چنین روزگاران کجا دیده ای
مگر تازیان را تو زاییدهای
که در دامن میهن آریا
خوری نان و آب نیاکان ما
سپس گریه زاری کنی روز و شب
کنی پاره خود را برای عرب
چنین ناسپاسی به ایرانمان
سگی را ندیدم کند اینچنان
اگر از تو روزی سگی نان خورد
ترا تا دم مرگ یاد آورد
نیاکان برای تو جان باختند
گلستان ز ایران ما ساختند
بسی خون آنان در این خانه ریخت
که دشمن سرانجام از ما گریخت
همینان که تو میپرستی کنون
کشیدند اجداد ما را به خون
اسارت گرفتند از مردمان
بسا سر بریدند در آنزمان
برو پرس و جو کن ندانی اگر
که در ننگ و پستی نمانی دگر
تو بر خویش و بر ما ستم کردهای
که میهن فدای شکم کردهای
نبینی بنام حسین ات مگر
کهن کشوری را که شد بیپدر
نبینی به تو مذهب انداختند
ولی خود به تاراج پرداختند
برای تو زان سوی دین آورند
وزین سوی فرزند ما بردرند
مگر کور هستی به چشمان باز
نبینی مگر این فریب دراز
ترا آنچه را کز خرد در سر است
بهایش ز یک خر مگس کمتر است
ازین پس بیا ناسپاسی مکن
به میهن نمک ناشناسی مکن
گنه کرده را کس نشوید گناه
مده دل به دیدار سنگ سیاه
گنه را کجا سنگ میسایدت
چه زین سنگ جز ننگ میآیدت
خدا را تو در سنگ بینی اگر
نداری پشیزی ز بودش خبر
گمان دارمت مغز خر خوردهای
که اجداد از یاد خود بردهای
دریغا ز میهن که کوی تو شد
که نامش همه آبروی تو شد
هر آنکس که دینش ز میهن سر است
ورا سر نباشد به تن بهتر است
نگویی مگر جان فدای حسین
نریزی مگر خون برای حسین
چرا تا کنون خویش رنجاندهای
به میهن چرا تا کنون ماندهای
اگر راست گویی برو کربلا
فراموش کن خاک ایران ما
تفو بر تو مفتی خور بد نهاد
که این سرزمین چون تو را جای داد
کنون پاره کن خویش را روز و شب
بده خون خود بر حسین عرب
بدان هرچه دشمن پرستی کنی
هرآنچه که خواری و پستی کنی
سرانجام پیروزی از آنِ ماست
زِ پا افتد اسلام و ایران بجاست
بدان ای روان مردهی زشتزاد
نباشد چو ایران جهان هم مباد
👤#مسعود_آذر
⬜ #شعر
✅ #عصیانگر | OSIANGAR ✅
1.7K ·