اگر مغز در اختلالات روانی تغییر میکند، پس درمان چه کاری انجام میدهد؟
در پست قبلی گفتیم که در بسیاری از اختلالات روانی، عملکرد بعضی از شبکههای مغزی با افراد سالم تفاوت دارد.
حالا یک سؤال مهم پیش میآید:
پس در اتاق درمان روانشناسی دقیقاً چه اتفاقی میافتد؟
بسیاری از درمانگرها حداقل یک بار این جمله را از مراجعانشان شنیدهاند:
«اتفاقاً مادربزرگم هم با من حرف میزند؛ حتی از تو هم بهتر! چرا باید بیایم اینجا و پول بدهم؟» 😄
یا این روزها در فضای مجازی زیاد میبینیم:
«موسیقی بهترین تراپی است.» «خرید کردن تراپی است.» «آشپزی کردن تراپی است.»
اما آیا واقعاً رواندرمانی فقط یک گفتوگوی ساده است؟
پاسخ کوتاه: خیر.
رواندرمانی فقط شنیدن حرفهای شما نیست؛ فرایندی است که به مغز کمک میکند الگوهای قدیمی فکر، احساس و رفتار را بهتدریج تغییر دهد.
پژوهشهای علوم اعصاب نشان دادهاند که پس از دورههای مؤثر رواندرمانی، فعالیت و ارتباط برخی نواحی مغز میتواند تغییر کند. برای مثال، در بعضی اختلالات کاهش فعالیت نواحی مرتبط با ترس یا بهبود عملکرد بخشهایی از مغز که در تنظیم هیجان و تصمیمگیری نقش دارند، مشاهده شده است.
دلیل این اتفاق، ویژگی شگفتانگیز مغز به نام انعطافپذیری عصبی (Neuroplasticity) است.
یعنی مغز ما توانایی یادگیری، سازگاری و ایجاد تغییر در شبکههای عصبی خود را دارد.
به همین دلیل، جلسات درمانی فقط باعث نمیشوند احساس بهتری داشته باشید؛ بلکه میتوانند بهتدریج شیوه فکر کردن، واکنش نشان دادن و حتی نحوه عملکرد مغز را تغییر دهند.
به همین دلیله که رواندرمانی را نباید صرفاً «حرف زدن» دانست؛ بلکه میتوان آن را نوعی فرایند یادگیری و بازسازی تدریجی مغز دانست.
اگه دوست داری بیش تر از این پست ها بخونی میتونی از طریق لینکی که داخل بیو هست به جمعمون اضافه بشی🩵