ChatCrawlersearch across public Telegram Open the app
گ

گروه فلسفه برای همِگان (P4E)

18 members
«از من نپرسید که هستم و از من نخواهید همان ‌که هستم باقی بمانم. چک‌کردن اوراق هویت ما را به مأموران دولت و پلیس واگذارید. لااقل وقتی‌ که می‌نویسیم ما را از اخلاقیات آن‌ها معاف دارید». «من در دانستن اینکه دقیقاً که هستم ضرورتی نمی‌بینم. جذابیت اصلی زندگی این است که به کسی تبدیل شویم که در آغاز نبوده‌ایم.» #فوکو
3.2K ·
Видео
609 KB · click to show
کسی را کاختیاری هست و محبوبی و مشروبی مراد از بخت و حظ از عمر و مقصود از جهان دارد #سعدی
Фотография
click to show
#رسول_یونان
"Domine, da mihi castitatem et continentiam, sed noli modo." «خداوندا، به من پاکدامنی و خویشتن‌داری عطا کن، اما نه به این زودی!» آگوستین قدیس / اعترافات. باب هشتم، بخش هفتم
351 ·
ب
Фотография
click to show
Фотография
click to show
برادرزاده‌ی رامو #دیدرو
I
Ссылка
click to show
معماری تجربه: از «کدام ناحیه؟» تا «چگونه؟» علوم اعصاب، در حال گذر از پرسشِ «کدام ناحیهٔ مغز مسئول X است؟» به پرسشِ «چگونه جمعیت‌هایی از نورون‌ها، در چندین ناحیهٔ مختلف و در چندین سطح زیستی، به‌صورت پویا یک تجربه، تصمیم، حافظه یا رفتار را می‌سازند؟» است. در نگاه پیشین، مغز شبیه مجموعه‌ای از اتاق‌ها یا بخش‌های تخصصی تصور می‌شود. می‌پرسیم: کدام قسمتِ مغز مسئول دیدن است؟ کدام قسمتِ مسئول حافظه است؟ کدام قسمتِ مسئول حرکت است؟ کدام قسمتِ مسئول ترس است؟ این سؤال‌ها، بی‌ارزش یا غلط نیستند. بخش مهمی از علوم اعصاب بر اساس همین رویکرد پیشرفت کرده است. برای مثال، می‌دانیم که: قشر پس‌سری (Occipital cortex) نقش بسیار مهمی در پردازش بینایی دارد. اما مشکل از جایی شروع می‌شود که فکر کنیم: «دیدن، در یک قسمت خاص اتفاق می‌افتد و تمام.» زیرا وقتی دقیق‌تر بررسی می‌کنیم، می‌بینیم دیدن یک فرایند شبکه‌ای (Network process) است. موافقِ پرسش جدید، مجموعه‌های بزرگی از نورون‌ها، در چندین ناحیهٔ مغز و در چندین سطح زیستی، با فعالیت پویا و متقابل خود یک تجربه، یک تصمیم، یک خاطره یا یک رفتار را به وجود می‌آورند. مبتنی بر این دیدگاه، دیگر نمی‌پرسیم: «این کار در کجای مغز است؟» بلکه می‌پرسیم: «این پدیده چگونه از تعامل بخش‌های مختلف مغز به وجود می‌آید؟» یک نورون به‌تنهایی معمولاً تجربهٔ پیچیده‌ای مثل: «من الان از این اتفاق می‌ترسم» را تولید نمی‌کند. صدها، هزاران یا میلیون‌ها نورون می‌توانند در الگوهای پیچیده با یکدیگر فعالیت کنند. پس دیگر فقط پرسیده نمی شود: «آیا این نورون فعال است؟» بلکه پرسیده می شود: «الگوی فعالیتِ تعداد زیادی نورون چیست؟» فرض کنید شما چهرهٔ مادرتان را می‌بینید. مغز فقط یک «مرکز دیدن مادر» ندارد. اطلاعات تصویری، وارد دستگاه بینایی می گردد، ویژگی‌های چهره پردازش می‌شوند، خاطرات مربوط به آن فرد فعال می‌شوند، ارزش هیجانی آن شخص پردازش می‌شود و وضعیت فعلی شما نیز وارد محاسبه می‌شود. در نتیجه، چیزی که شما آگاهانه تجربه می‌کنید: «این مادرم است» محصولِ یک فعالیت توزیع‌شده و هماهنگ است، نه یک نقطهٔ منفرد. پدیده‌های ذهنی پیچیده معمولاً از همکاری چند سامانه به وجود می‌آیند. برای نمونه، ترس را در نظر بگیرید. ترس فقط این نیست که یک قسمت مغز روشن شود. در تجربهٔ ترس، باید اطلاعات حسی، ارزیابی تهدی
75 ·
id 1168440783معماری تجربه: از «کدام ناحیه؟» تا «چگونه؟» علوم اعصاب، در حال گذر از پرسشِ «کدام ناحیهٔ مغز مسئول X است؟» به پرسشِ «چگونه جمعیت‌هایی از نورون‌ها، در چندین ناحیهٔ مختلف و در چندین سطح زیستی، به‌صورت پویا یک تجربه، تصمیم، حافظه یا رفتار را می‌سازند؟» است. در نگاه پیشین، مغز شبیه مجموعه‌ای از اتاق‌ها ی
منابع: 1. How distributed is the brain-wide network that is recruited for cognition? (2025/2026). Rosen, M. C., & Freedman, D. J. .Nature Reviews Neuroscience, 27, 138–150. 2. Network neuroscience (2017). Bassett, D. S., & Sporns, O. .Nature Neuroscience, 20, 353–364. 3. Brain network communication: concepts, models and applications (2023). Seguin, C., Sporns, O., & Zalesky, A. . Nature Reviews Neuroscience, 24, 557–574. 4. Attractor and integrator networks in the brain (2022). Khona, M., & Fiete, I. R. .Nature Reviews Neuroscience, 23, 744–766. 5. The default mode network in cognition: a topographical perspective (2021). Smallwood, J., Bernhardt, B. C., Leech, R., et al. . Nature Reviews Neuroscience, 22, 503–513. 6. Unlocking spontaneous cognition in the age of data science (2026). Luppi, A. I., Gellersen, H. M., Naci, L., et al. . Nature Reviews Neuroscience, 27, 591–593.
P
I
Ссылка
click to show
بدترین اگر حاکمیت بخواهد کاملاً مستقل، مطلق و تقسیم‌ناپذیر باشد، سرانجام به خشونت می‌انجامد. دریدا (Derrida) این گرایش را، «بدترین» (The Worst) می‌نامد؛ یعنی گرایشی به سوی تصاحبِ کامل (Complete Appropriation) یا نابودی (Extermination) همهٔ دیگران (All the Others). هر قدرتِ حاکم، میل دارد بگوید: «من خودم تصمیم می‌گیرم.» «من به هیچ‌کس پاسخگو نیستم.» «قدرت فقط از آنِ من است.» این همان معنای سنتیِ حاکمیت مطلق (Absolute Sovereignty) است. دریدا می‌گوید: چنین چیزی هرگز کاملاً ممکن نیست. زیرا هر قدرتی ناچار است: با دیگران سخن بگوید، قانون وضع کند، تصمیم‌هایش را اعلام کند، و وارد رابطه با دیگران شود. بنابراین، قدرتْ همیشه تا حدی تقسیم می‌شود. اما اگر یک حاکم بگوید: «من هرگز قدرتم را تقسیم نمی‌کنم.» آنگاه به تدریج، دیگران را مانع قدرت خود می‌بیند. در نتیجه می‌کوشد: یا آنها را کاملاً تحت سلطهٔ خود درآورد، یا اگر نتوانست، حذفشان کند. دریدا این گرایش را "بدترین" می‌نامد. تصاحب کامل، یعنی دیگری، دیگر «دیگری» نباشد. بلکه کاملاً به خواست من تبدیل شود. برای نمونه یک حکومت بگوید: همه باید فقط مثل من فکر کنند. همه باید فقط یک زبان داشته باشند. فقط یک عقیده داشته باشند. فقط یک شیوهٔ زندگی داشته باشند. در اینجا دیگری دیگر حق ندارد، دیگری باقی بماند. او باید به نسخه‌ای از «من» تبدیل شود. فرض کنید معلمی بگوید: همهٔ دانش‌آموزان باید دقیقاً مثل من فکر کنند. نه سؤال بپرسند، نه مخالفت کنند، نه برداشت متفاوتی داشته باشند. در این صورت، دانش‌آموزان دیگر «دیگری» نیستند. بلکه نسخه‌هایی از معلم‌اند. این همان، "تصاحب" است. اما اگر دیگری، تسلیم نشود، قدرتِ مطلق به مرحلهٔ بعد می‌رسد. یعنی: حذف. دریدا از واژهٔ (Extermination) استفاده می‌کند. این واژه، تنها به معنای کشتن نیست. بلکه، هر شکلی از محو کردنِ دیگری را دربرمی‌گیرد. مانندِ: حذف فرهنگی، حذف سیاسی، حذف زبانی، حذف هویتی، حذف فیزیکی. اینها همگی نمونه‌هایی از (Extermination) هستند. رژیم‌های تمامیت‌خواه (Totalitarian Regimes) معمولاً همین منطق را دنبال می‌کنند. آنها می‌گویند: فقط یک حقیقت وجود دارد. اگر کسی متفاوت باشد، باید تغییر کند، خاموش شود،  یا حذف گردد. دریدا این منطق را نمونهٔ کامل «بدترین» می‌داند. تمام فلسفهٔ دریدا در دفاع از دیگری (The Oth
65 ·
R
با سلام جناب استاد انشاالله فردا اولین جلسه تشریح کتاب هستی و زمان خواهد بود؟
م
آقای جوزی عزیز با سلام و درود. این هفته نه. ان شاء الله هفته بعد.
وجود یک فهم میان مایه نامصرح پیشینی است و اگر آن را تبدیل به پرسش صریح اگزیستانسیل بکنیم زندگی اصیل یافته ایم و دازاین قادر به این امر است. مارتین هایدیگر
I
Ссылка
click to show
‍ کلیشه‌ای به نام «زنجانی بد» به بهانه‌ زادروز استاد حسین منزوی همه چیز از یک اظهار نظر شاعرانه شروع شد. عمران صلاحی طنزپرداز فقید، که هنگام اقامت حسین منزوی در تهران، رفیق گرمابه و گلستان هم بودند، در یکی از ستون‌های طنزش به نقل از منزوی نوشت: تبریزی‌ها شاعرشان را شهریار کردند و زنجانی‌ها مرا منزوی! در کنار این، باید به گله و شکایت خود استاد منزوی به‌ویژه در پیش‌درآمد دفتر «خاموشی‌ها و فراموشی‌ها» اشاره کرد که گفته است: «شهر من با شهروند شاعرش چندان مهربان نبوده است.» در مورد نقل قول عمران صلاحی باید‌ گفت: ما با جمله‌‌ی نیش‌داری سروکار داریم که به احتمال بسیار گوینده، خواسته است با استفاده از ظرفیت کلمه «منزوی» یک ایهام زیبا خلق کند که الحق هم جمله بسیار جالبی از آب درآمده است. حالا جست‌و‌جوی این که مردم زنجان (البته نه شحنگان همیشه معذور) در انزوای این شاعر ملی، مقصر بوده‌اند یا نه، کار این جستار‌نویس نیست. اما آنچه که این قلم از گفتن آن ابایی ندارد انزوای خودخواسته شاعران اصیل است. تئودور آدورنو، منتقد و زیبایی‌شناس معروف، می‌گوید: «زیبایی‌شناسی چیزی نیست مگر تاریخ تجربه رنج» یعنی این دیالکتیک تاریخ و رنج است که به سنتز یک اثر ادبی خاص و مسئله‌دار منجر می‌شود. در رنج و به‌خود‌خزیدن‌های شاعرانه پتانسیلی است که در شادی نیست فراموش نکنیم که فردوسی نیز از رنج سی ساله‌اش گفته است! از منظر فلسفه هگل نیز شاعر یا هنرمند نمی‌تواند به وحدت و هماهنگی بین عین و ذهن برسد و اساساً اثر ادبی همیشه یک ابزار نابیانگر است. به همین دلیل استفان مالارمه از شکست شعر سخن می‌گفت همان حرفی که ژان‌پل‌سارتر نیز در قرن بیستم آن را تکرار کرد. اما پذیرش این شکست در عرصه شعر، به قول سارتر یک پیروزی برای شاعر است. حال اگر بخواهیم با این مقدمات به منزوی و شعرش نگاه کنیم باید بی‌طرفانه اعتراف کنیم؛ پیروزی منزوی در شعر به بهای شکست او در دنیای عینی محصّل شده است. خود منزوی می‌گفت: «شعر فدیه و قربانی می‌طلبد» و باید همه چیز را در این راه باخت و عطایشان را به لقایشان داد تا به قله شعر و هنر رسید. همین حرف را سایه نیز در مورد منزوی گفته و او را شهید شعر خوانده است. (هر چند خود سایه در برخورد ناجوانمردانه‌ای که با منزوی داشته سهمی در این شهادت شاعر داشته است.) اما شاید موجزترین سخن در مورد «حسین شعر فا
80 ·
م
Ссылка
click to show
🔴 برنامه امروز، چهارشنبه (1 مهر ماه 1405) شرح اسفار (دوره دوم) ترم 19 جلسه 4 زمان:  18:30 تا 19:15 موضوع: اشکالات اصالت وجود مدرس: مسعود تلخابی برای اطلاعات بیشتر با این آیدی تماس بگیرید: @P4EP4C https://t.me/P4cP4eZnj
Archive by month
Каталог площадок Искать в ChatCrawler

A snapshot of an open public feed from the search index ChatCrawler — “Google for public Telegram”; refreshed as the venue is crawled. Times are UTC.

Public content only, official Telegram API. About · FAQ · What we do not do · Remove a page · Catalog