ChatCrawlersearch across public Telegram Open the app
گ

گروه مسعود پزشکیان گپ خبری

сообщение · 2026-07-31 20:11 UTC
م
🔺اسلام و دومین عبور از جبل‌الطارق روز پنجشنبه، ده‌ها هزار مهاجر مراکشی در تلاش برای رسیدن به شهر سبته یکی از دو قلمرو اسپانیا در شمال آفریقا، خود را به آب زدند. هدف بسیاری از آنان رسیدن به اروپا و برخورداری از امکان اقامت و زندگی در اسپانیا بود. مقام‌های اسپانیایی این رخداد را نوعی «حمله» توصیف کردند. این "حمله" دست‌کم برای اسپانیا، می‌تواند تداعی‌کننده بخشی از  حافظه‌ی تاریخی باشد: همین تنگه جبل‌الطارق در سال ۷۱۱ میلادی شاهد عبور نیروهای مسلمان به فرماندهی طارق بن زیاد به شبه‌جزیره ایبری بود؛ رخدادی که به سقوط پادشاهی ویزیگوت‌ها و آغاز دوره‌ای انجامید که با فراز و نشیب‌های فراوان، تا سقوط غرناطه در سال ۱۴۹۲ ادامه یافت. موجی که عرب‌ها و بربرهای مسلمان را در آغاز قرن هشتم میلادی به شبه‌جزیره ایبری رساند، محصول قدرت و پویایی تمدنی بود که در آن زمان در جهان اسلام در حال گسترش بود. اما مهاجرت امروز عمدتاً در جهت معکوس حرکت می‌کند: از جنوب فقیرتر و بی‌ثبات‌تر به سوی شمال ثروتمندتر، امن‌تر و برخوردار از نهادهای سیاسی و حقوقی کارآمدتر. منظور از شمال و جنوب البته صرفاً دو سوی تنگه جبل‌الطارق نیست؛ سخن از شکاف گسترده‌تر میان «شمال جهانی» و «جنوب جهانی» است. از این منظر، پرسش مهمی پیش روی ما قرار می‌گیرد: چرا آنها پیشرفت کردند و ما عقب افتادیم؟ نمی‌توان همه مسئولیت این عقب‌ماندگی را به استعمار نسبت داد و نقش عوامل داخلی را نادیده گرفت. استعمار میراثی سنگین بر جای گذاشت، اما ضعف نهادهای سیاسی، فساد، استبداد، فقدان حاکمیت قانون، شکست در ایجاد نظام‌های آموزشی کارآمد و ناتوانی در ساختن اقتصادهای مولد نیز بخشی از این داستان‌اند. جالب آنکه در سده‌های نخستین پس از ظهور اسلام، وضعیت کاملاً متفاوت بود. جهان اسلام در اوج قدرت سیاسی و تمدنی خود قرار داشت و به‌سرعت قلمروهای گسترده‌ای را در خاورمیانه، شمال آفریقا و بخش‌هایی از اروپا درنوردید. مسلمانان در آن دوره نه مهاجرانی در جست‌وجوی پناه و کار، بلکه صاحبان یک تمدن قدرتمند و رو به گسترش بودند. اما تاریخ به همین‌جا ختم نشد. همین اسپانیایی که امروز یکی از کشورهای مرفه و دموکراتیک اروپاست، قرن‌ها زیر حکومت‌هایی زندگی کرد که با معیارهای امروز، اقتدارگرا و مذهبی بودند. نام اسپانیا در بخش مهمی از تاریخ خود با دادگاه‌های تفتیش عقاید، سرکوب دینی و اخراج یهودیان و مسلمانان نیز گره خورده است. حتی تا چند دهه پیش، اسپانیا کشوری نسبتاً فقیر و تحت یک دیکتاتوری نظامی ـ اقتدارگرا بود. فرانکو از سال ۱۹۳۹ تا ۱۹۷۵ بر کشور حکومت کرد. اما تحول بزرگ اسپانیا نه از معجزه قدیسان کلیسا، بلکه از گذار موفق به دموکراسی و ساختن نهادهای مدرن آغاز شد. پس از مرگ فرانکو در سال ۱۹۷۵، اسپانیا توانست یکی از دشوارترین گذارهای سیاسی قرن بیستم را تجربه کند. سلطنت، نیروهای سیاسی محافظه‌کار، فرانکوییست‌های سابق، سوسیالیست‌ها، کمونیست‌ها و جریان‌های دموکراسی‌خواه، با وجود اختلافات عمیق، در نهایت بر سر ایجاد یک نظام دموکراتیک و مبتنی بر قانون به مصالحه رسیدند. این گذار بدون سازش‌های دردناک و مصالحه‌های فراوان ممکن نبود. اسپانیا نشان داد که گاهی برای نجات یک کشور، نیروهای سیاسی باید بخشی از خواسته‌های حداکثری خود را کنار بگذارند و بر سر منافع بلندمدت ملی توافق کنند. به همین دلیل، کسانی که امروز خود را به آب و آتش می‌زنند تا به یک قلمرو اسپانیایی در آفریقا برسند، صرفاً به دنبال درآمد و فرصت شغلی نیستند. جاذبه اروپا فقط در ثروت آن نیست؛ در حاکمیت قانون، امنیت، کرامت انسانی و پیش‌بینی‌پذیری زندگی نیز هست. جایی که بازداشت خودسرانه قاعده نیست، مخالفت سیاسی الزاماً به زندان ختم نمی‌شود و شهروند می‌تواند با درجه‌ای از اطمینان نسبت به آینده زندگی کند. از این منظر، نمی‌توان جریان مهاجرت از جنوب فقیر به شمال مرفه را صرفاً با بازتوزیع ثروت جهانی متوقف کرد. حتی اگر شکاف اقتصادی کاهش یابد، تا زمانی که شکاف در کیفیت نهادهای سیاسی، حاکمیت قانون، امنیت و فرصت‌های اجتماعی پابرجا باشد، انگیزه مهاجرت نیز باقی خواهد ماند. تجربه استعمارزدایی در دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ نیز نشان داد که استقلال سیاسی، به‌تنهایی برای توسعه اقتصادی و اجتماعی کافی نیست. ده‌ها کشور مستقل پدید آمدند، اما بسیاری از آنها نتوانستند از چرخه فقر و توسعه‌نیافتگی خارج شوند. استعمارزدایی را می‌توان تا حدی به یک «اصلاحات ارضی» در مقیاس جهانی تشبیه کرد: انتقال مالکیت سیاسی سرزمین‌ها از قدرت‌های استعماری به ملت‌های آنها. اما همان‌گونه که اصلاحات ارضی بدون نهادهای کارآمد، نظام حقوقی مناسب و ساختار اقتصادی مولد نمی‌تواند توسعه پایدار ایجاد کند، استقلال سیاسی نیز بدون دولت کارآمد، حاکمیت قانون، سرمایه انسانی و نهادهای مشروع الزاماً به توسعه نمی‌انجامد. #صلاح_الدین_خدیو @sharname1
2.1K ·

Вся лента · оригинал в Telegram

Open in Telegram Каталог площадок Искать в ChatCrawler

A snapshot of an open public feed from the search index ChatCrawler — “Google for public Telegram”; refreshed as the venue is crawled. Times are UTC.

Public content only, official Telegram API. About · FAQ · What we do not do · Remove a page · Catalog