🔴 قسمت هشتم | چرا مردم سالها سکوت میکنند و ناگهان به خیابان میآیند؟
یکی از بزرگترین معماهای تاریخ این است که بسیاری از حکومتها، سالها با وجود نارضایتی گسترده دوام میآورند، اما ناگهان در فاصله چند هفته یا چند ماه با بحرانی روبهرو میشوند که تصورش را هم نمیکردند. اگر نارضایتی از قبل وجود داشته، چرا اعتراض زودتر آغاز نشده است؟ و اگر جامعه واقعاً آرام بوده، چرا ناگهان چنین انفجاری رخ داده است؟ پاسخ این پرسش را باید بیش از آنکه در سیاست جستوجو کنیم، در روانشناسی انسان و رفتار جمعی پیدا کنیم.
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
نخست باید این تصور را کنار بگذاریم که سکوت، همیشه به معنای رضایت است. انسانها به دلایل گوناگون سکوت میکنند؛ از ترس مجازات گرفته تا نگرانی درباره آینده خانواده، از نداشتن امید به تغییر تا احساس تنهایی. بسیاری از مردم ممکن است با وضع موجود مخالف باشند، اما در عین حال باور داشته باشند که مخالفتشان هیچ تأثیری نخواهد داشت. در چنین شرایطی، سکوت نه نشانه پذیرش، بلکه نوعی راهبرد برای بقاست.
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
عامل مهم دیگر، چیزی است که جامعهشناسان آن را «ناآگاهی متقابل» یا «جهل جمعی» مینامند. ممکن است هزاران نفر در یک جامعه از وضعیت موجود ناراضی باشند، اما هرکدام تصور کند دیگران از حکومت حمایت میکنند. در نتیجه، همه سکوت میکنند، زیرا هیچکس نمیخواهد نخستین نفری باشد که هزینه اعتراض را میپردازد. این وضعیت میتواند سالها ادامه پیدا کند، در حالی که زیر سطح آرام جامعه، نارضایتی به تدریج در حال انباشته شدن است.
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
به همین دلیل، گاهی یک رویداد ظاهراً کوچک همه چیز را تغییر میدهد. یک تجمع، یک ویدئو، یک سخنرانی یا حتی واکنش حکومت به یک حادثه، ناگهان این تصور را از بین میبرد که «من تنها هستم». مردم برای نخستین بار میبینند افراد زیادی مانند آنها فکر میکنند و حاضرند هزینه مخالفت را بپردازند. از این لحظه، آنچه تغییر میکند لزوماً میزان نارضایتی نیست، بلکه تصور افراد از یکدیگر است. جامعهای که دیروز خاموش به نظر میرسید، ناگهان صدای خودش را میشنود.
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
این همان دلیلی است که باعث میشود پیشبینی شورشها تا این اندازه دشوار باشد. حکومتها معمولاً میزان نارضایتی را از روی سکوت جامعه میسنجند، در حالی که سکوت همیشه اطلاعات درستی در اختیار آنها قرار نمیدهد. از سوی دیگر، مخالفان نیز گاهی قدرت واقعی خود را دستکم میگیرند، زیرا تصور میکنند تعدادشان بسیار کمتر از واقعیت است. در نتیجه، هم حکومت و هم جامعه ممکن است تا آخرین لحظه، تصویری نادرست از وضعیت واقعی داشته باشند.
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
البته نباید تصور کرد که هر حادثه کوچکی میتواند یک جامعه را دگرگون کند. اگر نارضایتی عمیقی وجود نداشته باشد، حتی بزرگترین رویدادها نیز ممکن است اثر چندانی نگذارند. اما اگر جامعه سالها خشم، بیاعتمادی یا احساس بیعدالتی را در خود انباشته کرده باشد، یک اتفاق کوچک میتواند نقش آخرین قطرهای را ایفا کند که ظرف را سرریز میکند. به همین دلیل است که مورخان معمولاً میان «علت» و «جرقه» تفاوت قائل میشوند. جرقه ممکن است کوچک باشد، اما تنها زمانی آتش ایجاد میکند که سوخت از قبل فراهم شده باشد.
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
از سوی دیگر، نباید فراموش کرد که همه انفجارهای اجتماعی به نتیجه یکسانی نمیرسند. گاهی حضور گسترده مردم باعث عقبنشینی حکومت میشود، گاهی سرکوب شدیدتر را به دنبال دارد و گاهی نیز پس از مدتی، جامعه دوباره به سکوت بازمیگردد. بنابراین، حضور ناگهانی مردم در خیابانها پایان یک داستان نیست؛ بلکه آغاز مرحلهای تازه است که سرنوشت آن به عوامل فراوانی بستگی دارد.
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
شاید مهمترین درس تاریخ این باشد که جوامع را نباید فقط از روی ظاهرشان قضاوت کرد. آرامش ظاهری همیشه نشانه ثبات نیست، همانگونه که اعتراضهای خیابانی نیز همیشه نشانه فروپاشی قریبالوقوع یک حکومت نیستند. زیر پوست هر جامعه، احساسات، امیدها، ترسها و نارضایتیهایی جریان دارد که گاهی سالها پنهان میمانند و گاهی در زمانی غیرمنتظره، مسیر تاریخ را تغییر میدهند. به همین دلیل، آنچه ناگهانی به نظر میرسد، اغلب نتیجه فرایندی طولانی است که مدتها پیش آغاز شده، اما کمتر کسی آن را دیده است.
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
🟥 #سیاست
▫️#کالبدشکافی_شورش
✅ #عصیانگر | OSIANGAR ✅
2.3K ·