این متن دفاعی عاطفی از شریعتیه که نقد رو با اتهام سیاسی جواب داده بی آنکه از خود شریعتی سندی بیاورد همه را به سرمایه داری آمریکایی نسبت داده این مغالطه است نه تحلیل...
شریعتی از لحاظ نظری دچار ابهامات جدیست ترکیب عرفان مارکسیسم و تشیع در آثارش نظام فلسفی منسجمی نمیسازد او از تعهد میگوید اما در عمل سیاسی مشخصی وارد نشد این تناقض ها جای نقد علمی دارد.
غنی نژاد تند رفته اما اصل نقد شریعتی بجاست و مدافعان شریعتی هم با برچسب هیستریک و سایکوتیک و اتهام بی سند آمریکایی همان خطا را مرتکب شدهاند ارجاع به گرامشی هم غیرعلمی و بیربط استت
نقد چهره های تاریخی نه فقط تخریب هویت نیست بلکه نشانه بلوغ فکری جامعه است مشروط بر اینکه بر متن و استدلال باشد نه برچسب و اتهام که متاسفانه هر دو طرف از آن غافل شدهاند
نقد غیر از تخریب هست.
اگر متن رو خونده بودید و در خصوص متن صحبت میکردید متوجه میشدید که در مورد تخریب صحبت میشه و نقد.
ترکیب اگر عرفان و مارکسیسم و تشیع بیانسجام است پس در خصوص والتر کوفمان، والتر بنیامین، ارنست بلوخ و دیگران که صاحب نظریات تأثیرگذاری در فلسفه غرب هستند چه میگویید؟
ارجاع به گرامشی با موضوع نوشته همخوانی کامل نداره چون گرامشی در بستر جامعه صنعتی اروپا و با مفاهیم خاص خودش مثل هژمونی و روشنفکر ارگانیک تحلیل میکنه اما موضوع این نوشته نقد شخصیتهای تاریخی در فضای فکری ایرانه و نویسنده از این نظریه برای تاکید بر حفظ هویت جمعی استفاده کرده که هرچند هدفش قابل دفاعه اما این ارجاع بیشتر جنبه تمثیلی داره تا تحلیلی و اگر قرار باشه از گرامشی استفاده بشه باید مفاهیمش با بستر ایران تطبیق داده بشه که در متن بهش اشاره نشده
موضوع نوشته در خصوص روشنفکر هست که گرامشی هم در خصوص کارکرد روشنفکر صحبت میکنه.
شما میگید که با توجه به جامعه صنعتی اروپا تحلیل میکنه اما میشه بفرمایید چی رو تحلیل میکنه که نسبتی بین این دو تا نمیبینید؟ در کجا تعریف روشنفکر ارگانیک را مغایر وضعیت فعلی دیدید؟
در ضمن شباهتهای بسیاری بین آن ایتالیا و این ایران هست. سرخوردگی اقتصادی، وضعیت سیاسی مشابه، عقب ماندن توسعه اقتصادی و سیاسی ایتالیا از آمریکا و کشورهایی مثل انگلستان
شریعتی هر چقدر هم با اندیشه هایی بزرگ
در دوره ای می زیسته که هیچ نیازی برای ارجاع دادن صحبت هایش به یک فرد جعلی نداشته
اینکه یک فرد باریان بار در سخنرانی ها و در کتاب های مختلف اسم این پروفسور جعلی از فرانسه رو برای مخاطبینی که اصلا نمی دونستن چنین شخصی وجود داره، می آورده و ارجاع می داده
و هیچ وقت شریعتی در هیچ جایی از زندگیش اظهار حقیقت و پشیمانی در این مورد نکرد
با احترام به معنای شیادی و کلاهبرداری بارز هست و در عرف علمی پذیرفته نیست
و اگر کسی معتقده که اندیشه های شریعتی بزرگ و اثرگذار بوده
فکر می کنم پس از چنین فردی انتظار بیشتری می رفته که حداقل بدیهیات عرف علمی رو رعایت کن
چرایی ناممکن شدن گفتگوی سنجشگرانه
سعید پیوندی
سالها پیش به همراه فرهاد خسروخاور و محسن متقی مقاله ای نوشتیم درباره پرخاشگری شماری از روشنفکرانی که از آنها به عنوان "بلندپرواز" یاد کرده بودیم. در متن ما به چند چهره اصلی این مشاجرات مانند آرامش دوستدار، عبدالکریم سروش، جواد طباطبایی پرداخته شده بود. قصد ما این بود که به چرایی وجود این برخوردها و نبودن بحثهای جدلی پرمایه، آنهم در زمانه زوال نفوذ و اعتبار روشنفکران بپردازیم.
پرخاشگری میان روشنفکران در سایر کشورها هم وجود دارد. اما در پس پرخاشگری و گاه تحقیر پای بحث و جدل نظری در میان است. حتا در تاریخ و سنت دانشگاهی دنیا هم جدل به عنوان فن یادگیری برای خود آداب و اخلاقی داشت. برخورد میان این دسته از روشنفکران پرخاشگر اما پر است از برچسبها و اتهامات متقابل مانند نادانی، بی مایگی، کجفهمی، شیادی، سرقت علمی ... یک به دیگری لقب "هگل پای در گل" یا "نه آرام، نه دوستدار" میدهد، دیگری از "روضهخوانی علمی" "سخنان نادانپرست"... سخن به میان میآورد. برخی هم با وجود پرخاشگری پرداختن به نظرات دیگری را "اتلاف وقت" میدانند.
مقاله به یک گونهشناسی سهگانه درباره اشکال پرخاشگری در میان روشنفکران اشاره میکرد : پرخاشگری کنشی، پرخاشگری واکنشی و پرخاشگری گزینشی. این گونهشناسی همزمان به مرز میان مدارا و نامدارایی هم توجه داشت. نوشته در آن زمان به دلایلی با تصمیم خود ما منتشر نشد.
این گونه برخوردها نوپدید نیستند. به خاطر دارم در اوایل انقلاب در یکی از نشریات حزب توده مقالهای منتشر شده بود با عنوان "تربچههای پوک" دربرخورد با برخی گروههای دیگر چپ. دوستی که اهل فرهنگ و مطالعه بود از من درباره این مقاله پرسید. گفتم آئینه رابطه انتاگونیستی میان دو گروه سیاسی رقیب است. او ادامه داد که از چنین متون تحقیرآمیزی چه چیزی نصیب خواننده میشود؟ تیتر و لحن تحقیرآمیز و برخورد سودار و گزینشی سبب میگردد که مخاطبان اصلی این گونه جدلهای کور هرگز شاید آن را نخوانند. این برخوردها شاید برای خودیها جذاب باشد و بر یقین ایدئولوژیک و هویتی آنها بیفزاید. ولی آنها هم چیزی زیادی یاد نمیگیرند چون متن تقلیلی است و بیشتر تخریب و طرد حریف را نشانه رفته است. در حالیکه یک نقد منصفانه اتفاقا میتواند بیشتر "حریف" را به بازاندیشی وادارد.
دست بر قضا چن
فلسفه معیشت در قرون وسطا
کار 🔻
در سنت مسیحی انسان هیچگاه بخشیده نشد و خداوند هر یک بازیگران قصهی گناه نخستین را به نحوی از بهشت راند و با کیفری به زمین فرستاد؛ شیطان، مار، طاووس، حوا، وَ سرانجام آدم(ع) که پس از هبوط به او گفته شد زین پس
«با عرق پیشانی نان خواهی خورد.» [1]
و این یعنی «کار» مجازات ابدی انسان گناهآلود است. فیلسوفانی چون #آگوستین قدیس و متفکرانی چون بندیکت کوشیدند تا درک تازهای از کار را وارد جهان مسیحی کنند. آنان این رنج را نوعی عبادت، وسیلهای برای طهارت و تقدیس نفس و راهی برای مشارکت در هستی تبیین کردند. شعار رهبانان بندیکتی Ora et Labora:
«دعا کن و کار کن.»
نیز گویای این بود که کار فقط تامین معاش نیست. اما هیچ یک از این تلاشهای نظری و عملی سبب نشد تا «کار» فینفسه موضوعیت پیدا کند یا از رنجآلود بودن آن در نگاه انسان مسیحی کم شود.
قیمت عادلانه 🔻
مفهوم «قیمت عادلانه» یکی از بزرگترین ابداعات فلسفه معیشت در قرون وسطی است. #آکوئیناس میپرسد: قیمت واقعی کالا چیست؟ و بیشک پاسخ او، چنانکه ما امروزه درک میکنیم محصولِ «عرضه و تقاضا» نیست. قیمت عادلانه یعنی قیمتی که نه فروشنده را استثمار کند و نه خریدار را، زیرا هدف بازار عدالت است، نه سود. در نگاه آکوئیناس تمام قواعد و مناسبات بازار باید مبتنی بر عدالت بویژه «عدالت توزیعی» باشد به گونهای که ثروتمندان و فقرا به یک میزان امکان و فرصت حضور و قدرت انتخاب داشته باشند.
🔸 در سنتهای حکمی پیشارنسانی، اشیاء در نسبت با حقیقت فهم میشوند و هیچ چیزی وجودی مستقل از نظم الهی و شانی قائم به خود ندارد؛ «کالا» نیز از این قاعده مستثنی نیست. بنابراین قیمت نه در برابر ارزش اشیاء (زیرا اشیاء به خودی خود موضوعیت ندارند) بلکه از آن جهت که باید در راستای تحقق ایدهی عدل قرار بگیرند ارزشگذاری میشوند. بازار نیز مانند تمام ساحات حیات انسان باید به شیوهای سامان یابد تا در نهایت انسان را به «رستگاری» برساند.
تثبیت گسست میان فضیلت و معیشت یا زمین و آسمان 🔻
گفتیم که انسان مسیحی ساکن دائمی زمین و مالک هیچ یک از نعمتهای الهی نیست. انسان زائر (Pilgrim) و امین (Steward) است. سراسر زندگی زمینی انسان مرحلهای #موقتی در مسیر بازگشت به وطن حقیقی یعنی ملکوت اعلا به شمار میآید. سنت مسیحی بارها انسان را «غریب» «مسافر» این جهان
✨ تامل ۳
الهی بروی جایی که غم نباشد...
آرزوی خوبی است یا نفرین؟
یک شب در خیال رفتم به شهری که درش غم نبود.!.
چهره مردمش همه خندان
کسی بغضی نبود
کسی دلش برای کسی تنگ نبود
محسن چاوشی، سیاوش قمیشی، ابی، داریوش حتی رضا صادقی هم نداشتند!
هیچ کس از کسی حالش را نمیپرسید، اخر چه بپرسد؟ همه که خوب اند.
کسی نبود که طعم شب تا صبح بیداری، هق هق زیر پتو، خیس شدن بالشت از گریه را تجربه کرده باشد.
با خودم گفتم اگر آدمی گریه نکند آن همه بغض کجا می رود؟ اشک مانند سوپاپی است که نمیگذارد آدم از درون بترکد.
هیچ خاطره ای ته دل کسی سنگینی نمی کرد تا درموردش با کسی صحبت کند.
اصلا خیلی از حرفا رد و بدل نمی شد، کتگوری مکالمات محدود به چیزهایی می شد که انگار همش تکراری اند، توی کافه ها همه دور میز نشسته بودند ولی انگار حرف تازه ای برای زدن نبود، آخر درد و دلی وجود نداشت
نه کسی دلش گرفته بود، نه دلتنگ بودند، حرف هایشان تمام شدنی بود.
انگار غم که رفته بود بعضی گفتگو ها را هم با خود برده بود.
هیچ کس سیگاری بر لب نداشت تا بخواهد دودش را بفرستد جای حرف هایی که نمی تواند بزند.
روانشناس و تراپیست هم نداشتند که حتی برای کلاسش هم که شده یک نسخه بروند پیشش.
قبرستانشان باز بود ولی هیچ کس داخلش نبود؛ اخر بی انصاف ها مگر می شود آدم دلتنگ کسی که رفته نشود؟
خدا را شکر گفتم که بعضی دعا ها مستجاب نمی شوند
شاید غم دشمن زندگی نباشد
شاید جایی که غم نباشد زندگی هم معنایی ندارد
شاید غم، مالیاتیست بر ارزشِ افزودهی زندگی
گاهی غم اثر زندگی است
شاید اشک قیمتی است که آدم برای واقعی زندگی کردن می دهد.
اورول هم انگار از همین جا رد شده که می نویسد:
«او دریافت که غم و اندوه مربوط به گذشته هاست، زمانی که هنوز زندگی خصوصی، عشق و دوستی مفهوم داشت و اعضای یک خانواده، بی آنکه نیازی به دانستن دلیل داشته باشند، از هم پشتیبانی میکردند.»
شاید آرزوی واقعی،
جایی نیست که غم نباشد.
جاییست که غم،
هنوز از دوست داشتن بیاید
دیگر مطمئن نیستم الهی بروی جایی که غم نباشد آرزوی خوبی است....
پ ن : به تازگی کانالی باز کرده ام ، اگر از قلمم خوشتان آمده، خوشحال خواهم شد قابل بدانید. 🙏🌺
https://t.me/dar_sotoor
https://survey.porsline.ir/s/v1O1CU9W
سلام و نور🌱
این لینک برای پرسشنامه پایاننامه کارشناسی ارشد جامعهشناسی سیاسی هست. موضوع پایاننامه درباره «نقش اینستاگرام در تحول اعتماد سیاسی دانشجویان دانشگاههای دولتی شهر تهران» است.
نیازی به ثبت اطلاعات هویتی و ذکر نام نیست.
چند دقیقه هم بیشتر زمانتون رو نمیگیره.
اگر برای دوستان واجد شرایطتان هم بفرستید، لطف بزرگی در حق من میکنید.
ممنون از همراهیتون 🙏🌸
🎭 نمایش «لکنت بدن»
یک بازجویی خیلی شرافتمندانه و علمی!
نويسنده، تهيهكننده و كارگردان: مجید اصغری
🗓 ۲ تا ۲۰ شهریور | ساعت ۱۸:۴۵
📍 تماشاخانه هیلاج
خیابان کریمخان زند، خیابان ایرانشهر، کوچه استاد سمندریان، پلاک ۲۲
بازیگران:
کیانوش جواد اسلامی، مجید اصغری، لیلی شجاعی، فاطیما حسین پور، فرنیان شاهعلی، نیروانا خسروانی
سرپرست گروه کارگردانی و برنامهریز: تینا سعیدی
طراح لباس: لیلی شجاعی
طراح نور: مجید اصغری
طراح صدا، آهنگساز و اپراتور صدا: پوریا نجفی
تصویرساز و مپینگ: درسا تبریزی
طراح تیزر و تبلیغات، موشنگرافی و عکاس تبلیغات: مجتبی رحامیان
طراحی و ساخت ماسک: تینا سعیدی
عکاس: حسین محمدی فیروز
.
این نمایش به دلیل محتوای خاص آن، مناسب افراد زیر ۱۲ سال نیست.
🎟اطلاعات بیشتر و رزرو بلیت:
http://tiwall.com/p/stuttering
سلام و عرض ادب خدمت دوستان بزرگوار
برای تهیه بلیط این تئاتر، به دانشجویان عزیز ۴۰ درصد تخفیف تعلق میگیرد.
اگر در گرفتن بلیط و استفاده از تخفیف با مشکلی مواجه شدید با بنده در ارتباط باشید.
با تشکر🌺
F
و جالبه بدونید خانم شجاعی فارغ التحصیل ادیان از دانشکده هستند...
https://survey.porsline.ir/s/v1O1CU9W
سلام و نور🌱
این لینک برای پرسشنامه پایاننامه کارشناسی ارشد جامعهشناسی سیاسی هست. موضوع پایاننامه درباره «نقش اینستاگرام در تحول اعتماد سیاسی دانشجویان دانشگاههای دولتی شهر تهران» است.
نیازی به ثبت اطلاعات هویتی و ذکر نام نیست.
چند دقیقه هم بیشتر زمانتون رو نمیگیره.
اگر برای دوستان واجد شرایطتان هم بفرستید، لطف بزرگی در حق من میکنید.
ممنون از همراهیتون 🙏🌸
💢 همکار بازنشسته مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران دار فانی را وداع گفت
◾️ با نهایت تأسف و تأثر، درگذشت جناب آقای دکتر بهزاد سالکی، همکار بازنشسته مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران را به خانواده محترم ایشان و تمامی همکاران مؤسسه تسلیت عرض میکنیم. از درگاه خداوند متعال برای آن مرحوم، رحمت و مغفرت الهی و برای بازماندگان معزز، صبر و شکیبایی مسئلت داریم.
◾️مراسم یادبود آن مرحوم در روز پنجشنبه ۱۴۰۵/۰۶/۱۲ از ساعت ۱۹ لغایت ۲۰:۳۰ در مسجد جامع الزهرا (س) واقع در تهران، شهرک غرب، بلوار خوردین، خیابان هرمزان، مهرگان برگزار میگردد.
◾️ روابط عمومی مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران
🆔https://t.me/hekmatfalsafe
محمدرضا ریختهگران، استاد فلسفه دانشگاه تهران، درگذشت
به گزارش روابط عمومی مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، دکتر محمدرضا ریختهگران، استاد بازنشسته فلسفه دانشگاه تهران و پژوهشگر حوزه فلسفه، شامگاه هشتم شهریورماه بر اثر کسالت و بیماری درگذشت. از آثار ایشان میتوان به «هنر، زیبایی، تفکر»، «پدیدارشناسی، هنر، مدرنیته» و «پدیدارشناسی و فلسفه اگزیستانسیالیسم» اشاره کرد.
مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، این ضایعه را به خانواده، شاگردان، همکاران و جامعه علمی کشور تسلیت میگوید.
🆔https://t.me/hekmatfalsafe
شخصیتی با اخلاق و آرام و با متانت بودند صداشون مدام در گوشم می پیچه... و آفرین گفتنشون از خاطرم محو نمی شه
بعضی آدم ها قرص و محکم می مانند در خاطره ها