♦️چهارسال قبل، یک نماینده مجلس به همراهِ یکی از مشاوران رهبری، لابی کردند و متهمِ قطعیِ پرونده روحالله عجمیان را از پای چوبهی دار فراری دادند. همصنفشان بود و از نظرشان دکترها نباید اعدام میشدند. آش آنقدر شور شد که پدر روحالله روی آنتن زنده تلویزیون نام آن مشاور رهبری را آورد و گفت «تو روح الله را کشتی». زمان گذشت. آن مشاورِ رهبری، در صندلیاش باقی ماند و توپ تکانش نداد. و آن نماینده مجلس، با تایید شورای نگهبان، رییسجمهور شد. آن دکترِ قاتل هم، با کمک همصنفهایش از قصاص قسر در رفت.
♦️چهارسال قبل، طلبهی جوانی را به صورت دستجمعی در شهرک اکباتان تهران، شکنجه کردند و به قتل رساندند. پرونده آنقدر فجیع بود که وجه نمایدن پیدا کرد و نام قربانی به سخنرانی رهبری هم کشیده شد. همه انتظار داشتند، در سریعترین زمان ممکن یک حکمِ قاطع داده شود. حالا چهارسال از آن روزها گذشته. از آن پرونده، یک عکس دستجمعیِ وکلای قاتلان در اینترنت باقی مانده. عکسی که در آن فاتحانه ژست گرفتهاند و حق هم دارند. اینکه برای متهمان چنین پروندهای، چهار سال وقت بخری تا در رسانه از آنها چهرهی مظلوم بسازی، فخر فروختن هم دارد. در چهارمین سالگرد آرمان علیوردی، قاتلانش هنوز دارند نفس میکشند. درست عینِ آن دکتری که پا روی گلوی روحالله عجمیان گذاشت.
🔹میبینید؟ داستان اصلا پیچیده نیست. دو دوتا، چهارتاست. هرکس روند این دو پرونده را در طی چهارسال گذشته مرور کند، به نتیجهای جز آنچه قاتلان حمیدرضا رجب زاده رسیدند، نمیرسد.
اینکه بسیجیکشی هزینه ویژهای ندارد.
این سطح از خشونت یکشبه بوجود نیامده. و اگر قرار است باعث و بانیان این جنایت به مجازات برسند، باید بالاتر از نامِ تمام جانیان، نام مسعود پزشکیان و علیاکبر ولایتی باشد. همان دکترهایی که نگذاشتند یک «دکتر» اعدام شود. و در ادامهی لیست جانیان، باید نام تمام آنهایی بیاید که چهارسال پیش وقتی حرف از اعدام آمد با «چرخه خشونت» و «آشتی ملی» جملهسازی کردند که امنیت شورشیان را تضمین کنند. عجیبترین متهمِ پرونده؟ آن رییس قوه قضاییه که چهارسال قبل، درخواست عفو رهبری را خرجِ کسانی کرد که حالا در این جنایتِ هولناک، برای جانی کف و سوت میزنند و هورا میکشند. متهمانِ این جنایت، یکی و دو تا نیست...
✍ علی آبکار
نفاق_وفاق
سرطان_اصلاحات
Esfahannesfejahan