۱-ایران ؛سرزمینی که از تاریخ عبور کرده است.
ایران فقط یک مرز روی نقشه نیست،ایران حافظهی هزاران سال تمدن، زبان، فرهنگ و ایستادگی است. از اسطورههای شاهنامه تا اندیشهی فیلسوفان، از روزگار هخامنشیان تا فراز و فرودهای تاریخ معاصر، این سرزمین بارها آزموده شده، اما هر بار دوباره برخاسته است.
ارسطو میگفت انسان موجودی سیاسی است، یعنی سرنوشت او از سرنوشت جامعهاش جدا نیست. هیچ ملتی بدون همبستگی، پایدار نمیماند. فردوسی هم قرنها پیش همین حقیقت را با زبان شعر به یاد ما آورد:
«چو ایران نباشد تن من مباد.»
این بیت، دعوت به دشمنی با دیگران نیست، یادآوری مسئولیت ما در برابر خانهای است که نامش ایران است.
ایرانیان در طول تاریخ، از یورش اسکندر و مغول گرفته تا جنگهای طولانی و تحریمها، بارها نشان دادهاند که میتوان سرزمین را حفظ کرد، حتی اگر هزینههای سنگینی پرداخت شود. راز ماندگاری ایران فقط قدرت نظامی نبوده.فرهنگ، زبان، همبستگی اجتماعی و امید به آینده هم ستونهای این ماندگاری بودهاند.
امروز نیز اگر روزگار سختی در پیش باشد، مهمترین سرمایه ما نه اختلافهای سیاسی، بلکه احساس مسئولیت نسبت به یکدیگر و نسبت به ایران است. تاریخ، ملتهایی را به خاطر میآورد که در روزهای دشوار، کنار هم ایستادند، نه روبهروی هم