Фотография
click to show
click to show
در فراغ روی تو، این دلم آواره شد
در دلت جایی ندارم، قلب من بی خانه شد
غافل زدیدارت شدم، ای داد من
روز و شب چون خزان خشکیده شد
گفتمش با من بمان من با توام تا پای جان
آن فرشته عاقبت خندید و رفت، بیگانه شد
خاطرات خوب و زیبا، از تو من دارم فراوان
اما چه سود، پلکی زدم آن خنده ها افسانه شد
پای رفتن من ندارم، درد افتادن چه باک
غم آمد و دل را ربود، دل تا ابد غمخانه شد
حال دیدن من ندارم، حس دیدن را چه سود
•┈┈••••✾•●🌿🌺🌿●•✾••••┈┈•
#محمد_سامی_اصولی_زاده_نوبری
#جمعیت_شاعران_نويسندگان_آزاد_ایران
#هم_سرایی
کد اختصاصی شاعر در سايت همسرایی🔻
🌍http://www.hamsoraei.com/0000
🆔@hamsora94
•┈┈••••✾•●🌿🌺🌿●•✾••••┈┈•
👤این شعر در تاریخ 1405/04/30 در سايت همسرایی ثبت شده است و اصلاح و ممیزی صورت نگرفته است.
داوری اشعار هرساله در اجلاس جهانی شاعران آزاد ایران انجام خواهد شد. 👤
...ادامه دارد
11 ·