Фотография
click to show
click to show
دیدم به خواب ناز ، کسی در حرم نبود
در چشم کفتران حرم غیر غم نبود
گفتم به دل چرا به حرم پر نمی زنی
گفتا پریده بودم اگر دود و دم نبود
دردا ! برای کفتر زخمیِ جنس عشق
مرهم چرا حوالی صحن حرم نبود؟
آمد ز راه ، زائر دلخسته ای و گفت
گندم برای کفتر گنبد که کم نبود
شعری برای سینه زنی بین دفترم
از نخل و کربلای حسین و علَم نبود
دیدم حضور زائر گریان و غرق غم
بی لطف تو برای کسی محترم نبود
می شد هوای سینه ی زائر تمیز اگر
زائر اسیر جاده ی پر پیچ و خم نبود
قلبی به شوق صحن مطهّر نمی تپید
آقا ! اگر که دست تو دست کرم نبود
•┈┈••••✾•●🌿🌺🌿●•✾••••┈┈•
#مهدی_سید_حسینی
#جمعیت_شاعران_نويسندگان_آزاد_ایران
#هم_سرایی
کد اختصاصی شاعر در سايت همسرایی🔻
🌍http://www.hamsoraei.com/1366
🆔@hamsora94
•┈┈••••✾•●🌿🌺🌿●•✾••••┈┈•
👤این شعر در تاریخ 1405/04/30 در سايت همسرایی ثبت شده است و اصلاح و ممیزی صورت نگرفته است.
داوری اشعار هرساله در اجلاس جهانی شاعران آزاد ایران انجام خواهد شد. 👤
11 ·