👈 #مناسبت
🟣 فارسی، جانش بود
(به مناسبت سالگرد درگذشت دکتر محمد معین)
✍️ منیره تقیپور
دکتر محمد معین حق زیادی به گردن ادبیات فارسی دارد. استاد معین، زادۀ ۹ اردیبهشت ۱۲۹۷ در محلهٔ زرجوب رشت و درگذشتۀ ۱۳ تیر ماه ۱۳۵۰ در تهران . محققی برجسته و پدید آورندهٔ یکی از مهمترین لغت نامههای فارسی یعنی فرهنگ معین است. پدرش شیخ ابوالقاسم از روحانیان شهر رشت بود. محمد اولین فرزند خانواده بود. او در سن ششسالگی مادرش را بر اثر بیماری حصبه از دست داد و پنج روز بعد از فوت مادر، پدرش نیز به سبب همین بیماری درگذشت. جد پدری او شیخ محمدتقی معینالعلما که در سلک علمای روحانی بود، به تربیت وی همت گذاشت.
محمد معین ترقیات علمی و معنوی خود را مدیون او میدانست. جد مادری او شیخ محمد سعیر نیز از علما و مدرسان علوم قدیمه بود. معین با نوشتن پایان نامهای به زبان فرانسه دربارۀ شاعر فرانسوی «لوکونت دو لیل» در رشتهٔ ادبیات و فلسفه به اخذ مدرک کارشناسی نائل شد. در سال ۱۳۱۸ به تهران منتقل شد. او در روز سهشنبه، ۱۷ شهریور سال ۱۳۲۱ از پایان نامهٔ دکترای خود با عنوان «مزدیسنا و تأثیر آن در ادبیات پارسی» دفاع کرد. پایاننامهٔ وی با راهنمایی ابراهیم پورداوود با قید «بسیار خوب» پذیرفته شد و محمد معین بهعنوان نخستین فارغالتحصیل دورهٔ دکترای ادبیات فارسی در ایران شناخته شد.
از آن پس به سمت دانشیار سپس به سمت استاد کرسی «تحقیق در متون ادبی» در دانشکده ادبیات برگزیده شد. معین در ۱۳۲۱ ازدواج کرد که نتیجه آن چهار فرزند است. از آغاز سال ۱۳۲۵ شمسی که چاپ لغت نامه دهخدا طبق قانون، در مجلس شورای ملی آغاز شد، معین به همکاری علیاکبر دهخدا برگزیده شد. دهخدا در یک فایل صوتی که از وی بهجا مانده میگوید: من محتاج به اشخاصی هستم که فاضل و دانشمند و مطلع باشند، من دو سه نفر پیدا کردم. یکی آقای دکتر معین است. جوانی بسیار حاذق و مطلع است و به من کمک میکند...
دهخدا در بستر بیماری در وصیتی که بر روی تکه کاغذی کوچک نوشت و اکنون جزو اسناد تاریخی مجلس شورای اسلامی است، تکمیل و چاپ لغتنامه را به محمد معین واگذار کرد که با علاقه و تلاش خود توانسته بود، اعتماد و اطمینان دهخدای سختگیر را به خود جلب کند. دقت علمی و وسواس در تألیف سبب شد، معین نام آوازه شود. همین رعایت امانت که در سرشت او نهادینه شده بود، سبب شد که نیما یوشیج، پدر شعر نوی ایران که چندان هم فکری با او نداشت در وصیتش معین را وصی انتشار آثارش معرفی کند.
اینکه چرا نیما در میان این همه ادیب، شاعر و طرفدارِ شعر نو، به سراغ معین می رود، از آن رو اهمیت دارد که بدانیم خود نیما هم می دانست که معین میانه چندانی با شعر و به خصوص شعر نو ندارد و حتی ممکن است، مخالف ذوق او باشد، اما آنچه باعث شد تا نیما به معین روی آورد، امانت داری وی بود.
به نظر جلال آلاحمد، «نیما در امانت دکتر معین پناهگاهی میجست». این بُعد اخلاقی در وصیت نامه دهخدا نیز به نوعی دیگر مورد اشاره قرار گرفته و از آن، به «دیانت ادبی که در نوع خود بی بدیل است» تعبیر شده بود؛ بنابراین کمتر اهل ادب و فضلی است که استاد معین را نشناسد و دانش وی را تحسین نکند. دانش یگانه ویژگی او نبود. او مردی اخلاق مدار، دقیق و پاک بود. هیچ مسئولیت دولتی و اداری را قبول نکرد و خود را تنها وقف گسترش دانش کرد.
گرچه استاد دچار سکته شد و ۵۳ سال بیشتر عمر نکرد که از این مدت کوتاه عمر، چهار سال و هفت ماهش را هم در کما بود، اما در همین زندگی کوتاه آن قدر مؤثر عمل کرد که امروز تصور ادبیات فارسی بدون او ممکن نیست.
📚 ماهنامهٔ وطنیولی (راه وطن)، شمارهٔ ۷۳، تیرماه ۱۴٠۵، ص۳/ زبان و ادبیات فارسی
#خورشید
🌼 @Khourshidd
248 ·