اگرچه قطعه «تا انتهای عشق با من برقص» یا «تا انتهای عشق مرا برقصان» همه جا به عنوان ترانهای عاشقانه شناخته میشود، با این حال لئونارد کوهن در یک مصاحبه تلویزیونی در سال ۱۹۸۵ عنوان کرد که منشا این شعر هولوکاست است و از ویلون زنی گفته است که به سوی مرگ می رفت
اما این ترانه (مرا تا انتهای عشق برقصان) وقتی شکل گرفت که من شنیده بود یا جایی خوانده بودم یا به نوعی می دانستم که در اردوگاه های مرگ همجوار کوره های آدم سوزی، در برخی از آنها، یک کوارتت زهی، مجبور به اجرا می شدند، در حالی که این جنایت در حال رخ دادن بود، جایی که همه مردم سرنوشت محتوم به مرگ داشتند. و آنها در حالی که هم سلولی هایشان در اتاق گاز کشته و سپس در کوره ها سوزانده می شدند، به اجرای موسیقی کلاسیک می پرداختند.
بنابراین جایی که گفته میشود «با ویلنی آتشین مرا به سوی زیبایی ات برقصان» به معنی درجه ای از زیبایی است که با یافتن کمال در زندگی به آن دست می یابیم، به معنای پایان این وجود و پروراندن سودای دستیابی به این کمال. با این حال زبان گفتگو در این شعر به همان گونه ای است که ما برای کسانی که دوستشان داریم به کار می بریم.
با من برقص تا اوج زیباییات با ویولنی شعلهور
با من برقص تا وحشت را از سر بگذرانم، تا به امنیت برسم
مثل شاخهزیتونی بلندم کن و کبوتر خانگیام باش
با من برقص تا به انتهای عشق
با من برقص تا به انتهای عشق
بگذار زیباییات را ببینم وقتی همه رفتهاند
بگذار بدنت را احساس کنم که مثل اهالی بابل در جنبش است
همهی آنچه تنها حد و مرزهایش را میشناسم نشانم بده
با من برقص تا به انتهای عشق
با من برقص تا به انتهای عشق
اینک با من برقص تا جشن عروسی، پیوسته با من برقص
با من به نرمی برقص، با من طولانی برقص
هر دوی ما ورای عشقمان هستیم، هر دوی ما به زیر بار آن
با من برقص تا به انتهای عشق
با من برقص تا به انتهای عشق
با من برقص تا کودکانی که میخواهد زاده شوند
با من برقص لابلای پردههایی که بوسههامان فرسودهشان کرده
خیمهای امن برپا کن، گرچه همهی تار و پودها گسسته
با من برقص تا به انتهای عشق
با من برقص تا اوج زیباییات با ویولنی شعلهور
با من برقص تا وحشت را از سر بگذرانم، تا به امنیت برسم
مرا با دست برهنه، مرا با دستپوشت لمس کن
با من برقص تا به انتهای عشق
با من برقص تا به انتهای عشق
با من برقص تا به انتهای عشق