Аудио Ya Rasul-al-Allah.mp3 · 4.3 MB · click to show
میلاد فرخنده پیامبر رحمت محمد مصطفی ص بر شما همراهان گرامی مبارک باد.
ارزو میکنم سایه غم برای همیشه از این سرزمین رخت برچیند و هموطنان عزیزمان همیشه شاد باشند و با عزت و عظمت زندگی کنند🌹
یا رسول الله
خواننده:
#سامی_یوسف
#مناسیتی
@Music_tasnif
Аудио 0854-Banan - Behesht Ashegan.mp3 · 4.0 MB · click to show
Фотография click to show
Фотография click to show
تصنیفهاونواهای موسیقیسنتی🎵(0854) غلامحسین بنان
تصنیفی در دستگاه شور به نام بهشت عاشقان
بیا بیا ای گل من سرخوشم به بویت
بیا که شد طرف چمن چون رخ نکویت
همه صفایی بهشت مایی
داری بر آن لب خود نمایی
مستم از نگاه وی
کی علاجم کند ساغر می
می به دست و گل به بر
کی خورم ساغری زین رخ وی
چه شد که آن رشک پری
بر ما ندارد نظری
من در هوای رخ او او در کنار دگری
هر گلی روی خود کرده عیان
روی خود کرده عیان
از ره وفا شد گل من در گلشن
خواننده:
#غلامحسین_بنام
آهنگساز
#نصرالله_زرینپنجه
شعر:
#پرویز_خطیبی
دستگاه موسیقی
#شور
بروبه_فهرست_مطالب
Аудио 0855-Sarhang Zadeh - Leila.MP3 · 4.2 MB · click to show
Фотография click to show
هزار تصنیف و ترانه ایرانی🎵(0855) کوروس سرهنگ زاده
تصنیف کاروان لیلا
ای کاروان
ای کاروان
لیلای من کجا می بری
با بردن
لیلای من
جان و دل مرا می بری
ای کاروان کجا می روی
لیلای من چرا می بری
در بستن
پیمان ما
تنها گواه ما شد خدا
تا این جهان
برجا بود
این عشق ما بماند به جا
ای کاروان کجا می روی
لیلای من چرا می بری
فنا نگیرد به دنیای فانی
شرار عشقی که شد آسمانی
به یاد یاری خوشا آه و اشکی
به سوز عشقی خوشا زندگانی
همیشه خدایا
محبت دل ها
به قصه بماند
به نام دل ما
که لیلی و مجنون فسانه شود
حکایت ما جاودانه شود
ای کاروان
ای کاروان
لیلای من کجا می بری
با بردن
لیلای من
جان و دل مرا می بری
ای کاروان کجا می روی
لیلای من چرا می بری
در بستن
پیمان ما
تنها گواه ما شد خدا
تا این جهان
برجا بود
این عشق ما بماند به جا
ای کاروان کجا می روی
لیلای من چرا می بری
آواز:
#کوروس_سرهنگ_زاده
آهنگساز:
##همایون_خرم
شعر:
#معینی_کرمانشاهی
دستگاه موسیقی:
#اصفهان
#غمگین
#لیلا
#توضیحات
سال ۱۳۴۶ خورشیدی
این ترانه ابتدا بر روی تصاویری از فیلم لیلی و مجنون پخش گردید
Аудио 0856-MohammadReza Shajarian - Tasnife Ayaran.mp3 · 20.6 MB · click to show
Фотография click to show
هزار تصنیف و ترانه ایرانی🎵(0856) محمدرضا شجریان
قظعه ضربی عیاران به همراه آواز
اگر آن عیار شهرآشوب روزی حال من پرسد...
دو چشم مست میگونت ببرد آرام هشیاران
دو خوابآلوده بربودند عقل از دست بیداران
نصیحتگوی را از من بگو ای خواجه دم درکش
چو سیل از سر گذشت آن را چه میترسانی از باران
گر آن ساقی که مستان راست هشیاران بدیدندی
ز توبه توبه کردندی چو من بر دست خماران
گرم با صالحان بیدوست فردا در بهشت آرند
همان بهتر که در دوزخ کنندم با گنهکاران
چه بوی است این که عقل از من ببرد و صبر و هشیاری
ندانم باغ فردوس است یا بازار عطاران
تو با این مردم کوتهنظر در چاه کنعانی
به مصر آ تا پدید آیند یوسف را خریداران
الا ای باد شبگیری بگوی آن ماه مجلس را
تو آزادی و خلقی در غم رویت گرفتاران
گر آن عیار شهرآشوب روزی حال من پرسد
بگو خوابش نمیگیرد به شب از دست عیاران
گرت باری گذر باشد نگه با جانب ما کن
نپندارم که بد باشد جزای خوبکرداران
کسان گویند چون سعدی جفا دیدی تحول کن
رها کن تا بمیرم بر سر کوی وفاداران
آواز:
#محمدرضا_شجریان
آهنگساز:
#حسین_علیزاده
شعر:
#سعدی
#توضیحات
نام این اثر، *گریه لیلی* هست با نوازندگی ویولون اسدالله ملک
و اما داستان آن :
"گریه ی لیلی"
در خاطرات اسدالله ملک، نوازنده ماهر ویلون، خواندم که میگفت: من در اتاقم هر روز تمرین ویلون میکردم. بعد از مدتی دیدم دختر جوانی در اتاقش از خانه خودشون که روبروی اتاق کار من بود نشسته و معلومه که داره به صدای ساز من گوش میده؛ و روزهای بعد هم آن دختر جوان همان جا می نشست و من هم تمرین میکردم.
طولی نکشید که دلباخته اش شدم! و مشتاق تر و دلباخته پرشورتر از قبل تمرین میکردم و گاهی لبخند رضایتش را حس میکردم.
عاشق شده ای، ای دل سودات مبارک باد ...
بعد از مدتی یکروز دیدم دختر نیامد
دلم سخت گرفت،
روز بعد هم پیداش نشد و روز بعد هم، دیگه انگار آب شده بود رفته بود تو زمین!
ملک در ادامه میگه: دیگه طاقت نیاوردم پاشدم رفتم درب خونه شون رو زدم یکی اومد بیرون من سراغ اون دختر رو گرفتم و ماجرا رو براش تعریف کردم.
اون شخص گفت پس شما نوازنده اون آهنگهایی هستین که لیلی رو از خود بیخود کرده بود آره؟
من گفتم لیلی؟
پاسخ داد آره لیلی بود و مرتب تعریف شما را میکرد!
گفتم خب لیلی کجا رفته؟
و اون آهی کشید و پاسخ داد:
لیلی فوت کرد!!!!!
من پرسیدم چرا...
پاسخ داد: لیلی بیمار بود و از هر دو پا فلج!
اسدالله ملک میگه خشکم زد. همه ی بدنم مثل یه تیکه یخ شد!
لیلی . . .
لیلی من . . .
یعنی او فلج و بیمار بوده . . . ؟
میگه با پاهایی لرزان کشان کشان خودم رو به خونه رسوندم و عقده ام ترکید!!!
گریه برای لیلی ام . . .
گریه ی لیلی
ملک از خود بیخود میشه.
تمام وجودش پر از عشق لیلی ای،
که دیگر نیست ...
در این عالم نیروی درونش به جنبش در میاد و آرشه اش روی سیم های آماده ویلون میشینه، و شاهکاری توامان، با گریه هایش برای لیلی اش، خلق میشه.
قصه لیلی تمام شد؛
اما شاهکاری خلق شد که اسدالله ملک اسمش را گذاشت
*گریه ی لیلی*
گوش کنید و لذت ببرید.