دو گرگ درون تو
یک پیرمرد از قبیلهی سرخپوستان چروکی در کنار نوهاش نشسته بود و برای او داستانی را بازگو میکرد:
درون هر انسانی، دو گرگ در حال نبردند.
پسرک با کنجکاوی پرسید: چه نبردی؟
پیرمرد لبخندی زد و گفت:
یکی از این گرگها تاریک است. این گرگ نمایندهی ترس، شک، حسادت، خشم، تنبلی، پشیمانی، غرور، بیجا، دروغ و احساس قربانی بودن است.
اما گرگ دیگر، روشن است. این گرگ نمایندهی عشق، شجاعت، اعتماد به نفس، بخشش، امید، صداقت، مسئولیتپذیری و ارادهی قوی است.
این دو گرگ همیشه در حال مبارزهاند... هر لحظه، در درون تو، در ذهن تو.
پسرک کمی فکر کرد و سپس پرسید:
کدام گرگ پیروز میشود؟
پیرمرد لبخند زد و پاسخ داد:
همانی که تو بیشتر به او غذا میدهی.
چرا این داستان کوتاه اینجا قرار دارد؟
قدرت ذهن تو، مانند همین نبرد درونی بین دو گرگ است. اگر تو ذهنت را با ترسها، شکها و افکار محدودکننده تغذیه کنی، آنها قویتر خواهند شد و زندگی تو را در اختیار خواهند گرفت.
اما اگر ذهنت را با شجاعت، اراده، باورهای مثبت و تصویرهای روشن تغذیه کنی، تو فرماندهی واقعی زندگیات خواهی شد.
پس حالا، انتخاب با توست: کدام گرگ را در ذهن خودت تغذیه میکنی؟
.
📕 کتاب کد بیداری از مایک ریاضی
.
#Book 📚
1.2K ·