این بحث فقط یک برداشت شخصی از سخنان حدادعادل نیست. در نظریه شهروندگرایی نیز بر همین ایده تأکید میشود که شهروند، صرفاً عضو یک جناح یا هوادار یک نامزد نیست؛ بلکه در برابر «خیر عمومی» و جامعهای که در آن زندگی میکند، مسئولیت دارد.
در نگاه شهروندگرایانه، اختلاف سیاسی و رقابت انتخاباتی امری طبیعی است، اما پس از پایان رقابت، مسئولیت نسبت به جامعه و منافع عمومی همچنان باقی میماند.
یعنی میتوان به یک نامزد رأی نداد، با دولت مخالف بود، سیاستهایش را نقد کرد و حتی برای تغییر آن در انتخابات بعدی تلاش کرد؛ اما در عین حال، جایی که منافع عمومی و کشور اقتضا میکند، همکاری و مشارکت مدنی را بر منافع جناحی مقدم دانست.
به زبان سادهتر:
شهروندگرایی میگوید من فقط طرفدار یک «نامزد» نیستم؛ من عضو یک «جامعه سیاسی» هستم.
پس شکست نامزد مورد علاقه من نباید به معنای شکست جامعهای باشد که خودم هم عضوی از آن هستم.
به نظرم این دقیقاً همان نقطهای است که باید میان هواداری سیاسی و شهروندی مسئولانه تفاوت بگذاریم.
26 ·