاش، در بخشی از ملیگرایی فرانسه به نماد عظمت ملی بدل شد. هیتلر، با وجود جنایتهایش، هنوز در برخی جریانهای نئونازی ستایش میشود و روبسپیر، با وجود نقش محوری در دوران وحشت، برای برخی رادیکالها شهید انقلاب به شمار میآید. در سوی دیگر، شخصیتهایی چون گاندی، نلسون ماندلا و … نیز گاه چنان تقدیس میشوند که خطاها و پیچیدگیهای رفتاریشان به حاشیه رانده میشود.
مشکل از جایی آغاز میشود که تاریخ جای خود را به اسطوره میدهد. شخصیتهای تاریخی دیگر انسانهایی با فضیلت و خطا نیستند، بلکه به قهرمانانی بینقص و نقدناپذیر تبدیل میشوند. بسیاری از انقلابها پس از فرو ریختن بتهای قدیمی، تنها بتهای تازهای میسازند. نامها عوض میشوند، اما ذهنیت تغییر نمیکند و چرخه تقدیس شخصیتها دوباره تکرار میشود.
تاریخ زمانی خطرناک میشود که دیگر نتوان شخصیتهایش را نقد کرد. هرگاه نقد یک چهره تاریخی به خیانت تعبیر شود، آن شخصیت دیگر بخشی از تاریخ نیست، بلکه به یک باور مقدس تبدیل شده است.
شاید ارواح واقعا در میان جمعیت راه میروند؛ نه چون مردگان زنده شدهاند، بلکه چون زندگان هنوز از سایه آنان بیرون نیامدهاند. آزادی زمانی آغاز میشود که ملتها به جای پرستش گذشته، آن را نقد کنند، زیرا هیچ شخصیت تاریخی و هیچ انقلابی نباید فراتر از پرسش و بازاندیشی باشد.
🔹منابع:
۱. دیوید تامسن، اروپا از دوران ناپلئون: ۱۷۸۹–۱۹۷۰، جلد اول، ترجمهٔ خشایار دیهیمی و احد علیقلیان (تهران: نشر نی، ۱۳۹۳)، ص۳۸.
۲. مارکس، کارل. هجدهم برومر لویی ب
🔴 اختصاصی ایینه
مطابق روال سالهای قبل، به همت «خانه توسعه آذربایجان» مراسمی در جهت پاسداشت یکصد و بیستمین سالگرد انقلاب مشروطه ایران بهتاریخ ۱۴ مرداد در تبریز برگزار گردید. نیز مطابق روال سالهای پیشین، کانال ایینه فایل صوتی سخنرانان قسمت علمی همایش را بهشرح زیر نشر میدهد:
۱. دکتر عباس قدیمی قیداری؛ مورخ، استاد دانشگاه تبریز و متخصص تاریخ ایران نو، فلسفه تاریخ و تاریخنگاری.
۲. دکتر مقصود فراستخواه؛ جامعهشناس، استاد دانشگاه و متخصص حوزه جامعهشناسی توسعه، آموزش عالی و روشنفکری ایران.
۳. دکتر داریوش رحمانیان؛ مورخ، استاد دانشگاه تهران و متخصص تاریخ قاجار و تاریخ اندیشه سیاسی.
👇👇👇
@iiynaa@iiynaa@iiynaa
🔴 اینستاگرام ما
💄دریوریهای یک زن👠
زمانیکه دانشجو بودیم حدود ده الی پانزده سال قبل کمتر کسی را میشنیدیم که مهاجرت کرده باشد.
نهایت آنچه که دنبال میکردیم دیدن موفقیت شغلی یا ادامهی تحصیل همکلاسیهایمان بود.
بعد از تقلاهای فراوان برای قدم گذاشتن در راه ساختن یک زندگی با ثبات و یافتن یک شغل، زندگی بما ثابت کرد که ای دل غافل، از مرحلهی شغل تا سرپناهی به اسم مسکن سالها فاصله است.
و حالا زمانیکه با دوستانمان حرف میزنیم متوجه میشویم از پانزده همکلاسی ارشدمان دو سومشان مهاجرت کردهاند. باقیماندهها در شرف و یا در آرزوی مهاجرت هستند.
در زمانیکه باید از ثبات شغلی، مالی و خانوادگی خود لذت ببریم، با تصمیم رفتن یا ماندن مواجه میشویم!
و محاسبهی دایمی اینکه چه کشوری مرا راه میدهد و در ادامه چه میشود، به قدری طاقت فرساست که زندگی را معلق میکند.
میگویند خوشبختی جسارت میخواهد.
بله، اما آیا کسی هست که بپرسد چرا اینگونه شد؟!
چرا باید به اینجا برسیم!
هنوز دیالوگهای مستندی درباره مهاجرت(میراث آلبرتا) را به خاطر دارم که وقتی از رییسجمهور کشور پرسیدند: «چرا نخبهها برای زندگی خوب باید مجبور باشند که بروند؟» جواب داد: «خب نروند!»
✍🏻خرمگس
⚠️بازنشر تنها با ذکر منبع و درج لینک مجاز است.
💁🏻♀️💁🏻♀️💁🏻♀️@iiynaa
🙋🏻♀️ما را در اینستاگرام دنبال کنید.
🔹جنگدن سونرا...
✍🏻سونیا چراغی
(سردبیر مجموعه ایینه/پرستار)
جنگدن سونرا داها هئچ بیر شئی اولکی کیمی دئییل. جنگ بیزدن چوخ اوزاق گؤرونسه بئله، باشیمیزا بمبلارین یاغماسینی، ائولرین ویران قالماسینی گؤرمهسم ده، گوندهلیک یاشاییشیمین دریسینین آلتینا نئجه درین نفوذ ائتدیگینی یاخشی گؤره بیلیرم.
جنگ ایلک اولاراق، زامان و داواملیلیق آنلامینی اؤلدوردو.
بیر واختلار نفس آلماق کیمی طبیعی اولان ایشلر مثال اولاراق بیر کیتاب اوزرینده متمرکز اولماق، یازی یازماق حتی بیر ایشین نتیجه وئرمهسی اوچون صبر ائتمک، ایندی پوچ و آنلامسیز گؤرونور. جنگ انسانا گؤستریر کی هر شئی بیر ثانیهده محو اولا بیلر، هئچ اولدن یوخموش کیمی و بو سبب اولور بئیین استمرار و ایرهلی گئتمک اوچون بیر ندن گؤرمهسین.
بورادا یورغونلوق و انفعال باشلاییر. «جنگدن اؤنجهکی من» ایله «بو گونکی من» آراسیندا درین بیر چات دوشوب. ساواش انسان ذهنینی دایمی هشدار حالیندا ساخلاییر؛ و بو وضعیت سانکی سنین بوتون حیات انرژینی سورور و سندن تکجه بیر بوش دری قالیر.
بو گونلر من جنگدن سونراکی آغیر حقیقتله اوزلشمکدن قاچیرام و اؤزومو حقیقی اولمایان، ساختا ایشلرله مشغول ائدیرم؛ ساعاتلارلا مجازی دونیادا هدفسیز دولانمالار و یا اؤنمسیز جزئیاتدا ایتمک، تکجه بونا گؤرهدیر کی آلیشدیغیم بلاتکلیف و آسیلی اولماغین قورخونج سسینی ائشیتمهیم.
جنگ بیزده چوخ یارالار بوراخمیش اما بو یارالارین ان قاریشیق یئری، اونا اؤیرنمکدیر؛ منیم بیر پارچام بو حیسسیزلیگه و انفعالا سیغینیب. سانکی انفعال گلهجک ضربهلرین قارشیسینی آلان گووهنلی بیر سنگر کیمیدیر. یئنی بیر شئی یاراتماسام، ایتیرهجهییم هئچ نه اولمایاجاق!
گونلری تکجه بونا گؤره کئچیریریک کی صاباح اولسون، صاباح قوینوندا نه گتیردیگینی بیلمهدن. جنگ گلهجهیی بیزدن اوغورلاییب، گلهجک واهیمهلیدیر منیم اوچون.
اما بوتون بونلارا باخمایاراق بو داغینتینین دوز قارشیسیندا، وجودومون باشقا بیر پارچاسی هلهده آیاق اوستهدیر؛ اونون کؤکلری ساواشدان داها درینمیش کیمی گلیر منه و عینادلا سینمیش پارچالاریمی توپلاماق و گئرچک حیاتی یئنیدن باشلاتماق ایستهییر. گلهجک هلهده مبهم، قارانلیق و قورخونجدور، اما ساواشین آغیر کوللری آلتیندا، گیزلی بیر امید قیغیلجیمی هلهده ایچیمده یانیر.
⚠️بازنشر ت
💄دریوریهای یک زن👠
درست از ابتدای تاریخ از زنده به گور شدن دختران به صرف دختر بودن برایمان داستانها گفتهاند.
اما برای زنان، مسئله چارچوب قوانین نمایش یا عدم نمایش بدن زنانه نبود، بلکه آنچه برای زنان مهم بود داشتن حق انتخاب و آزادی بوده است.
تا زمانیکه برای حق رای، حق مالکیت، شرکت در مسابقات ورزشی تا حق حضانت و طلاق و سفر در سراسر جهان زنان مشغول جنگیدن بودهاند که گاها خواستههایشان محقق شده و گاها هنوز نه!
در جایی میخواندم که پروانههای مونارک هزاران کیلومتر پرواز میکنند، در حالیکه هر کدامشان عمری بیشتر از یک هفته ندارند! پس چطور میتوانند این مسیر را طی کنند؟!
با ادامهی راه همدیگر! آنهایی که تا میانهی راه را آمدهاند مسیر را به نسل بعدی میسپارند تا شعله و شوق رسیدن به هدف خاموش نشود.
اگر امروز از دیدن دختری موتورسوار کیف میکنیم و نه تعجب و یا از جسارت دختران نوجوان در حجاب اختیاری خوشحالیم، میدانیم برای روشن نگه داشتن این شعله چه اشکها و طردها و مبارزههای پنهانی وجود داشته است.
آنچه که نباید فراموش بکنیم روشن نگه داشتن شعله است؛ چرا که آزادی و خوشنودی زنان یک جامعه نشان از بلوغ فکری و اجتماعی مردمان آن دارد.
✍🏻دگردیسی
⚠️بازنشر تنها با ذکر منبع و درج لینک مجاز است.
💁🏻♀️💁🏻♀️💁🏻♀️@iiynaa
🙋🏻♀️ما را در اینستاگرام دنبال کنید.
🔹زن در حاشیه تفکر ناسیونالیستی
🔸نقدی فمنیستی بر جنبشهای ناسیونالیستی در ایران
🔹قسمت اول
✍🏻مریم انوری
(مدیر مجموعه ایینه)
اخیرا در فضای مجازی کلیپی دیدم که در آن شخصی از زنان نقاش حمایت میکرد. همهچیز خوب پیش میرفت تا اینکه به اینجا رسید: «ما در تاریخ از وقتی اعراب حمله کردند تا زمان حکومت قاجار نقاش زن نداشتهایم. چون در این دوران تفکر جامعه این بود که زن فقط باید همسر، مادر و خانهدار باشد.»
این سخن در کلیت خود شاید درست بهنظر برسد، ولی مشکل در محدود کردن پدرسالاری به یک دوره زمانی مشخص بر پایه تعصبات نژادی است. در این بازه زمانی فرضی، ستم بر زنان به تاریخ حمله اعراب به ایران تا زمان حکومت ترک قاجار مرتبط میشود. در واقع مضمون این کلیپ بیشتر از اینکه در راستای حمایت از زنان باشد، متمایل به تلقین برتری قومیتی ملت فارس و تحقیر دیگر ملیتها است.
انواع ناسیونالیستهای قومی و ملی در ایران چه فارس، چه ترک، چه کرد، چه عرب و ... عمدتا زمانی از حقوق زنان صحبت میکنند که بخواهند برتری نژادی خود را به رخ دیگران بکشند. آنچه دیده میشود اینست که آنان دغدغهی مسائل و احقاق حقوق زنان را ندارند. حتی زحمت کمی مطالعه یا اندیشیدن درباره این مسائل را خارج از نوبت میدانند، چرا که در جهانبینی پدرسالارانه و قدرت محورشان _که بر پایه رجزخوانیهای قومی و نژادی استوار است_ زن در حاشیه قرار داشته و پرداختن به مسائل مربوط به زنان نیز اتلافوقت و کاری زنانه تلقی میشود. در بهترین حالت، احقاق حقوق زنان معطوف به آینده شده و منوط به بعد از رسیدن به حقوق ملی میگردد.
این ناسیونالیستها با اسم بردن و مدح و سخنرانی از چند «قهرمان زن تاریخی» که منتسب به قومیت آنهاست، گمان میکنند ستمی را که بر زنان رفته از دامن خود پاک میکنند. در ادامه نیز این مسئولیت تاریخی را به گردن دیگر «ملل غیرمتمدن» میاندازند. با اینکار در توهمات خود تمامی مسائل زنان جامعهشان را حلشده میپندارند.
فمنیسم تا زمانی که از جریان تفکر ناسیونالیسم قومی، ملی و یا نژادی انتقاد نمیکند و زنان منتسب به این تفکر را در یک محدوده زنانه نگه میدارد، مسئلهساز نیست. از طرف دیگر حتی میتوان از فمنیسم برای برتر اعلام کردن خود و بدتر جلوه دادن دیگر ملیتها و قومیتها استفاده کرد!
ادامه مطلب بهزودی منتشر خواهد شد.
⚠️بازنشر
💄دریوریهای یک زن👠
«خواندن» همیشه و صرفا برای این نیست که چیز جدیدی یاد بگیریم. گاهی خواندن مواجهی ما با آنچه که میدانیم، در قالب سخن است.
مهارت سخن گفتن تحت تأثیر ایدئولوژیها، ساختار تبعیضآمیز زبان، تحریف واژگان، روابط قدرت و… قرار دارد. از اینرو توجه کردن به نحوه بیان و ساختارهای کلی بیان، برای اقلیتها مهم است.
زنان نیز به عنوان یکی از گروههایی که صدایشان در گفتمان عمومی سرکوب میشود، بهتر است محتواهایی که مربوط به حقوق آنهاست را بخوانند. حتی اگر از قبل نسبت به حقوق خود واقف هستند.
زیرا که «خوانش» نه تنها موجب آگاهی نسبت به حقوق میشود، بلکه ابزارهای استدلالی و فن بیان که لازمه مطالبه حقوق شماست را در اختیارتان قرار میدهد.
✍🏻عریان
⚠️بازنشر تنها با ذکر منبع و درج لینک مجاز است.
💁🏻♀️💁🏻♀️💁🏻♀️@iiynaa
🙋🏻♀️ما را در اینستاگرام دنبال کنید.
🔹زن در حاشیه تفکر ناسیونالیستی
🔸ناسیونالیسم به مثابه انکار مشکلات ذاتی جامعه
🔹قسمت دوم
✍🏻مریم انوری
(مدیر مجموعه ایینه)
در قسمت اول یادداشت به این مسئله پرداختم که چگونه جنبشهای ناسیونالیستی در ایران با فرافکنی و انکار پدرسالاری موجود در جامعه قومی خود، رنج زنان را نفی کرده و در نتیجه راههای شناخت مشکلات زنان و اصلاح آنان را مسدود میسازند. در ادامه مطلب نگاهی عمیقتر به ریشههای این مسئله خواهم داشت.
مسئله زنان برای بخش عمدهای از ملیگرایان در ایران تنها زمانی قابل قبول است که در محدوده مشخص و در ذیل شاخه زنان حزب سیاسیشان باقی بماند. در نگاه این ناسیونالیستها فعالین زن باید با همین مسائل به اصطلاح «زنانه» مشغول شوند تا بتوانند نقش حیاتی تزیینی و نمایشی خود را برای مشروعیتبخشی به فعالیتهای جریان سیاسی مردان به انجام برسانند. در ادامه امور مربوط به حوزه قدرت همچون امور سیاسی و اقتصادی را نیز به مردان بسپارند.
واضح است که مرحله اول تغییر و اصلاح هر مسئلهای به رسمیت شناختن مشکل و مشاهده دقیق آن است. ولی به نظر میرسد آنچه که موجب انکار مسائل و مشکلات زنان از جانب گروههای ناسیونالیست میگردد این است که قبول وجود هر گونه مشکلی در جامعه خودی، اصل برتری نژادی را با چالش مواجه میسازد.
برای مثال پذیرفتن اینکه ما نیز زنستیز هستیم، موجب میشود نتوانیم دیگران را به سبب همین ویژگی «وحشی و غیرمتمدن» بنامیم. به بیانی دیگر این امر مبتنی بر دوگانهی «جامعه متمدن» در مقابل «جامعه وحشی» است. این دوگانه از ایدههای اصلی نژادپرستی و استعمارگرایی به شمار میرود. که جامعه خودی در طرف برتر و دارای سلطه بر طرف دیگر دوگانه است.
بنابراین انکار کردن ضعفهای اخلاقی، بیعدالتیها و ... راحتتر از به چالش کشیدن اصول فکری جنبشهای مذکور است که بر انگاره برتری نسبت به دیگران استوار است.
همانگونه که توضیح داده شد، تفکر ناسیونالیستی در ایران تفکری نژادی بوده و نسبت به ویژگیهای انسانی دیدگاهی ذاتانگارانه دارد.
لذا این تفکر، مشکلات زنان با نظم «پدرسالاری» را نیز که یک اصل مشترک در بین تمامی جوامع است، به الگوهای ذاتی، ژنتیکی و نژادی «دیگر»ی پیوند زده و خود و جامعه خود را مبرّا از آن مشکلات میپندارد.
این تفکر وجود هرگونه باگ و مشکل در سیستم فکری و اجتماعی خود را که مبتنی ب
💄دریوریهای یک زن👠
دونن آخشام ساعات ۸ حدودلاری ایشدن یورغون گلدیم ائوه و قوناغیمیز اولدوغونو گؤردوم. کئف-احوال ائتدیکدن سونرا گئدیب پالتاریمی دییشدیم، سونرا گلیب قوناقلارلا اوتوروب صحبتلشمک ایستهدیم؛ بئلهجه هم ده بیراز گونون یورغونلوغونو اوستومدن آتیب دینجلمک ایستهدیم. ائله او آن آنام منی چاغیردی: «قیزیم، گل شامی چکک.»
آتام و قارداشیمین بوتون گون ائوده اولدوغونا باخمایاراق، یئنهده گؤزلنتی بو ایدی کی، من گئدیم کمک ائدیم؛ سانکی قیز اولدوغوم اوچون بو وظیفه اؤز-اؤزونه منیم اوستومه دوشور.
بو مسئله عایلهده و جامعهده جنسیت اساسلی ایش تقسیمینین عادیلشمهسی ایله باغلیدیر. ائله کی آتام و قارداشیم حتی بیر سفره آچماغا و یا شام حاضیرلاماغا کمک ائتمهیه ده زحمت چکمهدیلر و بو مسئله ذرهجه قدر ده اولسون اونلاری دوشوندورمهدی.
طبیعی کی مسئله یالنیز شام چکمک دئییل؛ مسئله بودور کی، بو نابرابر ایش تقسیمی او قدر عادیلشیب کی، چوخ واخت حتی هیچکس اونون عدالتسیز اولدوغونو دا گؤرمور.
✍🏻دیوار
⚠️بازنشر تنها با ذکر منبع و درج لینک مجاز است.
💁🏻♀️💁🏻♀️💁🏻♀️@iiynaa
🙋🏻♀️ما را در اینستاگرام دنبال کنید.
🔹از ارسباران تا ارسباران!
🔸چرا هنوز روح بیانیه ۱۲ شهریور زنده است؟!
✍🏻حسین ادیبان
(جامعه شناس)
بهتاریخ ۱۲ شهریور ماه ۱۳۲۴، تعدادی از سیاسیون، فعالین اجتماعی و اقتصادی آذربایجان با صدور بیانیهای در ۱۲ اصل، اقدام به تاسیس فرقه دموکرات آذربایجان کردند. این بیانیه را میتوان فهرست علل و اهداف تاسیس این فرقه دانست.
برای رسیدن به جواب سوال مطرح شده در تیتر، به دو اصل از این بیانیه اکتفا خواهم کرد و در ادامه به دو مثال از تفاوت وضعیت کنونی حوزه فرهنگ در منطقه آذربایجان و تهران خواهم پرداخت.
اصل ۶ و ۱۱ بیانیه:
اصل ۶- يکی ديگر از مقاصد اصلی فرقه دموکرات، آباد ساختن شهرهای آذربايجان است. برای نيل به اين هدف فرقه سعی خواهد کرد که هر چه زودتر قانون انجمنهای شهر تغيير يافته و به اهالی شهر امکان داده شود که بهطور مستقل در آبادی شهر خود کوشيده و آن را بهصورت معاصر و مترقی درآورند.
اصل ۱۱- فرقه دموکرات خواهد کوشيد بيش از نصف مالياتهايی که از آذربايجان گرفته میشود صرف احتياجات خود آذربايجان شود و مالياتهای غيرمستقيم لغو گردد.
از اصول فوق چنین برمیآید که به اعتقاد نویسندگان بیانیه در آن موقع شهرهای آذربایجان از معاصر و مترقی بودن بهدور بودهاند. و در ادامه راهکار این مسئله را در دسترسی به منابع مالیِ منطقه و مدیریت آن توسط حکومت محلی میدانستند. اموری بدیهی در کشورهای توسعهیافته!
اما بعد از گذشت ۷۷ سال از صدور این بیانیه، وضعیت از چه قرار است؟
ارسباران نام منطقهای است در شمال منطقه آذربایجان. نام اصلی این منطقه قرهداغ است که در طول دوره رضاشاه، مهمترین امر فرهنگی که بر آن جاری شد تغییر نام منطقه و روستاهایش بود. این منطقه شامل شهرستانهای اهر، کلیبر، ورزقان، خداآفرین، هوراند و هریس میگردد. وسعت تاریخی قرهداغ (که قسمتهایی از آن به شهرستانهای مجاور داده شده) حدود ۱۷ هزار کیلومتر مربع است؛ هماندازه با کشورهایی همچون کویت و سوازیلند و بزرگتر از قبرس و باهاما. منطقهای با استعدادهای بسیار در حوزه کشاورزی، گردشگری، تجارت و البته معدن! به گفته نماینده ورزقان در مجلس: «از معدن مس سونگون سالانه ۳۳۰ هزار تن کنستانتره استخراج میشود و با توجه به قوانین، یک سوم عایدی آن که رقمی معادل حدود ۱۲۰۰ میلیارد تومان میباشد، باید به محل معدن اختصاص یابد. گردش مالی سالانه مجتمع معد
💄دریوریهای یک زن👠
قبلا در یکی از نوشتهها به ریشههای پدرسالارانه دیدگاهی پرداختم که مدعی هست: «تو خیابون مزاحم دختر مردم نمیشم، چون خودم هم خواهر دارم».
در کامنتها چند نفر در نقد این نوشته به مسئله «همزادپنداری» و «امپاتی» اشاره کرده،
و گفتمان «ناموسپرستی» و بولد شدن واژگان «خواهر و مادر» در فرهنگ ما را ذیل این احساس انسانی عنوان کرده بودن!
برام جالب شد که واژگانی مثل «همزادپنداری» که از ارزشهای دموکراتیک خلق شدن میتونن در راستای توجیه و تحکیم ساختارهای قدرت سنتی استفاده بشن.
برای همین لازم دیدم چند سوال از این دوستان بپرسم:
_آیا بهتر نیست به جای همزادپنداری با «مردان» خانواده شخص آزار دیده، با خود فرد آزار دیده امپاتی کنید؟
_ اگر مردی خواهر و مادر نداشت و نتوانست با مردان خانواده زنان امپاتی کند مزاحمت برای او موجه میشود؟
_آیا میزان آزاری که شخص در هنگام مزاحمت و تجاوز تجربه میکند با میزان آزاری که مردان خانواده او از شنیدن خبر آن اتفاق تجربه میکنند برابر است؟
چرا ابتدا با شخصی که بیشترین آزار را تجربه کرده همزادپنداری نمیکنید؟
_راستی زنان خانواده زنی که تحت آزار قرار گرفته چه میشوند؟
مثلا چرا با مادر شخص آزار دیده امپاتی نمیکنید؟
_واقعا چرا لقمه را دور سرتان میچرخانید؟
شما که میخواهید با احساس فرد دیگری به جز خودتان همراه شوید،
چه ساز و کاری باعث میشود از احساسات و شعور زنان بگذرید و به احساسات ثانویه مردان خانواده شخص برسید؟!
✍🏻عریان
⚠️بازنشر تنها با ذکر منبع و درج لینک مجاز است.
💁🏻♀️💁🏻♀️💁🏻♀️@iiynaa
🙋🏻♀️ما را در اینستاگرام دنبال کنید.
🔹در تکاپوی حسرت
🔸در غم «عزیز» از دست رفته
✍🏻حسین ادیبان
(جامعهشناس)
نگهبان محلهمان بود. انسانی شریف و نازنین. هر وقت دلم تنگ میشد در دفتر کارش (کانکس سر محله) مهمان صحبتهای گرمش میشدم. همچون چند هزار نفر مراغهای دیگر، استاد مسلم قالیبافی بود.* قالیهای ذرعنیم ابریشمی که چشمها، ستون فقرات و پاهایش را از حالت خدادادی خارج کرده بود. این هنر سخت و زمانبر، دمار از سلامتی و جیب او نیز درآورده بود.
همچون مصداق ضربالمثل ترکی، او را نیز همچون همصنفها و همسرنوشتهایش، «دَوَه اوستونده بؤوه سانجمیشدی». بیش از ده سال بود که همسرش دیالیزی بود. در مراغه، تبریز و اورمیه پزشکی نمانده بود که او را نزدش نبرده باشد. مشخص است که خرید کلیه هم تا هزار سال دیگر برایش غیرممکن بود. از خوش ماجرا، سال پیش یک عدد کلیه اهدایی از یک بیمار مرگ مغزی به او پیوند زده شد. عمل پیوند کلیه او موفقیتآمیز بود. با اینکه بیش از یک سال هست که دیالیز نمیرود ولی با انواع و اقسام عوارض پیوند کلیه و دکترهای جدید روبرو شدهاند. اما این مشکل اکنون کمی حل شده است.
از زمان پرزيدنت حسن روحانی و در قالب طرح مسکن بهاصطلاح ملی، دار و ندارش را به دولت داد تا در بالای کوه و بهدور از شهر خانهای برایش بسازند. امسال بعد از ۷-۸ سال آوارگی قرار است در بالای کوه خانهای را که بیش از یک و نیم میلیارد خرجش کرده و خواهد کرد را تحویل بگیرند.
بهخاطر سن بالایش کسی او را استخدام نمیکرد، حتی در بخش خصوصی. چند ماهی بود که یکی از همسایهها لطف کرده و او را به کارگاهش برای کارگری میبرد. قانون کار بیست و چند میلیونی، چند برابر حقوق ۸ میلیونی سال پیشش برای نگهبانی بود. خیلی خوشحال بود اما نگران. مبادا روزی از کارگاه بیرونش بیاندازند و این آب باریکهای که از نگهبانی میگرفت هم قطع بشود.
سه پسر داشت. یکی از دیگری مؤدبتر. ماجرای آنها خود حدیث مفصلی است... فقط مختصری از ماجرای پسر بزرگ را تعریف کنم:
او ۳۰ ساله بوده و اکنون در یک استان مرزی یک فرد نظامی است. پس از اخذ مدرک دیپلم توسط پسر، پدر که خود در دوران جوانی با وجود قبولی در رشته حقوق بهدلیل مشکلات مالی نتوانسته بود به دانشگاه برود، دوست داشت فرزندش در دانشگاه تحصیل کند. ظاهرا درس پسرش در مدرسه خوب بود و میتوانست از رشتهای خوب از کنکور قبول شود. ولی پسر به