Ссылка
click to show
click to show
🔘دانشگاههای آمریکا چگونه به کارخانه تولید سوسیالیست تبدیل شدند؟
کیمبرلی جوزفسون در شماره امروز وال استریت ژورنال نوشت که گرایش بخشی از جوانان آمریکایی، بهویژه دانشجویان و فارغالتحصیلان دانشگاههای برتر به سوسیالیسم را نباید صرفاً با تلقین اساتید یا نارضایتی اقتصادی توضیح داد؛ بلکه خود ساختار اقتصادی و اجتماعی دانشگاه میتواند در شکلگیری این نگرش نقش داشته باشد.
جوزفسون میگوید دانشگاههای آمریکا طی چند دهه، بهخصوص از دهه ۱۹۹۰ به بعد، از مؤسسات آموزشی صرف به نوعی ارائهدهنده جامع سبک زندگی تبدیل شدهاند. دانشگاهها برای جذب دانشجو وارد رقابت بر سر امکانات شدهاند: خوابگاههای لوکس، مراکز ورزشی بزرگ، رستورانها، کافهها، خدمات مشاوره، برنامههای سلامت روان، خدمات فناوری، برنامههای DEI و دهها خدمت دیگر. در دانشگاههای ثروتمند و نخبه، دانشجو عملاً در یک جامعه نسبتاً خودکفا زندگی میکند که بخش بزرگی از نیازهای روزمره او را دانشگاه تأمین میکند.
نقطه محوری استدلال مقاله حذف سیگنال قیمت از تجربه روزمره دانشجو است. دانشجو برای استفاده از اتوبوس دانشگاه، سالن ورزشی، کتابخانه، مشاوره، برنامههای فرهنگی، نرمافزار، غذا و بسیاری از خدمات دیگر در لحظه هزینهای پرداخت نمیکند. البته این خدمات واقعاً رایگان نیستند؛ هزینه آنها از شهریه، کمکهای مالی، موقوفات، کمک دولت و منابع دیگر تأمین میشود. اما دانشجو ارتباط مستقیمی میان مصرف و هزینه نمیبیند. نویسنده با اتکا به ایدههای فردریش هایک استدلال میکند که قیمتها اطلاعاتی درباره کمیابی و هزینه فرصت در اختیار افراد قرار میدهند؛ وقتی این قیمتها پنهان یا در یک بسته کلی ادغام شوند، فرد کمتر با مفهوم مبادله، کمیابی و هزینه مواجه میشود.
از نظر نویسنده، این تجربه در سالهای شکلگیری شخصیت، میتواند تصویری خاص از نحوه اداره جامعه ایجاد کند. یک جوان ۱۸ساله ممکن است برای نخستین بار مستقل از خانواده وارد یک نهاد بزرگ شود و چهار سال در محیطی زندگی کند که در آن بسیاری از کالاها و خدمات بهصورت جمعی تأمین و بهصورت فردی مصرف میشوند. بر اساس ایده "نهادها قواعد بازی را شکل میدهند" از داگلاس نورث، چنین تجربهای میتواند بر مدل ذهنی فرد درباره اینکه منابع چگونه باید تخصیص یابند و یک جامعه چگونه باید سازماندهی شود اثر بگذارد.
مقاله سپس این استدلال را به سیاست عمومی تعمیم میدهد. اگر حملونقل رایگان دانشگاه برای دانشجو طبیعی باشد، ممکن است حملونقل عمومی بدون کرایه نیز طبیعی به نظر برسد؛ اگر مشاوره و برنامههای سلامت روان در دانشگاه بدون پرداخت جداگانه ارائه شود، انتظار خدمات مشابه از کارفرما یا دولت نیز منطقیتر جلوه کند. به تعبیر نویسنده، در این محیط مصرف بسیار آشکار است، اما تولید و تأمین مالی آن در پسزمینه قرار دارد. همین امر میتواند توضیح دهد که چرا سیاستمدارانی که خواهان برنامههای گسترده دولتی هستند، در میان جوانان تحصیلکرده دانشگاهی مخاطبان پذیراتری پیدا میکنند.
مقاله در نهایت روی یک پارادوکس مانور میدهد: دانشگاههای برتر آمریکا دانشجویان را برای ورود به اقتصاد بازار آماده میکنند، اما خود دانشگاه ممکن است یکی از کمبازارترین محیطهایی باشد که فرد در آن زندگی میکند. دانشجو پس از فارغالتحصیلی ناگهان با هزینههای جداگانه غذا، مسکن، حملونقل، اینترنت، باشگاه، خدمات درمانی و... مواجه میشود. نویسنده معتقد است بخشی از چیزی که جوانان آن را بحران استطاعت مالی تجربه میکنند، میتواند شوک انتقال از یک اقتصاد نهادی بسته و تجمیعشده به یک اقتصاد بازار باز و تفکیکشده باشد.
https://www.wsj.com/opinion/how-colleges-produce-socialists-41fe4257
🆔 @mohammadreza_dadgostar
622 ·