🔴 قسمت یازدهم | آیا خشونت برای تغییر اجتنابناپذیر است؟
تقریباً هیچ موضوعی به اندازه نسبت میان خشونت و تغییر، تاریخ را دوپاره نکرده است. از یک سو، کسانی قرار دارند که معتقدند هیچ قدرتی داوطلبانه از امتیازات خود چشمپوشی نمیکند و بدون اعمال زور، تغییرات بنیادین ممکن نیست. از سوی دیگر، کسانی هستند که باور دارند خشونت، حتی اگر با نیت آزادی آغاز شود، در نهایت همان چیزی را بازتولید میکند که قرار بود از میان بردارد. این اختلاف فقط یک بحث اخلاقی نیست؛ بلکه یکی از مهمترین پرسشهای تاریخ سیاسی است.
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
اگر به گذشته نگاه کنیم، برای هر دو دیدگاه میتوان نمونههایی پیدا کرد. انقلاب آمریکا، انقلاب فرانسه، انقلاب هائیتی و بسیاری از جنبشهای استقلالطلب، بدون درگیری مسلحانه به پیروزی نرسیدند. در مقابل، جنبش استقلال هند تا حد زیادی بر نافرمانی مدنی و مقاومت بدون خشونت استوار بود و جنبش حقوق مدنی آمریکا نیز بخش مهمی از موفقیت خود را مدیون اعتراضهای مسالمتآمیز بود. همین تفاوتها نشان میدهد که تاریخ، پاسخ سادهای برای این پرسش ندارد.
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
نخست باید میان «استفاده از خشونت» و «موفقیت یک جنبش» تفاوت قائل شد. اینکه جنبشی از خشونت استفاده کرده و در نهایت پیروز شده است، لزوماً به این معنا نیست که خشونت علت پیروزی آن بوده است. همانطور که اگر جنبشی مسالمتآمیز به نتیجه رسیده، نمیتوان با اطمینان گفت که خشونت در آن شرایط حتماً شکست میخورد. هر جنبش در بستری متفاوت شکل میگیرد؛ نوع حکومت، میزان سرکوب، حمایت مردمی، شرایط بینالمللی و دهها عامل دیگر، نتیجه را تحت تأثیر قرار میدهند.
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
از سوی دیگر، خشونت ویژگی عجیبی دارد؛ آغاز کردن آن معمولاً آسانتر از متوقف کردن آن است. وقتی یک درگیری مسلحانه آغاز میشود، هر طرف برای توجیه اقدامات خود، به خشونت طرف مقابل استناد میکند. در چنین فضایی، مرز میان دفاع و انتقام، میان هدف نظامی و غیرنظامی، یا میان ضرورت و زیادهروی، به تدریج کمرنگ میشود. به همین دلیل، بسیاری از انقلابها و جنگهای داخلی، بسیار خونینتر از چیزی شدند که آغازکنندگانشان تصور میکردند.
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
در مقابل، مقاومت بدون خشونت نیز راهی کمهزینه یا ساده نیست. چنین جنبشهایی معمولاً به سازماندهی گسترده، انضباط بالا و تحمل هزینههای سنگین نیاز دارند. شرکتکنندگان باید آماده زندان، محرومیت، ضربوشتم یا حتی مرگ باشند، بیآنکه همان روش را در پاسخ به کار بگیرند. این شیوه، در برخی شرایط توانسته مشروعیت حکومت را تضعیف کند و حمایت داخلی و بینالمللی را برای معترضان به همراه آورد، اما در شرایط دیگر نیز با سرکوب کامل روبهرو شده است. بنابراین، مسالمتآمیز بودن نیز تضمینی برای موفقیت نیست.
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
نکته مهم دیگر این است که نوع مبارزه، بر جامعهای که پس از آن ساخته میشود نیز تأثیر میگذارد. گروهی که سالها در فضای نظامی، مخفی و سلسلهمراتبی فعالیت کرده است، ممکن است پس از پیروزی نیز همان الگوهای رفتاری را با خود به حکومت جدید منتقل کند. در مقابل، جنبشهایی که بر مشارکت مدنی، مذاکره و سازماندهی اجتماعی تکیه داشتهاند، گاهی راحتتر توانستهاند نهادهای سیاسی باثبات ایجاد کنند. البته این نیز یک قانون قطعی نیست، اما تاریخ نمونههای فراوانی در تأیید این رابطه ارائه میدهد.
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
شاید مهمترین اشتباه این باشد که تصور کنیم میان خشونت و عدم خشونت، همیشه فقط یکی قابل انتخاب است. در واقع، بسیاری از جنبشهای تاریخی ترکیبی از هر دو را تجربه کردهاند. حتی در یک کشور و در یک دوره زمانی، ممکن است بخشی از مخالفان راه مذاکره را انتخاب کنند و بخشی دیگر به مبارزه مسلحانه روی آورند. بنابراین، تاریخ را نمیتوان به دو دسته ساده «انقلابهای خشونتآمیز» و «انقلابهای مسالمتآمیز» تقسیم کرد.
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
شاید تنها نتیجهای که بتوان با اطمینان از دل تاریخ بیرون کشید این باشد که هر مسیری برای تغییر، هزینههای خاص خود را دارد. پرسش دشوار این نیست که «کدام راه بیهزینه است؟»؛ زیرا چنین راهی وجود ندارد. پرسش واقعی این است که هر جامعه، با توجه به شرایط خود، حاضر است کدام هزینه را بپذیرد و پس از پایان مبارزه، با چه میراثی زندگی کند.
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
🟥 #سیاست
▫️#کالبدشکافی_شورش
✅ #عصیانگر | OSIANGAR ✅
1.4K ·