سلام ، خانم هستم ،(چهارده سال) داشتم ک اتفاق نحسی افتاد بابای منو همسایه روبرو دزدید و دستاشو بستن و شکنجه دادن روحی و جسمی پول خواستن با چک ک بابام بعد کلی التماس ک چک جایی هست ک نمیتونین پیدا کنین فرار کرده بود رفت بود پیش پلیس ک محله باخبر شدن کلی به بابام افترا زدن بعد اون سه نفر هم دستگیر کردن زندان و شلاق زدن و محکوم شدن بعد من چند سال که ازدواج کردم ،بچه دارم تقریبا پنج سال پیش بود ک شوهرم بهم گفت پدرت اون کاره ی چقدر گریه کردم گفتم ک بلایی بود سرش اومد ذاتش درست گفت مشخص و من جز گریه کاری نمیتونستم بکنم ک فردای اون روز گفتم دیگ برای همیشه میرم و رفتم شکایت بعد این اومد غلط کردم گه خوردم ب پام افتاد چقدر گریه کرد منم برگشتم من خر بخشیدمش و تو این مدت همش تو عذاب بودم الان باز همون حرف زده باز میگ ک پدرت کاری کرده ک سرتون پایین و ذاتتون خراب تو هم خرابکاری دختر همون پدری و منم میخوام ک تو دادگاه بگم ولی قسم خوردم اینبار توی دادگاه چنان سیلی بزنم که خودشم نفهمه می و کجا خورده الان این حرف ایشون چه جوری تو دادگاه بگم نتونستم به وکیل بگم یا کس دیگ میشه راهنمایی کنین
175 ·