۳-انچه ایران را نگه داشته است.
میگویند آرش، جانش را در تیر گذاشت تا مرز را نه با نفرت، بلکه با ایثار معنا کند. سیاوش از آتش گذشت تا پاکی را بر قدرت ترجیح دهد. رستم، هر بار که ایران در خطر بود، پیش از آنکه به فکر نام خود باشد، به فکر سرزمینش بود. اینها فقط افسانه نیستند،حافظهی فرهنگی ملتی هستند که قرنها آموخته است بقا، پیش از هر چیز، در همبستگی معنا پیدا میکند.
ارسطو فضیلت را در میانهروی و مسئولیتپذیری میدید.هگل از ملت بهعنوان یکی از بسترهای تحقق تاریخ سخن میگفت،هانا آرنت یادآور میشد که دوام یک جامعه، به توانایی مردمش برای حفظ عرصهی مشترک وابسته است. در سنت ایرانی نیز فردوسی هشدار میدهد که هرگاه کینه و تفرقه بر خرد غلبه کند، آسیب نخست متوجه خود ایران خواهد بود.
تاریخ ما فقط تاریخ پیروزیها نیست.تاریخ برخاستن پس از شکستها نیز هست. از ویرانیهای باستان تا جنگهای معاصر، آنچه ایران را حفظ کرده، تنها شمشیر نبوده است.زبان فارسی، فرهنگ، خانواده، همدلی، دانش، هنر و ارادهی مردم نیز در این ماندگاری سهم داشتهاند.
اگر روزگار دشوار شود، مهمترین وظیفهی ما این است که کنار هم بمانیم. با هر سلیقه، هر باور و هر نگاه سیاسی، به یاد داشته باشیم که اختلاف نظر نباید جای همدلی را بگیرد. ایران، خانهی مشترک همهی ماست و آیندهی آن با مسئولیتپذیری همهی ایرانیان، در داخل و خارج از کشور، گره خورده است.
امروز بیش از همیشه مراقب یکدیگر باشیم.به سالمندان، کودکان، همسایگان و کسانی که نگراناند. حقیقت را بر شایعه ترجیح دهیم، احترام را بر توهین و همبستگی را بر شکاف. ملتی که سرمایهی اجتماعی خود را حفظ کند، از سختترین آزمونها نیز با امید عبور میکند.
ایران، در طول تاریخ بارها زخمی شده، اما هر بار دوباره برخاسته است. امید آن است که این بار نیز، با خرد، همدلی و احساس مسئولیت، آیندهای امنتر و آرامتر برای همهی ایرانیان رقم بخورد.