🔺پزشکیان: جنگ باید در یک مقطع به پایان برسد، بهتر است امروز که در قدرت و عزت هستیم و تمام دنیا به پیروزی ما اذعان دارند جنگ را پایان دهیم
💠 سخن رئیس جمهور، از منظر استدلالی گرفتار چند اشکال جدی است. متن او این است که «جنگ باید در یک مقطع به پایان برسد» و «بهتر است امروز که در قدرت و عزت هستیم و تمام دنیا به پیروزی ما اذعان دارند، جنگ را پایان دهیم».
🔸 اشکال نخست، عدم ملازمه میان «پایانپذیری جنگ» با «مناسب بودن امروز برای پایان جنگ» است. اینکه «جنگ باید پایان یابد» گزارهای بدیهی است، اما از آن نمیتوان نتیجه گرفت که «پس امروز باید پایان یابد». این دقیقاً جهش از یک مقدمه بدیهی به یک نتیجه اثباتنشده است. همانطور که «هر بیماری باید درمان شود» به این معنا نیست که «پس هر درمانی را همین امروز و با هر شرایطی باید انجام داد». اصل پایان جنگ، ضرورتِ پایان جنگ در مقطع مورد نظر را اثبات نمیکند.
🔸 اشکال دوم، «توسل به وضعیت فعلی» و تبدیل قدرت به دلیل برای توقف است. اگر ایران اکنون «در قدرت و عزت» قرار دارد (که دارد) و حتی جهان به پیروزی ایران اذعان دارد (که دارد)، باید پرسید: چرا این گزاره باید مقدمهای برای شتاب در پایان جنگ باشد؟ اگر قدرت داریم، منطق عقلانی آن است که از این قدرت برای تضمین یک امنیت پایدار و جلوگیری از تکرار تجاوز استفاده کنیم، نه اینکه صرفاً به دلیل قرار گرفتن در موضع برتر، فوراً از میدان خارج شویم. قدرت، دلیلِ ترکِ موقعیت قدرت نیست؛ قدرت، ابزارِ تثبیت دستاوردهاست.
🔸 اشکال سوم، «نادیده گرفتن علت و معلول» است. ایران آغازگر جنگ نبوده و وارد شدن به جنگ، انتخاب ایران نبوده است؛ بنابراین نباید مسئله را چنان صورتبندی کرد که گویی دو طرف بطور برابر تصمیم گرفتهاند بجنگند و حالا ایران میتواند با یک تصمیم سیاسی جنگ را ببندد. کسی که آغازگر تجاوز نبوده، حق دفاع دارد؛ و پایان جنگ زمانی معنا پیدا میکند که تهدید و علت تجاوز نیز برطرف شده باشد.
🔸 اشکال چهارم اینست که «اذعان دیگران به پیروزی» با «تضمین امنیت آینده» خلط شده است. اینکه تمام دنیا یا بخش بزرگی از جهان به پیروزی ایران اذعان کنند، فینفسه هیچ تضمینی برای عدم تکرار تجاوز نیست. قدرتهای متجاوز الزاماً بر اساس آنچه افکار عمومی، حقوق بینالملل یا حتی اجماع جهانی میگوید رفتار نمیکنند؛ بر اساس منافع خود، قوانین و قطعنامهها را نادیده میگیرند و سپس برای اقدام خود توجیه سیاسی و حقوقی میتراشند. بنابراین نمیتوان گفت چون امروز «پیروزی ما مورد اذعان جهان است»، پس بهترین زمان برای پایان جنگ فرا رسیده است. اعتراف دیگران به پیروزی، اگر به ایجاد بازدارندگی واقعی منجر نشود، صرفاً یک دستاورد روایی و سیاسی است، نه تضمین امنیتی. دشمن را نمیتوان با این فرض که «دنیا میفهمد چه کسی پیروز شده» از تجاوز آینده بازداشت؛ دشمن زمانی از تجاوز بازمیایستد که محاسبه کند هزینه حمله مجدد از فایده آن بیشتر است.
لذا معیار پایان جنگ نباید «اذعان جهان به پیروزی ما» باشد، بلکه باید رفع تهدید و ایجاد بازدارندگی پایدار باشد. اگر قدرت متجاوز به هیچ قانون و قاعدهای که مانع تحقق منافعش شود پایبند نماند، نمیتوان امنیت ایران را به قضاوت، محکومیت یا اذعان دیگران گره زد. تاریخ نشان داده است که محکومیت سیاسی و حقوقیِ تجاوز، بتنهایی مانع تجاوز بعدی نمیشود؛ آنچه مانع میشود، قدرت دفاعی، هزینهمند کردن تجاوز و اطمینان دشمن از اینکه حمله بعدی برای او بسیار پرهزینهتر خواهد بود است.
👈 خلاصه اینکه اشکال سخن جناب پزشکیان در دفاع از پایان جنگ نیست؛ اشکال در پریدن از «باید روزی جنگ تمام شود» به «پس امروز تمامش کنیم» است. این فاصله را نمیتوان با کلمات «قدرت»، «عزت» و «اذعان» پر کرد. وقتی ایران در موضع قدرت است، هنر سیاست این نیست که از موضع قدرت خارج شود؛ هنر آن است که قدرت را به #امنیتی_پایدار، #تضمینشده و #بازدارنده تبدیل کند. و چون ما جنگ را آغاز نکردهایم، پایان مطلوب جنگ نیز نباید صرفاً پایان مقاومت ایران باشد؛ باید پایان تهدید علیه ایران باشد.
📚📚📚
21 ·