به نظرم در این بحث چند سطح مختلف با هم خلط شده.
اول: آقای تفرشی صرفاً روایتی رو از قول یک مقام امنیتی نقل کرده این روایت، به خودی خود، نه اثبات وجود یک شبکه مشخصه و نه اثبات مصداق اون بنابراین به لحاظ سیاسی بهتره اونو به «تیم پرویز ثابتی» یا «حلقه زیتون» نسبت ندیم از نظر منطقی نوعی جهش در استدلال وجود داره به نظرم چون هنوز شواهد مستقلی برای این انتسابات ارائه نشده .
از طرفی، حرف درباره وجود شبکههای غیررسمی، حلقههای نخبگانی یا مراکز نفوذ، در علوم سیاسی موضوع تازهای نیست. تقریباً در همه کشورها، از لابیها و اتاقهای فکر گرفته تا شبکههای غیررسمی قدرت، وجود دارند و بر فرآیندهای تصمیمسازی اثر میگذارن در ایران هم کم نیست.اما پذیرش این اصل، با نسبت دادن هر اتفاق سیاسی به یک شبکه خاص، بدون سند، تفاوت داره . بعید میدونم اتاق فکر علوم انسانی ایران با آقای تفرشی حتی حس نزدیکی داشته باشند.
نکته مهمتر اینکه در سیاست، فقط خود خبر اهمیت نداره بلکه زمان انتشار، نحوه روایت و اثر اون بر افکار عمومی هماهمیت داره. در مطالعات رسانه، مفاهیمی مثل «دستورکارسازی» و «چارچوببندی» نشون میدهند که رسانهها میتونن ذهن مخاطب رو به سمت موضوعی خاص هدایت کنند. گاهی اطلاعات درست منتشر میشن، گاهی ناقص، گاهی جهتدار و در برخی موارد هم اطلاعات نادرست یا گمراهکننده برای منحرف کردن افکار عمومی، امتحان واکنش جامعه یا پوشاندن موضوعات دیگر به کار میره.
بنابراین یک تحلیلگر باید علاوه بر خود خبر، به هدف و زمان انتشار اون نیز توجه کنه.
در مورد آقای تفرشی هم فارغ از موافقت یا مخالفت با دیدگاههای ایشون برای من این پرسش مطرحه که چرا چنین روایتهایی دقیقاً در این مقطع زمانی مطرح میشه. بیان مطالب مرتبط با مسائل امنیتی، بهویژه وقتی پای ایران و بریتانیا در بین است، معمولاً حساسیتبرانگیزه من نمیتونم ادعا کنم این موضوع با هماهنگی نهادی انجام شده چون سندی برای این ادعا ندارم اما معتقدم زمانبندی انتشار این روایتها، خودشبخشی از تحلیله و سزاوار تأمله.
یکنکتهی ریز و قابل تامل :
اصلاحات:فردوسی پورو قلعه نوئی/سروش و غنی نژاد/از این هفته استارت تفرشی
به همین دلیل، نباید هر روایت رسانهای رو در شرایط فعلی پذیرفت یا رد کرد. مهمتر از تصورات ما از حرف ایشون طرح پرسشهای درست هست: این روایت بر چه شواهد مستقلی استواره؟ چرا الان منتشر شده است؟ چه کسانی از برجسته شدن اون سود میبرند؟ و آیا آنچه دربارهاش بحث میکنیم، خودِ مسئله اصلیه یا بخشی از مدیریت افکار عمومی و جنگ روایتها؟
آقای تفرشی به عنوان پژوهشگری که رویکردی سندمحور داره و سالها با آرشیوهای تاریخی کار کرده، طبیعتاً میدونه بین «روایت»، «سند» و «فرضیه» تفاوت وجود داره بنابراین انتظار میره درباره موضوعات حساس امنیتی هم مخاطب بتونه مرز بین نقلقول، تحلیل و ادعای اثباتشده روبهروشنی تشخیص بده