صنیعیФотография
در سیاست، مسئله صرفاً این نیست که یک ادعا درست است یا نادرست.بلکه آثار اجتماعی و سیاسیِ طرح آن نیز اهمیت دارد. هنگامی که یک شخصیت سیاسی درباره بالاترین سطح تصمیمگیری کشور ادعایی مطرح میکند و مرجع رسمی آن را تکذیب میکند، تکرار همان ادعا بدون ارائه سند، فارغ از اینکه در نهایت حقیقت با کدام طرف باشد، میتواند پیامدهای قابل توجهی داشته باشد.
نخست آنکه اعتماد عمومی آسیب میبیند. وقتی مردم با دو روایت کاملاً متضاد روبهرو میشوند و امکان راستیآزمایی ندارند، بهتدریج نسبت به هر دو روایت بدبین میشوند و سرمایه اجتماعی نظام سیاسی کاهش مییابد.
دوم، چنین اظهاراتی میتواند این تصور را در داخل و خارج از کشور ایجاد کند که در رأس هرم قدرت اختلاف، آشفتگی یا چندگانگی وجود دارد.حتی اگر واقعیت چنین نباشد. این برداشت، هم در افکار عمومی و هم در محاسبات بازیگران خارجی اثرگذار است و ممکن است به افزایش فشارهای سیاسی یا سوءبرداشتهای راهبردی بینجامد.
از منظر جامعهشناسی سیاسی نیز، موضوعات مرتبط با عالیترین سطوح حاکمیت از حساسترین موضوعات جامعه هستند. هرگاه درباره این حوزه روایتهای متناقض و بدون سند منتشر شود، زمینه برای شکلگیری شایعات، گمانهزنیها و روایتهای غیررسمی بیش از پیش فراهم میشود و فضای عمومی به جای استدلال، بر پایه حدس و گمان شکل میگیرد.
بنابراین مسئولیت نخبگان سیاسی ایجاب میکند که در چنین موضوعاتی یا مستندات قابل اتکا ارائه کنند، یا پس از تکذیب رسمی، بدون ارائه سند از تکرار ادعا خودداری کنند. نقد و مطالبهگری حق هر شخصیت سیاسی است، اما طرح و تکرار ادعاهای اثباتنشده درباره مسائل حساس، میتواند هزینه آن را نه یک فرد، بلکه کل جامعه و منافع ملی بپردازد.
بنابراین، مسئله اصلی این نیست که چه کسی راست میگوید.بلکه این است که در حوزه امنیت ملی و اعتماد عمومی، مسئولیتپذیری در بیان ادعاها، خود بخشی از اخلاق سیاسی و حکمرانی مسئولانه است