Link
click to show
click to show
محیط زیست و اعداد (۳)
داده پنهانی
مسعود امیرزاده
واژههایی مانند «شفافیت»، «حکمرانی در اتاق شیشهای»، «دسترسی آزاد به اطلاعات» و «برچیدن بساط پنهانکاری» آنقدر در گفتار رسمی تکرار شدهاند که گاه خود این مفاهیم فرسوده و بیاعتبار به نظر میرسند. تکرار بیعمل، واژهها را تهی میکند؛ تا جایی که شنیدنشان بیش از آنکه امید بیافریند، خشم یا تمسخر برمیانگیزد.
دیگر مسئله فقط پنهان کردن اطلاعات نیست؛ مسئله بر هم زدن تراز قدرت است.
یکی از مهمترین ابزارهای قدرت در جهان مدرن، «انحصار داده» است. هر دستگاهی که داده را در اختیار دارد و دیگران از آن محروماند، تنها مالک اطلاعات نیست؛ مالک بخشی از قدرت تصمیمگیری و روایت واقعیت نیز هست.
در ایران با وضعیت پیچیدهتری روبهرو هستیم. گاه داده اساساً منتشر نمیشود؛ گاه ناقص منتشر میشود؛ گاه میان دستگاههای مختلف درباره یک موضوع چند عدد متفاوت وجود دارد؛ و گاه دادهها چنان مبهم، متناقض و پراکنده عرضه میشوند که عملاً هیچ امکان استفاده عمومی از آنها باقی نمیماند. ظاهراً اطلاعات وجود دارد، اما جامعه با انبوهی از دادههای غیرقابل اتکا و غیرقابل مقایسه مواجه است. این نیز نوعی پنهانکاری است؛ پنهانکاری در پوشش انتشار اطلاعات. در اینجا اطلاعات حکم زبانی ژارگون و غیر قابل استماع را پیدا میکند که ظاهرا در دسترس اما عملا مبدل به کدهای ناخوانا میشود.ز اسکات در کتاب «دولتها چگونه میبینند» از مفهومی سخن میگوید که شاید برای محیط زیست ایران بسیار آشنا باشد: خوانایی برای دولت. دولت فقط آن بخشی از جامعه و طبیعت را میبیند که به نقشه، کد، پرونده و عدد تبدیل شده باشد. اما همین خوانایی، اگر انحصاری باشد، جامعه را نابینا میکند. دولتی که همه دادهها را در اختیار دارد و جامعه از آنها محروم است، تنها ناظر میدان میشود و دیگران باید درباره واقعیتی بحث کنند که اجازه دیدنش را ندارند.
«تئودور پورتر» توضیح میدهد که اعداد در حکومتهای مدرن، ظاهری از بیطرفی و عینیت میآفرینند. اما هنگامی که دسترسی به داده انحصاری باشد، همین ظاهرِ عینیت میتواند به ابزاری برای حذف نقد تبدیل شود. کسی که به داده دسترسی ندارد، نه میتواند ادعایی را راستیآزمایی کند و نه میتواند روایت دیگری از واقعیت ارائه دهد.
در محیط زیست، پیامد این وضعیت بسیار سنگینتر است. آمار برداشت آب، وضعیت آبخوانها، فرونشست زمین، تخریب جنگل، آلودگی هوا، تغییر کاربری اراضی یا کیفیت منابع آب، صرفاً اطلاعات فنی نیستند؛ اینها دادههای مربوط به سرنوشت سرزمیناند. هر جا این دادهها پنهان یا مبهم شوند، امکان ارزیابی مستقل طرحهای انتقال آب، سدسازی، معدنکاری، توسعه شهری یا پروژههای عمرانی نیز از میان میرود.
پنهانسازی داده، قدرت نظارت را از جامعه سلب میکند. رسانه، دانشگاه، سازمانهای مردمنهاد، متخصصان و حتی ذینفعان محلی، بدون دسترسی به داده، وارد منازعهای نابرابر میشوند؛ یک طرف همه اطلاعات را در اختیار دارد و طرف دیگر باید درباره واقعیتی بحث کند که اجازه دیدنش را ندارد.
اما اگر دسترسی به داده به عنوان یک حق عمومی و شهروندی به رسمیت شناخته شود، سازوکاری متفاوت شکل میگیرد. جامعه خود به یک نظام پایش دائمی تبدیل میشود؛ نظامی متکثر، گسترده، کمهزینه و مستقل از ساختار اداری. هزاران چشم، هزاران پژوهشگر، روزنامهنگار، کنشگر و شهروند میتوانند همزمان یک تصمیم یا یک پروژه را بررسی کنند. چنین سازوکاری را نمیتوان به آسانی خرید، خاموش یا سرکوب کرد؛ زیرا متکی به یک نهاد واحد نیست، بلکه بر تکثر جامعه استوار است.
میشل فوکو آمار را یکی از فناوریهای قدرت میدانست؛ اما همان فناوری، اگر از انحصار خارج شود، میتواند به فناوری پاسخگویی نیز تبدیل شود. داده، وقتی عمومی باشد، فقط دولت را قادر به دیدن جامعه نمیکند؛ جامعه را نیز قادر میکند دولت را ببیند.
به همین دلیل، داده پنهانی صرفاً یک نقص اداری نیست؛ نوعی اختلال در حکمرانی است. جایی که داده پنهان میشود، نظارت عمومی تضعیف میشود؛ و جایی که نظارت تضعیف شود، فساد، ناکارآمدی و انحراف فرصت رشد پیدا میکنند. تاریکی، مناسبترین زیستگاه فساد است؛ و نخستین قربانی تاریکی، حقیقت اعداد است.
ادامه دارد…
https://t.me/complexitythinking
15 · 688 ·