اینکه یکی چشماش رو به روی نقصهای تو بسته باشه.. و نه منظورم از نقص، نابینایی دازای نیست.
منظورم نقصهای بیشماریه که چویا داره.. ولی دازای اونا رو نمیبینه.
نه چون چشماش نابینان..
و نه چون عشق کورش کرده..
دازای جهانو به سبک خودش میبینه.. و تمام نقصهای چویا براش فشفشههایی از امید و زندگیه.. اونقدر براش زیباست که.. متوجه نمیشه چطور داره توی شعلههای چویا میسوزه..
23 ·