Threadدر من هزار صندلی
3 messages · –S اووووف چه پر غصه است این حکایت بشنو زمن راز پرنشیب خلقت 🍃گر مرگ رسد چرا هراسم كان راه به توست مي شناسم اين مرگ نه باغ و بوستان است كو راه سراي دوستان است تا چند كنم ز مرگ فرياد چون مرگ از اوست مرگ من باد گر بنگرم آن چنان كه رايست اين مرگ نه مرگ نقل جاي است از خوردگهي به خوابگاهي و ز خوابگهي به بزم شاهي خوابي كه به بزم توست راهش گردن نكشم ز خوابگاهش چون شوق تو هست خانه خيزم خوش خسبم و شادمانه خيزم🍃 (نظامي گنجوي)H