webpage
click to show
click to show
اینجا زنی در بیمارستان دراز کشیده است.
این یک استعاره است.
این زن یک بیماری دارد و پزشک میگوید این بیماری در حال کشتن آن زن است و او وقت زیادی ندارد.
در بیمارستان، آن زن یک «بیداری» را تجربه میکند و به نوعی میفهمد که همۀ آنچه لازم است انجام دهد این است که آرامش داشته باشد و نیت و قصد کند و همهچیز خوب خواهد شد.
او از این موضوع آگاه میشود.
به عبارت دیگر، این یک اعتقاد راسخ است نه یک امید یا چیزی که او بخواهد امتحانش کند.
در آن جرقۀ صلح [و آرامشی] که دارد، نمیداند که باید چیزی به بدنش بگوید. او فقط ریلکس میکند و خدای درون را احساس میکند.
ناگهان چیزی روی میدهد که آن را «شفای خود به خودی» مینامیم.
به نوعی، به طریقی، بدن آن چیزی که داشت او را میکُشت را از بین برد. آن توسط خود بدن انجام شد. آن از طریق شهود او انجام شد.
نه حتی یک دستورالعمل یا حتی یک مدیتیشن و یا حتی بر زبان آوردن دستوراتی برای شفا.
توسط خودش انجام شد.
او از آن مکان بدون آن بیماری خارج شد و هرگز به آن بیمارستان بازنگشت.
کرایون 💜
تور مصر
مارس ٢٠٢٢
#اکتشافخود 1️⃣1️⃣
💖✨💖✨💖✨💖
54 ·