📌 از دوگانه جنگ و صلح تا شبکه جنگ و دیپلماسی
۷ مرداد ۱۴۰۵
🔹تحولات اخیر نشان میدهد خاورمیانه وارد پارادایم امنیتی تازهای شده است که در آن، جنگ و عملیات نظامی لزوماً مذاکرات سیاسی را متوقف نمیکند و مذاکره نیز الزاماً به معنای پایان جنگ نیست.
جنگ و دیپلماسی دیگر نه دو مسیر جایگزیناند و نه صرفاً دو ابزار مکمل، بلکه در یک رابطه شبکهای بهطور همزمان بر یکدیگر اثر میگذارند و برای تغییر محاسبات راهبردی طرف مقابل به کار گرفته میشوند.
بر این اساس، ارزیابی جنگ تنها بر پایه تعداد ناوها، هواپیماها، پهپادها، موشکهای شلیکشده، فرماندهان و نظامیان کشتهشده یا میزان تخریب زیرساختها، تصویر کاملی از واقعیت ارائه نمیدهد.
در ادبیات روابط بینالملل، مهمترین پیامد جنگها، تغییر در ادراک راهبردی بازیگران، یعنی تغییر در برداشت آنها از قدرت، آسیبپذیری، هزینه، فرصت و آستانه تحمل است.
جمهوری اسلامی، با وجود تحمل خسارتهای قابلتوجه نظامی، اقتصادی و زیرساختی، توانست ساختار سیاسی خود را حفظ کرده و به حملات پاسخ دهد. اما این تداوم، الزاماً به معنای حفظ سایر مؤلفههای قدرت ملی نیست. اقتصاد آسیبدیده، فرسایش سرمایه اجتماعی، افزایش فشارهای معیشتی، آسیبپذیری زیرساختهای حیاتی و کاهش تابآوری اجتماعی، همگی نشان میدهند که حفظ ساختار سیاسی، لزوماً به معنای حفظ ظرفیت ملی نیست. با این حال، همین تداوم میتواند این برداشت را در میان تصمیمگیران ایجاد کند که نظام همچنان توان تحمل هزینههای بیشتری را دارد. این برداشت بیش از آنکه قدرت ایران را افزایش دهد، ممکن است آستانه ریسکپذیری راهبردی را تغییر دهد.
همزمان، ایران با حفظ اهرمهایی مانند تنگه هرمز و تأکید بر تداوم حمایت از محور مقاومت، این پیام را منتقل میکند که همچنان از ابزارهای فشار منطقهای برخوردار است.
در مقابل، آمریکا و اسرائیل و سایر کشورهای منطقه نیز به این جمعبندی رسیدهاند که صرف وارد کردن خسارت نظامی، الزاماً به تغییر رفتار ایران منجر نمیشود. ازاینرو، فشار نظامی، تحریم، ائتلافسازی، محاصره، عملیات اطلاعاتی و مذاکرات، بهصورت همزمان برای افزایش قدرت چانهزنی و شکلدهی به رفتار طرف مقابل به کار گرفته میشوند.
در چنین شرایطی، نه جنگ جای دیپلماسی را گرفته و نه دیپلماسی جای جنگ را. بلکه هر اقدام نظامی، پیام سیاسی تولید میکند و هر مذاکره نیز بخشی از میدان رقابت راهبردی است. این همان شبکهای است که امروز رفتار بازیگران اصلی خاورمیانه را شکل میدهد.شبکهای که در آن، میدان نبرد، میز مذاکره، اقتصاد، افکار عمومی، رسانه، اطلاعات و بازدارندگی، اجزای یک معادله واحد هستند.
🔻 نکته راهبردی
به نظر میرسد خاورمیانه دیگر به الگوی سنتی جنگ، آتشبس و بازگشت به وضعیت پیشین بازنخواهد گشت. منطقه وارد چرخهای از رویاروییهای مستقیم، وقفههای دیپلماتیک، فشارهای اقتصادی، بازآرایی ائتلافها و بازگشت مجدد تنشها شده است که هدف آن، بیش از پایان دادن به اختلافات، مدیریت رقابت، بازتعریف موازنه قدرت و آمادهسازی برای مرحله بعدی رویارویی است.
از این منظر، آتشبسها و مذاکرات کنونی را نباید الزاماً مقدمه صلح تلقی کرد. آنچه امروز در جریان است، بیش از آنکه پایان یک جنگ باشد، فرصتی برای بازسازی توان نظامی، ترمیم ائتلافها، اصلاح محاسبات راهبردی و آمادهسازی برای دور بعدی رقابت است. به همین دلیل، احتمال بازگشت درگیریهای گسترده همچنان بالاست و جنگ بعدی، بیش از آنکه یک احتمال دوردست باشد، به بخشی از محاسبات امنیتی همه بازیگران تبدیل شده است.
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🎯 کانال #تفسیر_اقتصادی
▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬
🌍 @TafsirEghtesadi
257 · 