Видео
اشکان.mp4 · 2.7 MB · click to show
اشکان.mp4 · 2.7 MB · click to show
💠 حکایت کردهاند که ابلهی از دیار خویش برفت و در بلاد غرب مقام گرفت. روزی گفت: «در ایران مردانی دارم که شش ماه است در کوه زندگی میکنند.»
مردی گفت: «خوشا به حال تو که چنین یارانی داری؛ پس لابد لشکری در پسِ کوهستان آماده کردهای و عنقریب تخت و تاج عالم سیاست را واژگون کنی!» گفت: «آری، لیکن اندکی صبر باید.»
چون مجلس بپایان آمد، یکی از حاضران پرسید: «خودت در این دیار چگونه روزگار میگذرانی؟» ابله آهی از سر سوز کشید و گفت: «همین اکنون که با شما سخن میگویم، نمیدانم سه ماه دیگر بتوانم اجاره خانهام را بدهم یا نه.»
حاضران را خندهای آمد و یکی از پیران مجلس گفت:«ای جوانک نادان! عجب تدبیر داری! برای شش ماهِ مبارزان کوهستان برنامه داری و برای سه ماهِ اجاره خانه خویش نه!»
دیگری گفت: «این چه نوع فرماندهی است که سپاهت در کوهستان شش ماه دوام آورده، اما فرمانده از پسِ اجارهخانه سه ماهه برنمیآید و نگران است؟»
و چه نیکو گفتهاند که میان «ادعا»ی احمقی بلوفزن و «واقعیت» فاصلهای است به اندازهٔ همان کوهی که مردان خیالی در آن شش ماه زیستهاند!
😂😂😂
67 ·