Replymessage unavailable
درود، بر شما آقای دکتر قاسمی عزیز.
ممنونم که نظر من رو هم جویا شدین.
به نظرم این مبحث خیلی مفصله و خودم با وجود مشغله ای که امروز دارم، مجبور شدم حدودا نیم ساعتی وقت بذارم و نظرات رو بخونم.
اول از همه اینکه این مبحث من رو یاد یه مبحثی میندازه که فکر کنم پارسال خانمی به اسم زینب مطرح کرده بودن منتها از یه جهت و منظر دیگه و کلی هم در خصوصش بحث شد و خیلیها نظر دادن.
در رابطه با سوال شما، به نظرم نمیشه با قاطعیت نظر داد و گفت اکثر اساتید برجسته و مطرح دانشگاه چنین ضعفی دارن و این بیشتر برمیگرده به خود شخص و اهدافش و اصول کاریاش. چون من خودم به شخصه اساتیدی رو میشناسم که همچنان مهارت اسپیکینگ شون بینظیر هست و یه سری شون هم در کنار تدریس دانشگاه، آموزشگاه خودشون رو دارن و همچنان مشغول به تدریس هستن.
پس حالا، اگه بخوایم اون دسته از اساتیدی رو درنظر بگیریم که نمیتونن، خب، خیلی ها دلایل خوبی مطرح کردن، مثل جنبه مالی، وجهه شغلی و غیره. به نظرم چنین افرادی از ابتدا چنین چیزی براشون هدف نبوده یا اهمیت نداشته و صرفا هدفشون کاری بوده که میکنن. به همین خاطر هیچموقع، توی این زمینه مهارت و تجربه کسب نکردن.
منتها، اینکه بخوایم شخصی که دانش آن چنانی نداره و به ظاهر کلاس موفقی هم داره رو صرفا بگیم کارش درسته، به نظرم نه لزوما.
از نظر من هم، داشتن دانش کافی در کنار تجربه عملی به شخص میتونه کمک شایانی بکنه و میتونه متفاوت عمل کنه.
مثلا خود من هم، میتونم بگم قبل از اینکه دکتری رو شروع کنم، معلم موفقی بودم و معمولا ازم راضی بودن، اما با بیشتر شدن دانش و تئوریام، توی تدریس هم تونستم موفقتر عمل کنم و یه جاهایی دلیل منطقی برای سوپروایزر بتونم داشته باشم و زور گفتن سوپروایزر بهم کمتر بشه. هرچند، من در کل، به خاطر ایدهآلگرا بودنم، همیشه به خودم میگم میتونم بهتر از این بشم و باید بیشتر تلاش کنم.
درکل، قطعا نیازه که سیستم آموزشی و نحوه تربیت کردن دانشجو برای رشته آموزش زبان بازبینی اساسی بشه و ایرادهاش تا حد ممکن رفع بشه.
ببخشید طولانی شد.