ChatCrawlersearch across public Telegram Open the app
R

Return to Freud

134 members
9 September 2026
M
دکسوگرافtext not yet in the index
بله ، همانطور که فروید اذعان می‌کند  ( غایت روانکاوی ، تکوین ایگو در اید هست ) و این امر که اشاره کردید ، درست هست و  ایگو از لایه قشری اید بوجود آمده و با دریافت و حذف محرک‌ها سازگار گردیده و لذا با دنیای واقعیت تماس مستقیم دارد.کارکرد ایگو در روان عبارتست از ارتقا عبور رویدادها در اید به سطحی پویا و بدنبال ایجاد تعادل و تطبیق است و تصمیم می‌گیرد که کدام خواسته ارضا شود یا به تعویق بیفتد.ولی با توجه به اینکه ایگو انرژی خود را از اید گرفته است ، ولی سعی دارد با توسل به اصل واقعیت به کنترل اید بپردازد ، اینجاست که شکافی از تضادها نمایان میشود ،  جایی که بخشی از هنرهای خود را بعنوان عملکرد بکار می‌گیرد،  منظور همان مکانیسم های دفاعی است که درواقع وامدار یک سیستم قوی‌تر که توانایی تهدید و تنبیه و  به نوعی قدرت قهریه بعضا خشن ،  دارد ، یعنی سوپر ایگو ؛ در صورتی که این مکانیسم و دفاعها ، بیشتر جنبه ناهشیار دارد . و  بر این اساس است که روانکاوی تصدیق و تاکید می‌کند که فرایندهای ذهنی ، ذاتا ناخوداگاه هستند و هشدار می‌دهد که نباید ادرکاتی را که بوسیله آگاهی صورت می‌گیرد،  با فرایندهای ذهنی ناخودآگاهی برابر بدانیم که ابژه آن ادراکات هستند. اگر اید و ایگو و سوپر ایگو را بعنوان کنش گرهای روان نگاه کنیم ، باید این بینش را در نظر بگیریم که این کنشگر ها به هیچ وجه ، ایستا نیستند و دارای پویایی و فعل و انفعالات هستند.اما همان‌قدر که ایگو  ، حامل انرژی اید هست ، در همان  حال نقش یک خط کش را ایفا می‌کند بمنظور سنجش واقعیت ،  براساس جهان بیرون و قوانین حاکم بر آن و نظامندی حاکم بر جهان هستی و  اصول علم فیزیک و بیولوژیک و حتی شیمی.   هنگامی که ایگو دست به سرکوب یا تعویق تکانه می‌زند، چون انرژی خود را از اید گرفته ، آن تکانه های ناهشیار ، با آن میل به عریانی بی پروا ، ساکت نمی نشیند و هرگز تمایلی به ایفای نقش یک مشاهده گر منفعل ، ندارد ، برای همین شروع می‌کند به تونل زدن و باز کردن مسیری تازه از دل آن تکانه و به شکلی هنرمندانه ، تحریف می‌کند تا ایگو بتواند آن را با قابی موجه و جامعه پسندانه و حتی بعضا عقلانی ، ببیند و تیک بزند و برای ارائه ، عرضه کند و سوپر ایگو هم ، با کف زدن و هلهله ،  آن را بدرقه کند .گویا به همین سبب هست  که با وجود پیروزی ظاهری ، انسان در عمق وجودش ،  ناخرسند است
id 1028610782Фотография
«کسی که عشق می‌ورزد، به‌اصطلاح، بخشی از نارسیسیسم خود را از دست داده است؛ و این بخش تنها از طریق دوست داشته شدن می‌تواند جایگزین شود.»
د
M
دکسوگرافممنون از لطفتون که زحمت کشیدید این متن رو نوشتید. سوالم در واقع این بود اگه بخشی از ایگو ناهشیاره(طبق گفته‌ی فروید)، چه ارگانی اون رو ناهشیار کرده؟
از همان انرژی که از اید گرفته و یا بهتره اینطوری بیان کرد که این انرژی را از اید تغذیه می‌کند و از طرفی ، بخشی از عملکرد خود را بواسطه قوانین و بایدها و نبایدهای سوپرایگو ، شکل میدهد که براساس باور و یا عقیده بنا شده ، نه اصل مبتنی بر واقعیت یا حتی اخلاق ؛ بر اساس همین تضادها ، شاید گزینشی عمل می‌کند و ترجیع می‌دهد که قسمت‌های شاید مهمی را ، بصورت ناخوداگاه حفظ کند و حتی در جریان روانکاوی هم ، هیچگاه عیان و آشکار نشود. در صورتی که فروید تاکید دارد که در نهایت قرار است روانکاوی تا جایی پیش برود که اصل واقعیت را در اصل لذت و میان دو غریزه مرگ و زندگی ، که اساس اید ، بر این غرایز بنا شده است ، را نهادینه کند.اما اینکه چقدر این موفقیت حاصل شود ، علامت سوال بزرگی هست که به گونه ای ، درماندگی انسان را ، نشان میدهد. شاید سهراب سپهری هم به این صحبت فروید ، اشاره می‌کند، جایی که می‌نویسد: ریه های لذت ، پر اکسیژن مرگ است!
11 September 2026
12 September 2026
K
پایه های اساسی سوتفاهم از فروید فروید در تاویل رویا نشون میده که ذهن ما به دو شیوه اطلاعات رو پردازش می‌کنه و دو مفهوم مهم رو معرفی می‌کنه به نام‌های فرآیند اولیه و فرآیند ثانویه. در ساده ترین تعریف این دو چی هستند و چیکار میکنند؟ در فرآیند اولیه که در ناهشیار اتفاق می‌افته اساس کار بر مبنای اصل لذت هست و ذهن دنبال ارضای میل هست بدون توجه به واقعیت و از طریق یک موضوعی اون نیاز ما(که هرچیزی می‌تونه باشه) ارضا میشه که تو جلسات قبلی نشون دادیم این ابژه میل ثابت نیست و سائق رو میاد میزاره جای همه‌ی این‌ها. در انسان ها یک سائق ویژه هست که ارضاش فوری نیست و اونم سائق جنسی هست و از نظر فروید این سائق جنسی در کودکان هم هست اما با این تفاوت که در کودکان سائق جنسی پخش هست در بدن. هرچند باید توجه کرد که از نظر فروید جنسی(سکسوالیته) به معنای رابطه جنسی نیست، بلکه یک معنای گسترده تری رو در نظر داره که نزدیک به عشق افلاطونی هست. برای این سائق جنسی اسمی که میزاره لیبیدو هست، در ساده ترین تعریف یعنی "میل به پیوند جویی" و مارو به حیات پیوند میده این لیبیدو و هرچیزی تورو به دنیا پیوند بده به اصطلاح میشه سائق جنسی. خب با این مقدمه بریم سراغ بحث اصلی؛ از نظر فروید رشد جنسی انسان دو مرحله هست، پیش از بلوغ و بعد از بلوغ. از نظر فروید این انرژی جنسی(روانی) می‌تونه کاتکسیس بشه، یعنی در موضوعات مختلف سرمایه‌گذاری روانی کنیم. اصطلاح کاتکس کردن که استرچی از لاتین وام گرفته و ما ترجمه می‌کنیم به سرمایه‌گذاری در آلمانی به معنای تصرف کردن و اشغال کردن هست؛ یعنی چیزهارو مال خودش می‌کنه کودک. مثلا میگم این گوشی منه یک سرمایه‌گذاری و کاتکسیس صورت گرفته از نظر فروید. انرژی روانی ما چیزهارو تصرف می‌کنه و نسبت خاصی بینمون برقرار میشه. بنظر فروید انسان موضوع مشخص میلی نداره و کم‌کم این موضوع پیدا میشه و اولین موضوع و موجود(ابژه) میل مادر هست که از طریق اون موجود و موضوع(که اینجا پستان مادر هست) خودش رو ارضا می‌کنه و به اصطلاح تصرف(کاتکسیس) می‌کنه. ضرورتی روی موضوع هم نیست، ولی یک چیزهایی جهان شمول هستند درش. کم کم کودک از طریق نواحی خاصی با دنیا پیوند برقرار می‌کنه و اون انرژی جنسی از طریق اون نواحی سرمایه گذاری میشند و ارتباط برقرار می‌کنه و فروید بهشون میگه نواحی شهوت زا؛ یعنی از طریقش انرژی لیبیدویی
1.7K ·
13 September 2026
K
Фотография
click to show
ὁ δὲ ἀνεξέταστος βίος οὐ βιωτὸς ἀνθρώπῳ. «زندگیِ بررسی‌نشده ارزش زیستن ندارد.»
1.7K ·
14 September 2026
S
id 1028610782Фотография
ببخشید ولی یعنی اگهم یکی باشه بازیم تنهاییم یا کلا باید تنها باشیم تا خوشحال باشیم؟
15 September 2026
K
ناکامی به مثابه‌ی مالکیت تو جلسه قبلی اینطور پیش رفتیم که: میلی دارم--> در دنیای واقعی ناکام میشم---> روی میارم به دنیای فانتزی---> بازنمایی ارضاهای قبلی--->نماد سازی و معنا سازی شروع میشه. برای فروید شروع خواستن از ناکامی هست و ناکام میشیم فانتزی پردازی می‌کنیم و الگوهای ارضایی میسازیم برای خودمون. از نظر فروید هرچقدر ما بیشتر گرفتار پروتوتایپ های گذشته باشیم حالمون بدتره. هرچقدر رها بشیم از قید و بند اونا، ادم سالمتری هستیم. فکر کردن از نظر فروید همان نماد سازی و فانتزی است. این شاید یکی از کشفیات درجه اول فروید است: از دید فروید فرایندهای ثانویه فکر ریشه در فرایندهای اولیه دارد. گفتیم ذهن درگام اول بر اساس اصل لذت کار میکنه؛ یعنی سائق دوست داره که ارضا(تنش ارگانیسم کاهش پیدا بکنه)شود. بچه ساعت سه نصفه شب بستنی میخاد. و هیچی هم حالیش نیست. من میخام! از نظر فروید این من میخام ویژگی اصلی روان ادم است و روان هر موجودی. انسان میخواهد، و وقتی میخواد برای اون چیز انرژی روانی میذاره(کاتکس) و دیگه اون چیز مال اون میشه. من میخوام--> انرژی روانی روش سرمایه‌گذاری می‌کنم. این اصل لذت، بلاخره به یه دیوار بتنی برخورد میکنه به اسم واقعیت. واقعیت، ما را ملزم میکنه که نیازهامون رو اونجوری که دوست داریم نمیتونیم ارضا کنیم. از دید فروید راه حل ذهن ما اینکه به دنیای خیالمون(فانتزی) پناه میبریم و در ذهنمون اونو ارضا میکنیم. و از بین همه سائق ها اونی که خیلی به این اتفاق راه میده سائق جنسی هست. دلیل تاکید عمده فروید بر لیبیدو هم همین است. جنسیت برایش مهم نیست. فروید به تعبیر ارنست جونز تو زندگی شخصیش به شدت وسواسی و بسته بوده در امور جنسی. حتی در کتابهاش وقتی از امور جنسی حرف میزنه انقدر احساس بدی داره که لاتین مینویسه نه عامیانه. در حالیکه مشهوره به عامیانه نویسی. این نشون میده خودش هم با این امور راحت نیست. در نامه‌هاش هم به این اذعان داره. اشاره او به امور جنسی کاملا تکنیکال و فنی است. در واقع سائق جنسی تنها سائقی است که به شدت مستعد ارضای موهوم است و مستعد اینکه نقش داشته باشه در ساخت پروتوتایپ های ذهنی. که در اینده بر اساسش شما به دنبال ارضای چیزهای مختلف بروید. وقتی شما با واقعیت مواجه میشوید مجبورید مطابق با واقعیت یه کاری بکنید. و ان هم این است که نیازهایتان را تا جایی که میشه
1.7K ·
16 September 2026
kiyotakaناکامی به مثابه‌ی مالکیت تو جلسه قبلی اینطور پیش رفتیم که: میلی دارم--> در دنیای واقعی ناکام میشم---> روی میارم به دنیای فانتزی---> بازنمایی ارضاهای قبلی--->نماد سازی و معنا سازی شروع میشه. برای فروید شروع خواستن از ناکامی هست و ناکام میشیم فانتزی پردازی می‌کنیم و الگوهای ارضایی میسازیم برای خودمون.
این متن را اینگونه بازخوانی می‌کنم: ناکامی، ارضا و شکل‌گیری دستگاه روانی از منظر فروید در جلسه‌ی قبل مسیر بحث را از اینجا شروع کردیم که انسان با یک وضعیت ساده و مستقیمِ «خواستن → ارضا شدن» مواجه نیست. در نظریه‌ی فروید، دستگاه روانی از ابتدا با تنش‌ها و برانگیختگی‌هایی مواجه است که نیازمند نوعی تخلیه یا ارضا هستند؛ اما رابطه‌ی میان برانگیختگی، ارضا، واقعیت، فکر و فانتزی بسیار پیچیده‌تر از این است که بگوییم «ناکامی باعث خواستن می‌شود». در پروژه‌ای برای روان‌شناسی علمی (۱۸۹۵)، فروید دستگاه روانی را در ابتدا درگیر برانگیختگی می‌داند. افزایش برانگیختگی، دستگاه را به سمت کاهش این تنش سوق می‌دهد. اما نوزاد به‌تنهایی قادر نیست هر وضعیتی را که موجب تنش شده برطرف کند. او در وضعیت درماندگی قرار دارد و برای رفع نیاز خود به کنش دیگری نیازمند است. اینجا یک نکته‌ی اساسی وجود دارد: تجربه‌ی ارضا صرفاً پایان یک نیاز نیست. تجربه‌ی ارضا اثری در دستگاه روانی برجای می‌گذارد. این تجربه با ردپاهای حافظه‌ای همراه می‌شود و در آینده، هنگامی که برانگیختگی مشابهی پدیدار شود، دستگاه روانی می‌تواند به سمت بازفعال‌سازی آن تجربه و بازنمایی آن حرکت کند. بنابراین می‌توانیم، در سطح نظریه‌ی اولیه‌ی فروید، مسیری مانند این را ترسیم کنیم: برانگیختگی → تنش → تلاش برای ارضا → تجربه‌ی ارضا → ردپای حافظه‌ای → بازفعال‌شدن وضعیت خواست → تلاش برای بازتولید ارضا در اینجا مفهوم خواست (Wunsch) اهمیت پیدا می‌کند. دستگاه روانی فقط با یک نیاز زیستیِ حاضر مواجه نیست؛ تجربه‌ی پیشین ارضا در دستگاه روانی ثبت شده و می‌تواند در غیاب ابژه‌ی واقعی، دوباره فعال شود. به همین دلیل فروید در تحلیل فرایندهای اولیه‌ی روان، مسئله‌ی تحقق خواست را بسیار مهم می‌داند. از ارضای مستقیم تا فانتزی در این نقطه باید مراقب یک ساده‌سازی باشیم. نمی‌توان گفت: ناکامی → فانتزی → ارضای خیالی و سپس نتیجه گرفت که فانتزی صرفاً جایگزینی برای ارضای واقعی است. فانتزی در نظریه‌ی فروید اشکال مختلفی دارد و در تحول نظریه‌ی او جایگاه آن تغییر می‌کند. آنچه در سطح بنیادی‌تر می‌توان گفت این است که هنگامی که ارضای مستقیم امکان‌پذیر نیست، دستگاه روانی می‌تواند همچنان در جهت تحقق خواست حرکت کند و بازنمایی یا صورت خیالیِ ارضا را فعال سازد. در اینجا تفاوت میان واق
kiyotakaناکامی به مثابه‌ی مالکیت تو جلسه قبلی اینطور پیش رفتیم که: میلی دارم--> در دنیای واقعی ناکام میشم---> روی میارم به دنیای فانتزی---> بازنمایی ارضاهای قبلی--->نماد سازی و معنا سازی شروع میشه. برای فروید شروع خواستن از ناکامی هست و ناکام میشیم فانتزی پردازی می‌کنیم و الگوهای ارضایی میسازیم برای خودمون.
پیدایش تفکر و فرایند ثانویه اینجا به یکی از نکات مهم فروید می‌رسیم. در وضعیت اولیه، دستگاه روانی می‌تواند به سمت تحقق مستقیم خواست حرکت کند. اما مواجهه‌ی مکرر با واقعیت نشان می‌دهد که این شیوه همیشه کارآمد نیست. برای مثال، اگر ابژه‌ی مورد نیاز حاضر نباشد، دستگاه روانی نمی‌تواند صرفاً با فعال کردن بازنمایی آن، همیشه به ارضای واقعی دست پیدا کند. در این شرایط، فرایندهای دیگری اهمیت پیدا می‌کنند: توجه، قضاوت، حافظه، آزمون واقعیت و تفکر. فروید در ۱۹۱۱ این تحول را با گذار از فرایند اولیه (Primärvorgang) به فرایند ثانویه (Sekundärvorgang) مرتبط می‌کند. فرایند ثانویه امکان می‌دهد دستگاه روانی به‌جای حرکت مستقیم به سمت ارضای خواست، مسیر رسیدن به آن را بررسی کند. بنابراین تفکر را نباید با فانتزی یکی دانست. تفکر، فانتزی، بازنمایی و فرایند اولیه اصطلاحات مترادف نیستند. تفکر در دستگاه فرویدی، به‌ویژه در ارتباط با اصل واقعیت، نقش مهمی در فاصله انداختن میان خواست و عمل فوری دارد. از «نیاز» تا رابطه با دیگری در اینجا باید میان نیاز (Bedürfnis)، خواست (Wunsch) و آنچه بعدها در نظریه‌ی لکانی «تقاضا» نامیده می‌شود، تفاوت بگذاریم. نوزاد موجودی است که برای رفع بسیاری از نیازهای خود به دیگری وابسته است. فروید در پروژه از وضعیت درماندگی (Hilflosigkeit) نوزاد سخن می‌گوید. نوزاد نمی‌تواند به‌تنهایی بسیاری از شرایط جسمانی خود را تغییر دهد. بنابراین کنش دیگری برای رفع وضعیت تنش ضروری می‌شود. برای مثال، گرسنگی صرفاً یک مسئله‌ی روانی انتزاعی نیست؛ نوزاد به شیر، مراقبت و کنش دیگری نیاز دارد. اما همین تجربه‌ی ارضا در رابطه با دیگری، در دستگاه روانی ردپا برجای می‌گذارد. از اینجا رابطه‌ی کودک با دیگری صرفاً رابطه‌ای زیستی باقی نمی‌ماند. خودشیفتگی و ابژه فروید در نظریه‌ی خود از مفهوم خودشیفتگی اولیه (primärer Narzissmus) نیز استفاده می‌کند؛ اما نباید آن را به این شکل ساده کرد که «نوزاد کاملاً بسته و مستقل از جهان است و بعد به دلیل ناکامی به دیگری نیاز پیدا می‌کند». این صورت‌بندی با پیچیدگی نظریه‌ی فروید سازگار نیست. درماندگی نوزاد از همان ابتدا نشان می‌دهد که رفع برخی نیازها مستلزم دخالت دیگری است. در درباره‌ی خودشیفتگی: مقدمه‌ای (۱۹۱۴)، فروید مسئله‌ی رابطه‌ی خودشیفتگی، خوداروتیسم و سرمایه‌گذاری لی
پ
kiyotakaناکامی به مثابه‌ی مالکیت تو جلسه قبلی اینطور پیش رفتیم که: میلی دارم--> در دنیای واقعی ناکام میشم---> روی میارم به دنیای فانتزی---> بازنمایی ارضاهای قبلی--->نماد سازی و معنا سازی شروع میشه. برای فروید شروع خواستن از ناکامی هست و ناکام میشیم فانتزی پردازی می‌کنیم و الگوهای ارضایی میسازیم برای خودمون.
تکرار و چیزی فراتر از اصل لذت در اینجا باید یک مرحله‌ی مهم‌تر از نظریه‌ی فروید را نیز وارد بحث کنیم. اگر تمام کارکرد روانی را با اصل لذت توضیح دهیم، با مسئله‌ی اجبار به تکرار (Wiederholungszwang) در نظریه‌ی فرویدِ متأخر مواجه خواهیم شد. فروید در فراسوی اصل لذت (۱۹۲۰) مواردی را بررسی می‌کند که در آنها فرد چیزی را تکرار می‌کند که ظاهراً برای او خوشایند نیست. این مسئله نشان می‌دهد که نمی‌توان تمام رفتار روانی را با مدل ساده‌ی: تنش → لذت → کاهش تنش توضیح داد. اینجاست که نظریه‌ی سائق نزد فروید پیچیده‌تر می‌شود و مفهوم سائق مرگ نیز وارد دستگاه نظری او می‌شود. بنابراین اگر قرار است این جلسه درباره‌ی نظریه‌ی فروید به‌طور کلی باشد، باید میان فروید ۱۸۹۵، فروید تعبیر خواب، فروید ۱۹۱۱، فروید ۱۹۱۴ و فروید ۱۹۲۰ تمایز بگذاریم. جایگاه ایگو در پایان، درباره‌ی ایگو نیز باید از یک ساده‌سازی پرهیز کنیم. اینکه بگوییم: «ایگو نماینده‌ی اصل واقعیت است» در برخی صورت‌بندی‌های آموزشی قابل استفاده است، اما اگر آن را تعریف کامل ایگو بدانیم، نادرست خواهد بود. در نظریه‌ی ساختاری متأخر فروید، به‌ویژه پس از ایگو و اید (۱۹۲۳)، ایگو جایگاه بسیار پیچیده‌تری دارد. ایگو فقط بخش عقلانی و آگاه روان نیست و صرفاً مسئول سازگار کردن نیازها با نیازهای دیگران هم نیست. ایگو در شبکه‌ای از روابط میان اید، ایگو، سوپرایگو و واقعیت بیرونی قرار دارد و بخش‌هایی از خود ایگو نیز ناخودآگاه‌اند. جمع‌بندی پس اگر بخواهیم مسیر بحث را به شکل دقیق‌تری خلاصه کنیم، بهتر است بگوییم: برانگیختگی و نیاز → تنش → تلاش برای ارضا → تجربه‌ی ارضا → ردپاهای حافظه‌ای → بازفعال‌شدن خواست → مواجهه با محدودیت واقعیت → تعویق ارضا → آزمون واقعیت و تفکر → یافتن مسیر واقع‌بینانه‌تر برای ارضا اما این مدل، عمدتاً ناظر به بخش خاصی از تحول نظریه‌ی فروید است و نباید آن را کل نظریه‌ی روانکاوی فروید دانست. در فروید متأخر، با ورود تثبیت، پس‌روی، فانتزی، تعارض، تکرار، اجبار به تکرار و سائق مرگ، رابطه‌ی میان ناکامی، ارضا و میل بسیار پیچیده‌تر می‌شود. بنابراین «ناکامی» در نظریه‌ی فروید صرفاً یک دیوار بیرونی نیست که انسان را مجبور به خیال‌پردازی کند. ناکامی، واقعیت، خواست، فانتزی، تفکر، سائق و تکرار در ساختاری به هم پیوسته قرار دارند که طی تحول نظریه‌ی فروید
K
19 September 2026
20 September 2026
K
Файл
Basic_Psychoanalytic_Concepts_Volume_2_Humberto_Nagera_Basic · 13.6 MB · click to show
The Psychoanalytic Concepts از مجموعهٔ Hampstead Clinic Library این کتاب به تاریخ و تحول مفاهیم روان‌کاوانه می‌پردازه و سیر تغییر معنای اصطلاحات مهم روان‌کاوی رو در آثار فروید و نویسندگان پسافرویدی دنبال می‌کنه؛ از مفاهیمی مثل انتقال، تروما، عقده، عمل‌کردن و بسیاری از مفاهیم بنیادی دیگه. تازه شروعش کردم و اگر کسی قبلاً این کتاب رو خونده، خوشحال می‌شم نظرش رو درباره‌اش بگه.
893 ·
I
Фотография
click to show
🟣خدمات تخصصی پژوهشی • نگارش و ویرایش پایان‌نامه کارشناسی، ارشد •تدوین رساله دکتری • تدوین و تنظیم پروپوزال • تحلیل و تفسیر آماری داده‌ها (GMP, JUST, AMOS, SPSS) • مشاوره تخصصی پایان‌نامه • تبدیل پایان‌نامه به مقاله • خلاصه‌نویسی متون و پژوهش‌ها 🟣ویژگی‌های متمایز • ارائه خدمات تضمینی با بالاترین کیفیت • تیم پشتیبانی و پاسخگویی قوی • آشنایی با روند و چارچوب کاری اساتید • رضایتمندی دانشجویان و اساتید گرامی • ارائه نمونه‌کار و رضایت مشتریان • ۲۲ سال سابقه فعالیت 🟡جهت هماهنگی و ثبت خدمات با آیدی ذیل در ارتباط باشید: Telegram: @Detaanalyst Eita: @Detaanalyst #پایان_نامه #پروپوزال #مقاله #رساله #تحلیل_آماری #مشاوره #انجام_پایان_نامه #کارشناسی #ارشد #دکتری
Архив по месяцам
Каталог площадок Искать в ChatCrawler

A snapshot of an open public feed from the search index ChatCrawler — “Google for public Telegram”; refreshed as the venue is crawled. Times are UTC.

Public content only, official Telegram API. About · FAQ · What we do not do · Remove a page · Catalog