صدا جنگنده سرویس کرد مارو😂
یه داستانی هست یه سری رفقا با هم خونه داشتن بعد هرشب یکیشون میرفت مست میکرد ۲ ۳ شب برمیگشت خونه. وقتی میرسید خونه کفش اولو درمیآورد محکم میزد به در همه رو بیدار میکرد. بعد چند دقیقه کفش دومشو میکند دوباره میزد تو در دوباره همه بیدار میشدن.
یه روز رفیقاش گفتن اوکی میای جون جدت حداقل این کفشتو تو در نزن دو بار هرشب مارو بیدار میکنی. یارو میگه اوکی. شب که میشه برمیگرده خونه کفش اولو میکنه محکم میزنه تو در همه رو بیدار میکنه بعد یهو یادش میاد قول داده بود این کارو نکنه. کفش دومو اروم میکنه میاد تو.
صبحش رفیقاش بازم شاکین یارو میگه چرا من که یه بار زدم. رفیقاش میگن اره وقتی اولی رو زدی تا خود صبح نتونستیم بخوابیم هی منتظر بودیم ببینیم کی دومی رو میزنی بخوابیم.
الان شرایط جنگ ما دقیقا اون شرایط بین کفش اول و دومه. بزنه راحت شیم بگیریم بعدش بخوابیم