Фотография
click to show
click to show
پنج حسِ زندگی را در نگاهی بُردهای
صبر را از قلعهی دل ناگهانی بُردهای
عقل را از خانهی مغزم ربودی، بیصدا
از مسیرِ روشنِ فکرم به جایی بُردهای
جانِ لرزان در تنم، چون قایقی در التهاب
سویِ ساحلهایِ دورِ بیپناهی بُردهای
اشک را از چشمِ من تا وسعتِ دریا کشان
همقدم با موجهایِ بیقراری بُردهای
خواب را از دیدگانم، وقتِ رؤیاهایِ ناب
در هجومِ شب، به دنیایی خیالی بُردهای
روز هم خورشیدِ خود را در خسوفی گم نمود
روشنی را در غبارِ یک نگاهی بُردهای
چون تگرگی بر بهارِ شهرِ شعرم تاختی
ذوق را از واژههایِ آشنایی بُردهای
خندههایم سالها در سینه زندانی شدند
•┈┈••••✾•●🌿🌺🌿●•✾••••┈┈•
#صدیقه_جُر
#جمعیت_شاعران_نويسندگان_آزاد_ایران
#هم_سرایی
کد اختصاصی شاعر در سايت همسرایی🔻
🌍http://www.hamsoraei.com/6732
🆔@hamsora94
•┈┈••••✾•●🌿🌺🌿●•✾••••┈┈•
👤این شعر در تاریخ 1405/04/30 در سايت همسرایی ثبت شده است و اصلاح و ممیزی صورت نگرفته است.
داوری اشعار هرساله در اجلاس جهانی شاعران آزاد ایران انجام خواهد شد. 👤
...ادامه دارد
12 ·