Ссылка
click to show
click to show
ویتگنشتاین و نظریهی «شباهت خانوادگی» 🖌
بخش اوّل 1⃣
آیا تا به حال فکر کردهاید که چه ویژگی مشترکی میان «فوتبال»، «پینگپونگ»، «دزد و پلیس»، «شطرنج» و «بازیهای کامپیوتری» وجود دارد که به همهی آنها مفهوم/واژه «بازی» را اطلاق میکنیم؟ (دلیل صحبت از واژگان این است که آنها تنپوشِ مفاهیم هستند).
❇️ عمومِ فیلسوفان_از سقراط گرفته تا همین فیلسوفان تحلیلیِ معاصر در قرن بیست و یکم_در بابِ مفاهیم قائل به «ذاتگروی» (essentialism) بوده و هستند. ایشان معتقدند که برای اینکه بتوانیم مفهومِ مشخّصی را روی چند مصداقِ متفاوت بگذاریم، باید یک «ذات» (essence) یا ویژگی مشترکِ منحصربهفرد میان این مصادیق گوناگون وجود داشته باشد. طبقِ این دیدگاه، حملِ مفهوم واحد بر مصادیق گوناگون برای خاطرِ ذاتی است که در همهی این مصادیق وجود دارد. به دیگر سخن، آن مفهوم واحد حاکی از مابهالاشتراکی است که میانِ این مصادیق مختلف وجود دارد. ذاتگروان قرنها تلاش کردند تا تعاریفی جامع و مانع برای مفاهیمی مثلِ معرفت، هنر، عدالت و ذهن ارائه دهند. شرط لازم مساوی با جامعیّت تعریف و شرط کافی مساوی با مانعیّت تعریف است. ازاینرو، تلاش برای کشفِ شروطِ بهتنهایی لازم و مجموعاً کافی (individually necessary and jointly sufficient conditions) برای مفاهیمی فلسفی یکی از کارهای اصلیِ فیلسوفان بهشمار میرفته و همچنان نیز میرود. بحثِ «تحلیل مفهومی» یا «ایضاح مفهومی» که در فلسفه تحلیلی مطرح است، ناظر به همین کشفِ شروط لازم و کافی و فهمِ ذاتِ مصادیقِ گوناگونی است که ذیلِ یک مفهوم/واژهی واحد قرار میگیرند.
❇️ بااینحال، لودویگ ویتگنشتاین (Ludwig Wittgenstein)_در دورهی دومِ فلسفهورزیاش_ با ذاتگروی در حوزهی مفاهیم/واژگان مخالف است. او بر این باور است که بسیاری از مفاهیم فلسفی فاقدِ ذات هستند. به دیگر سخن، ویتگنشتاین متأخّر بر این باور است که بسیاری از مفاهیم/واژگان فلسفی فاقدِ هستهی مشترکِ صُلبِ واحد هستند که سببِ حملِ این مفاهیم/واژگان فلسفی بر مصادیق گوناگونشان شود. درعوض، ویتگنشتاین از ایدهی «شباهت خانوادگی» (Family Resemblance) استفاده میکند.
ادامه دارد ...
#ذات
#ذات_گروی
#ویتگنشتاین
#شباهت_خانوادگی
#تحلیل_مفهومی
https://t.me/MohammadaminKhodamoradi
143 ·