سوم
از سوی دیگر، این آگاهیِ ملیِ برآمده، یک آنارشیسمِ کور یا هیجانِ خیابانی نیست. جمهوری اسلامی در طول دههها، مفهومِ حقوقی و عقلانیِ «دولت» را نابود کرده و کشور را به وضعیتِ «بیدولتیِ ترور» کشانده است—وضعیتی که در آن، تمامِ منابع، تاریخ و آیندهٔ یک ملت، فدای ایدئولوژی شده است که نسبتی با منافع ملی ندارد.
آگاهیِ ملیِ ایرانیان، پاسخِ عقلانیِ جامعه برای خروج از این «بیدولتیِ ترور» و بازسازیِ شالودههای یک «دولت-ملتِ » است. این نبرد، نبردِ اصلاح یا تغییرِ رفتار نیست؛ نبردِ آگاهیِ ملیِ بیدارشده با منطقی است که با ذاتِ «نظام مستقر» در تضادِ بنیادی قرار دارد. مسئله اینجا، بر سر اساس است. تاریخِ ایران به نقطهٔ بیداریِ خود رسیده و در این نقطه، هیچ جایی برای ایدئولوژیهای ملیزدا و دلالانِ اصلاحپذیری وجود ندارد.
این آگاه ملی مسیر خود را تا وضع ایران به وضعیت حقیقی اش ادامه خواهد داشت و پس از آننیز تداوم آن را شاهد خواهیم بود. پس، کسی، آن آگاهی ملی را، که موضوع اندیشیدن شهروند ایرانی شده است را نمیتواند منحرف یا از میانبر دارد. این آگاهی ملت ایران از میان نمیرود، چرا که موضوع اندیشه ملت ایران است.
پاینده ایران
1.2K ·