Replymessage unavailable
اگر بخواهیم رابطه ایران و آمریکا روبفهمیم نمیشه فقط به اتفاقات امروز نگاه کرد باید به گذشته برگشت.
ریشه بخش بزرگی از بیاعتمادی ایران به آمریکا به سال ۱۳۳۲ و ماجرای کودتای ۲۸ مرداد برمیگرده زمانی که آمریکا و بریتانیا در برکناری دولت دکتر مصدق، بعد از ملی شدن صنعت نفت، نقش داشتند. این اتفاق در حافظه تاریخی بسیاری از ایرانیان به عنوان نمونهای از دخالت یک قدرت خارجی برای حفظ منافع خودش باقی مانده .
اما مسئله فقط یک اتفاق تاریخی نیست. ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی و منابعش همیشه کشوری مهم برای قدرتهای بزرگ بوده قرار گرفتن در کنار خلیج فارس، نزدیکی به مسیرهای اصلی انرژی جهان، همسایگی با آسیای مرکزی و قفقاز و داشتن منابع بزرگ نفت و گاز، باعث شده ایران جایگاهی راهبردی در معادلات جهانی داشته باشه.
از نگاه روابط بینالملل، کشورها معمولاً بر اساس منافع و قدرت خودشون رفتار میکنند. آمریکا هم مثل هر قدرت بزرگ دیگری، سیاست خارجیاش رو بر اساس منافع راهبردی خودش تنظیم کرده در مقابل، تجربه تاریخی ایران از کودتای ۲۸ مرداد، حمایت آمریکا از حکومت پهلوی، تنشهای پس از انقلاب، تحریمهای طولانی، خروج از برجام و دیگر بحرانها باعث شده نگاه بیاعتمادی نسبت به واشنگتن در ساختار سیاسی ایران شکل بگیره که به حق هم هست.
بنابراین وقتی ایران بر استقلال، توان دفاعی و بازدارندگی تأکید میکنه این سیاست رو باید در چارچوب تجربه تاریخی و منطق قدرت در نظام بینالملل فهمید چرا که در دنیای سیاست، کشورها معمولاً امنیت خود رو بر پایه اعتماد به دیگران نمیسازند بلکه بر پایه تواناییهای خودشون حفظ میکنند