حالا آدم باز روش تو روی استاد راهنما و سوپروایزرش باز میشه. چهارتا قهوه با هم میخورید، پاتلاک و سکرتسنتا برگزار میکنید، شب تا صبح میمونید دانشگاه مقاله رو به ددلاین برسونید...یه صمیمیتی بینتون شکل میگیره.
استاد پردازش تصویر روز اول ترم میاومد سر کلاس، میگفت سلام بچهها من تری هستم. تا آخر ترم همه صداش میکردن تری. میرفتی دم دفترش برگهت رو بگیری باید میگفتی های تری. تیای میگفت استادت کیه باید میگفتی تری. 😭
392 ·