CodeNeuron
چند هفتهایه که جدیتر وارد دنیای توسعه با عاملهای هوش مصنوعی شدم و چیزی که برام جالب بود، تفاوتش با تجربههای قبلیه.
قبلاً با کمک هوش مصنوعی پروژههای کوچیک و نمونههای اولیه ساخته بودم، ولی این بار تصمیم گرفتم یک پروژه بزرگتر رو با حجم قابلتوجهی از زیرساخت، تست و کد جلو ببرم.
هدفم هم فقط ساختن یک پروژه نبود. بیشتر میخواستم ببینم عاملهای مختلف در کارهایی مثل طراحی معماری، نوشتن کد، مهاجرت بین چارچوبها، نوشتن تست، پیدا کردن باگ و آسیبپذیری و حتی پیشنهاد قابلیتهای جدید چقدر میتونن کمک کنن.
چند تا نکته مثبت واقعاً برام جالب بود:
اول اینکه برای ساخت نمونه اولیه فوقالعاده سریع هستن. چیزی که قبلاً شاید چند روز زمان میبرد، الان ممکنه در چند ساعت به یک نمونه قابل استفاده برسه.
نوشتن تست هم خیلی راحتتر شده. شاید تستهایی که تولید میکنن همیشه کامل یا ایدهآل نباشن، ولی میشه در زمان خیلی کوتاهی بخش بزرگی از کد رو پوشش داد و مشکلات رو سریعتر پیدا کرد.
مستندسازی هم خیلی بهتر شده. اگر عامل رو درست تنظیم کنید، میتونه همزمان با توسعه، مستندات پروژه رو هم بهروز نگه داره.
برای من بهعنوان کسی که با داده و یادگیری ماشین کار کرده، یک تغییر جالب دیگه هم اینه که ساخت ابزارهای تعاملی خیلی راحتتر شده. قبلاً برای ساخت یک رابط مناسب باید زمان زیادی صرف میکردیم؛ الان ممکنه یک نوتبوک رو با چند دستور به یک برنامه تعاملی تبدیل کنیم.
اما بخش جالبتر، معایب ماجراست.
اگر از خود برنامهنویسی لذت ببرید، کار کردن با عاملها میتونه کمی عجیب باشه.
قبلاً وقتی کد مینوشتم، یکی دو ساعت کامل وارد فضای پروژه میشدم و در نهایت احساس رضایت داشتم.
ولی حالا ممکنه مدام بین چند پنجره جابهجا بشم، به عامل دستور بدم، خروجی رو بررسی کنم، دوباره اصلاحش کنم و کار بعدی رو تعریف کنم.
دو ساعت گذشته، کلی کار انجام شده، ولی اون حس رضایت قبلی رو ندارم.
از طرف دیگه، وقتی میتونی چند عامل رو همزمان اجرا کنی، خیلی راحت وارد چرخهای میشی که تقریباً تمام روز پروژه در حال پیشرفته.
شب قبل از خواب یک کار میدی، صبح نتیجه رو بررسی میکنی، موقع صبحانه کار بعدی رو میفرستی، در مسیر رفتوآمد دوباره خروجیها رو چک میکنی و همینطور ادامه میدی.
ظاهراً داری فقط در یک چت کار میکنی، ولی در واقع ممکنه تمام روز درگیر پروژه باشی.
مشکل بعدی، کنترل روی کده.
وقتی حجم زیادی از کد رو عاملها تولید میکنن، دیگه خیلی سخت میشه همه چیز رو در جزئیات فهمید.
گاهی حتی تصمیمهایی داخل پروژه گرفته میشه که برای فهمیدن درست یا غلط بودنشون باید زمان زیادی بذاری.
در نتیجه نقش برنامهنویس کمکم میتونه از «نوشتن کد» به «مدیریت و هدایت چند عامل» تغییر کنه.
یعنی باید بدونی چه کاری رو به کدوم عامل بدی، خروجی رو چطور بررسی کنی، کجا دخالت کنی و کجا اجازه بدی خودش ادامه بده.
و البته هزینه توکنها هم شوخی نیست. وقتی چند عامل رو بهصورت مداوم اجرا میکنی، مصرف خیلی سریع بالا میره.
با این حال، چیزی که بیشتر از همه ذهنم رو درگیر کرده اینه:
اگر هوش مصنوعی بتونه بخش بزرگی از کار فنی رو انجام بده، ارزش اصلی برنامهنویس از کجا میاد؟
به نظرم جواب هنوز همون چیزیه که قبلاً دربارهش صحبت کرده بودم:
قضاوت مهندسی.
اینکه بدونی چه چیزی باید ساخته بشه، معماری مناسب چیه، کجا باید به خروجی AI شک کنی و کجا اصلاً نباید اجازه بدی عامل تصمیم بگیره.
هوش مصنوعی میتونه مقدار زیادی کد تولید کنه.
ولی هنوز کسی باید تشخیص بده که آیا اصلاً این کد باید وجود داشته باشه یا نه.
#تجربه
#AI
1 · 32 ·