4/2
گفتگو با مهرداد خدیر
آسیبهای نگاه امنیتی در جنگ اخیر
خدیر در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه «غلبه نگاه امنیتی در بحرانها به نگاه رسانهای بهویژه در جنگ اخیر کجاها به رسالت روزنامهنگاری آسیب زد و کجاها لازمهی توجه است»؟ با به کار بردن کلمه «رسالت» برای حرفه روزنامهنگاری مخالفت کرد و آن را شأن پیامبران دانست و بر تعبیر «اقتضا و شئون حرفه» تاکید کرد.
وی نگاه امنیتی حاکم در جنگ اخیر را به شدت آسیبزا ارزیابی کرد و گفت که این نگاه، روزنامهنگاران را به تبلیغ محض فرا میخواند، در حالی که مردم در میانه دوگانه تبلیغات صداوسیما و پروپاگاندای شبکههای خارجی مثل اینترنشنال، به روایت سوم نیاز داشتند؛ روایتی که ضمن لحاظ منافع ملی، از تبلیغات رسمی فاصله بگیرد و مخاطب را به رسانههای داخلی جذب کند.
خدیر با تاکید بر اینکه مردم هنگام برخورد با یکدیگر میپرسند «چه خبر؟» نه «چه نظری دارید؟»، فاصله گرفتن از خبر و اصرار بر نظرات تبلیغی و تأییدی را از آفات اصلی روزنامهنگاری در آن دوره برشمرد.
او درباره مرز شفافیت و پاسخگویی، این مرز را وابسته به تجربه و درک خود روزنامهنگاران دانست و مصداقهایی همچون عدم انتشار تصاویر اصابت موشک و پهپاد را به دلیل جلوگیری از سوءاستفاده دشمن، قابل درک خواند، اما حساسیتهای مفرط و توقع بازتولید محتوای چند خبرگزاری و صداوسیما را عامل اصلی آسیب به رسانههای مستقل معرفی کرد.
خدیر با اشاره به مشکلات امنیتی خبرنگاران داخلی برای حضور در محل وقایع، تصریح کرد که این موانع نه تنها مردم را پای صدا و سیما ننشاند، بلکه آنان را به شبکههای اجتماعی و تلویزیونهای خارجی سوق داد و سیاست قطع اینترنت بینالملل نیز به نارضایتی دامن زد؛ در حالی که فضای اینترنتی میتوانست محل طرح روایتهای مختلف باشد.
او با تفکیک رسانههای رسمی به دو دسته تبلیغاتی نظیر صداوسیما و خبرگزاریهای رسمی و نیمهمستقل، گفت که برخی سایتها تلاش کردند استقلال خود را حفظ کنند اما با فشار مواجه شده و به بازتولید روایتهای رسمی روی آوردند.
خدیر در ادامه با اشاره به افشای تدریجی ماهیت شبکههای خارجی برای مردم، تاکید کرد که در مقطعی اعتماد مخاطب به رسانههای داخلی آسیب دید اما خوشبختانه با گذشت زمان، مردم دریافتند که شبکهها خارجی به دنبال کمک نیستند و شهروندان عادی را هدف قرار میدهند؛ با این حال، به دلیل تشنگی خبری مردم، این شبکهها در بخش خبررسانی به ویژه اعلام محل اصابت موشک و پهپاد مورد مراجعه قرار گرفتند اما خوشبختانه در بخش تحلیل و پروپاگاندا، نفوذ پیشین خود را از دست دادند.
مرجعیت ازدسترفته/ از توقیفهای ۷۹ تا کوچ روزنامهنگاران و ناکارآمدی فیلترینگ
خدیر در پاسخ به پرسش سوم که رسانههای ما از چه زمانی از دست دادن مرجعیتشان را شروع کردند؟ گفت که این روند از زمانی آغاز شد که رسانهها مورد سرکوب قرار گرفتند و نقطه عطف آن، توقیف فلهای مطبوعات در چهارم اردیبهشت سال ۱۳۷۹ بود. او با ارجاع به فضای سال ۷۸ و انتخابات مجلس ششم، خاطرنشان کرد که اعتماد عمومی به مطبوعات به حدی بود که فهرست ارائهشده توسط مطبوعات اصلاحطلب به پیروزی انجامید و هرچند این رویه از منظر امروزی قابل نقد است، اما نشاندهنده اعتماد عمیق مردم به رسانهها برای حفظ گفتمان اصلاحطلبی بود. اما پس از توقیف فلهای، اعتماد و مخاطبان به مرور کاهش یافت و این روند برخوردی در مواجهه با سایتها و شبکههای مجازی نیز تداوم یافت.
خدیر معتقد است اگر آن برخوردها رخ نمیداد، امروز شاهد رسانههای چندوجهی روزنامه، سایت، کانال تلگرامی و حتی تلویزیونهای خصوصی در صورت اصلاح قوانین بودیم و روزنامهنگاران نیز کوچ نمیکردند. او با مقایسه فضای قبل و بعد از تعطیلی مطبوعات، گفت که پیش از آن، صدای آمریکا جاذبه چندانی نداشت، اما با کوچ نیروهای داخلی و استفاده از تکنیکهای جدید، این شبکهها جذابیت یافتند.
خدیر با اشاره به ظهور تلگرام و شایعهپردازی در کانالهای تلگرامی در سال ۹۶، این فضا را زمینهساز اتفاقات دیماه آن سال دانست و پس از توقیف تلگرام، فیلترشکنها کارایی آن را بیاثر کردند. او تاکید کرد که با گسترش رسانههای هوشمند و تکنولوژی، مرجعیت رسانههای سنتی به تدریج از بین رفت و راهکارهای حکمرانی نظیر فیلترینگ و قطع اینترنت که در جنگ اخیر نیز تکرار شد نه تنها کارآمد نبود، بلکه به مراجعه بیشتر به شبکههای خارجی انجامید.
خدیر در نقد انحصار صداوسیما، این انحصار را از دو جهت زیانبار دانست؛ یکی در عرصه اطلاعرسانی و دیگری در کاهش برنامههای سرگرمکننده. او به حذف برنامه عادل فردوسیپور به عنوان مصداقی اشاره کرد که مخاطبان دوشنبهشب را به شبکههای خارجی کشاند و تاکید کرد که نبود تدبیر در ارائه برنامههای جذاب نظیر مسابقات فوتبال و سریالها، نتوانست مردم را پای قاب صدا و سیما نگه دارد.
94 ·