🔸️ Kurdish Displacement Under Nāder Shah: Tribal Transfers Between Khorasan, Gilān, and Kalāt (1736–1747)
The reign of Nāder Shah (1736-47).
From the early days of Nāder Shah’s rule, the northern territories in Khorasan were referred to as Kurdistan.
For example, in his account of the marriage of Nāder to the sister of Moḥammad-Ḥosayn Khan Zaʿfarānlu and the events leading up to it, the contemporaneous chronicler Moḥammad Kāẓem Marvi refers to the Kurdish tribal leaders as ḵavānin-e Kordestān ‘the tribal chiefs of Kurdistan’
(Marvi, p. 77).
During Nāder’s reign, some Kurds were moved into Khorasan while others were transplanted from northern Khorasan to different areas.
The Polish scholar, poet, and diplomat Aleksander Chodźko (q.v.; 1804-91)
refers to these movements in his article on Gilān: “Les Kurdes du Ghilan datent du temps de Nadir-chah, et ils appartiennent tous à la famille kurde de Richvend [Rišvand], dont le khan héréditaire, décoré du titre d’Ilkhani, réside à Koutchan [Qučān], dans les montagnes du Khoraçân”
(Chodzko, 1850, p. 207).
According to other sources, Nāder Shah transplanted two thousand households from the ʿAmmārlu (q.v.) tribe to Gilān
(Keyhān, II, pp. 112, 273; Bāmdād, V, p. 20).
The ʿAmmārlu, initially from Qučān, settled mostly in the Rudbār subprovince in Gilān, as indicated by the name ʿAmmārlu for the name of this district of the subprovince.
Nāder Shah also sent a number of Kurds from Qučān to Kalāt-e Nāderi.
(Khanykov, p. 7; Sahāmi, 1975, pp. 46, 73).
The Kurdish villages in the Kalāt valley have their origins in these transportations.
Source:
Mohammad-Hossein Papoli Yazdi & Fatemeh Vossoughi, “Khorasan XVII. The Kurdish Communities of Khorasan,” Encyclopaedia Iranica, Vol. XVII, pp. 3–18, section: “The reign of Nāder Shah (1736–47).”
@KurmanjEncyclopedia
145 · 🔸️ بازخوانی یک مانور سیاسی:
وقتی نادرشاه به قلعهٔ کردها پناه برد
پس از فتح هرات و استقرار مجدد شاه طهماسب صفوی بر تخت سلطنت، نادرشاه افشار طی فرمانهایی به تمام ولایات خراسان، سران و خوانین قبایل را به حضور در درگاه خویش فراخواند. هدف از این اقدام، تثبیت اقتدار مرکزی و جلب حمایت نیروهای محلی برای لشکرکشیهای آتی بود.
در این میان، سران طایفهٔ اکراد که در نواحی مرزی خراسان سکونت داشتند، پاسخی صریح و سرشار از استقلالطلبی فرستادند. آنها اعلام داشتند که «تا وقتی نادر عهدهدار فرماندهی سپاه است، هرگز به درگاه او روی نخواهند آورد.»
این پاسخ، نه تنها نوعی نافرمانی آشکار، بلکه چالشی مستقیم علیه مشروعیت نظامی نادر به شمار میرفت.
نادر که تاب چنین گستاخی را نداشت، بیدرنگ لشکری مرکب از ده تا دوازده هزار سوار و پیادهٔ کارآزموده گرد آورد و به سمت قلعهها و نواحی کردها حرکت کرد. سپاه او در فاصلهای حدود دو فرسخ از قلعهٔ خویشان اردو زد و آمادهٔ نبرد شد.
اما کردها که خود را در محاصره میدیدند، به جای رویارویی مستقیم، راهی دیگر برگزیدند. آنها طی عریضهای به نادر پیشنهاد کردند که اگر خود او شخصاً به نزدشان بیاید، سی تا چهل هزار خانوار کرد، کمر اطاعت بر میان خواهند بست و در لشکرکشی به اصفهان برای سرنگونی اشرف افغان، او را همراهی خواهند کرد. این پیشنهاد، که هم نشانهٔ جسارت بود و هم نوعی آزمون برای نادر، او را در دو راهی دشوار قرار میداد.
نادر اما تصمیمی غافلگیرکننده گرفت. در نیمهشبی از شبهای سخت زمستان، هنگامی که سرمای سوزان و تاریکی مطلق، هرگونه حرکت را دشوار میکرد، او سوار بر اسب شده و تنها با همراهی دو غلام، اردوی خود را پشت سر نهاد و به سمت قلعهٔ کردها حرکت کرد. راه را گم کرد و از شدت سرما نزدیک بود جان سپارد، اما سرانجام با طلوع آفتاب خود را به دروازههای قلعه رساند.
کردها که از ورود او آگاه شدند، دروازهها را گشودند، با آیینهای استقبال از او پذیرایی کردند و او را بر فراز تخت سلطنت نشاندند. این رفتار محترمانه نشان میداد که کردها به دنبال درگیری نبودهاند، بلکه مقاصد سیاسی خود را از این طریق دنبال میکردهاند.
جالب آنکه سپاهیان خود نادر، چون از رفتن او آگاه شدند، شایعهای بر زبان راندند که «کردها نادر را دزدیدهاند» تا بدین بهانه، خشم لشکر را برای حملهٔ مجدد برانگیزن
39 · 🔸️ کوچاندن طایفهٔ ماروچاقی و اسکان در پنجده؛ روایتی از عالمآرای نادری
در عالمآرای نادری، محمدکاظم مروی در صفحات ۲۰۴ و ۲۰۵جلد اول گزارشی مهم از سیاست نادرشاه برای ساماندهی و آبادانی ناحیهٔ ماروچاق ارائه میکند.
مروی ابتدا توضیح میدهد که ولایت بادغیس و ماروچاق خراب و بایر شده بود. در همین زمینه، نادر فرمان میدهد افرادی از طایفهٔ ماروچاقی که در نواحی مختلف خراسان پراکنده شده بودند، جمعآوری و کوچانده شوند.
مروی مینویسد:
««آنچه از طایفهٔ ماروچاقی که متفرق گردیدهاند همگی را کوچانیده در منزل اول سکنی دهند.»»
در ادامه، مأموران حکومتی در نواحی هرات، جام، خواف، باخرز و دیگر مناطق خراسان به جمعآوری آنان پرداختند و مروی شمار آنان را حدود یکهزار و پانصد خانوار ذکر میکند. این خانوارها به پنجده منتقل و در آنجا اسکان داده شدند.
همچنین گروههایی از همان جماعت که در حوالی سرخس و زورآباد پراکنده بودند، جمعآوری و به پنجده آورده شدند.
اما سیاست نادر تنها به انتقال جمعیت محدود نبود. پس از اسکان، برای آبادانی منطقه و بازگشت کشاورزی نیز اقدام شد. مروی از فرستادن عاملان و زارعان از نواحی هرات و همچنین تلاش برای تأمین آب و تعمیر بند و سامان دادن به امور کشاورزی سخن میگوید.
بنابراین در این گزارش، با یک سیاست چندجانبه روبهرو هستیم:
جمعآوری جمعیت پراکنده → کوچاندن → اسکان در پنجده → تأمین امنیت → احیای کشاورزی و آب → آبادانی منطقه.
یک نکتهٔ مهم تاریخی نیز باید رعایت شود: مروی در این دو صفحه، طایفهٔ ماروچاقی را صراحتاً «کرد» نمینامد.
بنابراین از این صفحات بهتنهایی نمیتوان ادعا کرد که آن ۱۵۰۰ خانوار حتماً کرد بودهاند. آنچه متن بهطور مستقیم اثبات میکند، کوچاندن حدود ۱۵۰۰ خانوار از طایفهٔ ماروچاقی و اسکان آنان در پنجده به فرمان نادرشاه است.
📚 منبع: محمدکاظم مروی، عالمآرای نادری، جلد اول، صفحات ۲۰۴–۲۰۵
@KurmanjEncyclopedia
36 · Ссылка
click to show
click to show
🔸️ نادرشاه و کردهای خراسان؛
سیاست نظامی و جایگاه قبایل در دولت افشاری
در بررسی تاریخ دوره افشاریه، یکی از نکات مهم، جایگاه خراسان و قبایل ساکن این منطقه در شکلگیری قدرت نادرشاه است. Peter Avery در فصل «Nādir Shāh and the Afsharid Legacy» در مجموعه معتبر The Cambridge History of Iran، خاستگاه نادرشاه را در محیط خراسان شمالی و ناحیه درگز بررسی میکند و نشان میدهد که شرایط سیاسی و نظامی این منطقه نقش مهمی در شکلگیری قدرت او داشت.
خراسان در آن دوره صرفاً یک منطقه جغرافیایی نبود؛ بلکه یکی از مهمترین مناطق نظامی ایران محسوب میشد. قرار گرفتن خراسان در مرزهای شرقی و در معرض حملات ازبکها و افغانها، باعث شده بود که نیروهای ایلی و قبایل جنگاور اهمیت بسیار زیادی در امنیت منطقه داشته باشند.
نادرشاه نیز از همین محیط ایلی و نظامی برخاست.
او برای ایجاد ارتشی نیرومند، از گروههای مختلف قبایلی استفاده کرد و توانست نیروهای گوناگون خراسان را در ساختار نظامی خود سازمان دهد. در این میان، کردهای خراسان نیز بخشی از نیروهای نظامی منطقه بودند و بعدها در ساختار ارتش نادرشاه حضور پیدا کردند.
اهمیت این مسئله در این است که رابطه نادرشاه با کردهای خراسان را نمیتوان صرفاً با واژه «تبعید» توضیح داد. برخی گروههای کردی پیش از قدرتگیری نادر در خراسان حضور داشتند و بخشی از آنان نیز به عنوان نیروی نظامی در خدمت دولت افشاری قرار گرفتند. بنابراین، باید میان جمعیتهای کردیِ از قبل مستقر در خراسان، جابهجاییهای ایلی و استفاده نظامی از قبایل کرد تفاوت قائل شد.
از سوی دیگر، دولت نادرشاه یک دولت بهشدت نظامی بود. قدرت نادر تا حد زیادی بر توانایی او در سازماندهی قبایل و نیروهای جنگاور استوار بود. به همین دلیل، قبایل برای حکومت او دو چهره داشتند: از یک طرف منبع قدرت نظامی بودند و از طرف دیگر، اگر از کنترل حکومت خارج میشدند، میتوانستند به یک مشکل سیاسی و امنیتی تبدیل شوند.
در نتیجه، سیاست نادرشاه نسبت به قبایل خراسان را باید در چارچوب گستردهتری از تمرکز قدرت، تأمین امنیت مرزها، سازماندهی ارتش و کنترل نیروهای ایلی بررسی کرد.
این موضوع درباره کردهای خراسان اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا آنان تنها یک جمعیت مرزی نبودند، بلکه در ساختار اجتماعی و نظامی خراسان نیز نقش داشتند. به همین دلیل، حضور کردها د
34 · ⚔️ اکراد خراسان در آغاز قدرتگیری نادرشاه؛ روایت «جهانگشای نادری»
یکی از جالبترین گزارشهای مربوط به کردهای خراسان در قرن هجدهم را باید در جهانگشای نادری، اثر میرزا مهدیخان استرآبادی، منشی و تاریخنگار دربار نادرشاه، جستوجو کرد.
اهمیت این گزارش در آن است که استرآبادی از کردهای درگز و ابیورد نه بهعنوان گروهی تازهوارد و ناشناخته، بلکه بهعنوان یکی از نیروهای ایلی مهم خراسان در آغاز قدرتگیری نادر یاد میکند.
استرآبادی در شرح نسب و آغاز کار نادر مینویسد که دو گروه در میان ایلات خراسان برای او اهمیت ویژه داشتند:
افشاریه و اکراد ساکن درهجز و ابیورد. او این اکراد را صراحتاً در شمار «ایلات معظم خراسان» قرار میدهد و نقش آنان را در کنار افشارها در قدرتگیری اولیه نادر برجسته میکند.
این عبارت از نظر تاریخی بسیار مهم است؛
زیرا نشان میدهد در نخستین مرحله ظهور نادرشاه، کردهای درگز و ابیورد بخشی از ساختار ایلی و نظامی خراسان بودند. استرآبادی حتی آنان را در شمار نیروهایی قرار میدهد که میتوانستند برای نادر در مبارزات اولیه، پشتوانه نظامی فراهم کنند. بنابراین، حضور کردها در شمال خراسان در زمان نادرشاه را نمیتوان صرفاً نتیجه یک جابهجایی تازه در عصر افشاریه دانست؛ آنان پیش از تثبیت کامل حکومت نادر، در ساختار اجتماعی و سیاسی منطقه حضور داشتند.
اما روایت استرآبادی در ادامه پیچیدهتر و جذابتر میشود.
او میگوید که پس از مدتی، بخشی از افشارها و کردها دچار اختلاف شدند و برخی از اکراد درگز و ابیورد با گروههای دیگر، از جمله کردهای خبوشان و ترکمانان، همراه شدند و در مقابل نادر قرار گرفتند. در نتیجه، رابطه کردهای منطقه با نادرشاه یک رابطه ثابت و یکطرفه نبود؛ بخشی از آنان در مقطعی در کنار نادر قرار داشتند و برخی دیگر بعدها با رقبای او همراه شدند.
نقطه بسیار جالب روایت، ماجرای چمشگزک است.
استرآبادی توضیح میدهد که نادر برای رویارویی با رقبای خود تلاش کرد با کردهای چمشگزک نیز ارتباط برقرار کند و از آنان خواست در برابر دشمن مشترک وارد عمل شوند. اما کردهای چمشگزک در پاسخ، قدرت و استحکام موقعیت رقیب نادر را بسیار زیاد دانستند و از پذیرش پیشنهاد او خودداری کردند. نادر این رفتار را نشانه عدم همکاری دانست و در نهایت تصمیم به برخورد با آنان گرفت.
این قسمت برای فهم سیاست نادرش
31 · ✔️ ادامه مطلب
از این منظر، تاریخ کردهای خراسان در عصر افشاریه را باید بخشی از تاریخ بزرگتر دولتسازی نادرشاه دانست؛ دولتی که برای ساختن ارتشی قدرتمند به نیروهای ایلی نیاز داشت، اما همزمان نمیتوانست استقلال سیاسی آنان را نادیده بگیرد.
و شاید مهمترین نکتهای که از روایت میرزا مهدیخان استرآبادی میتوان گرفت همین باشد:
«کردهای خراسان در آغاز عصر افشاریه صرفاً موضوع سیاست حکومت نبودند؛ خودشان نیز بخشی از بازی قدرت در خراسان بودند.»
📚 منبع :
میرزا مهدیخان استرآبادی، جهانگشای نادری، تاریخ رسمی/درباری حکومت نادرشاه، تألیف در سده هجدهم میلادی. {1}
@KurmanjEncyclopedia
35 · Ссылка
click to show
click to show
Ссылка
click to show
click to show
Ссылка
click to show
click to show
🔸️ کردها در خراسانِ صفوی؛
کوچ اجباری، مرز شرقی و شکلگیری یک جامعه جدید
خراسان در دوره صفوی فقط یک سرزمین دورافتاده در شرق ایران نبود؛ این منطقه یکی از حساسترین مرزهای دولت صفوی و صحنه دائمی رقابت با ازبکان بود. به همین دلیل، سیاست دولت صفوی در قبال خراسان تنها به فتح نظامی محدود نمیشد، بلکه بازسازی جمعیت، استقرار نیروهای ایلی و ایجاد یک نظام دفاعی پایدار نیز بخشی از آن بود.
کیومرث قرهغلو (Kioumars Ghereghlou) در مدخل «Khorasan X. History in the Safavid and Afsharid Periods» در Encyclopaedia Iranica نشان میدهد که در سدههای شانزدهم و هفدهم میلادی، جابهجاییهای اجباری و سازمانیافته جمعیت از آناتولی شرقی، قفقاز و آذربایجان نقش مهمی در دگرگونی جمعیتی خراسان داشت.
در میان این گروهها، قبایل کرد و ترک نیز به خراسان منتقل و در مناطق مختلف آن مستقر شدند.
این انتقالها را نمیتوان صرفاً یک کوچ عادی دانست. دولت صفوی در مواردی جمعیتهایی را از محیط اصلی زندگی خود جدا میکرد و در مناطقی مستقر میساخت که از نظر نظامی و سیاسی برای حکومت اهمیت بیشتری داشتند. یکی از مهمترین اهداف، ایجاد یک نوار یا سد دفاعی در برابر یورشهای ازبکان بود.
درهها و دامنههای هزارمسجد و بینالود از جمله مناطقی بودند که برای استقرار این گروهها اهمیت پیدا کردند. چراگاهها و زمینهای کشاورزی در اختیار آنان قرار میگرفت و در برابر، آنان میتوانستند بخشی از وظایف نظامی و مرزبانی منطقه را بر عهده بگیرند.
این سیاست یک منطق دوگانه داشت: از یک طرف حکومت صفوی با جابهجایی اجباری، ترکیب جمعیتی برخی مناطق را تغییر میداد؛ از طرف دیگر، همان جمعیتهای انتقالیافته را در نقطهای مستقر میکرد که حضورشان برای دفاع از قلمرو صفوی سودمند بود. بنابراین، کوچ اجباری و سیاست دفاع مرزی در اینجا از یکدیگر جدا نبودند.
اهمیت این موضوع برای تاریخ کردهای خراسان در آن است که حضور آنان در این منطقه را نباید نتیجه یک مهاجرت واحد و ناگهانی دانست. آنچه در خراسان شکل گرفت، حاصل چندین مرحله جابهجایی، اسکان و تثبیت ایلات در طول دوره صفوی بود.
از این منظر، مفهوم «تبعید» نیز نیازمند دقت است. اگرچه بخشی از این جابهجاییها اجباری بود، اما هدف حکومت فقط تنبیه یا دور کردن یک گروه از سرزمین خود نبود. دولت صفوی میکوشید از نیروی
51 · بەپێ ئەو زانیارییانەی کە ناوندە هەواڵگرییەکانی ئەمریکی پشتڕاستیان کردووەتەوە، کۆگای هەڵگرتن و چاککردنەوەی ساروخی بەرگری ئاسمانی و کڕووزی هێزەکانی ئەمریکا وەکوو تۆمۆهۆوک و پاتریۆت و تاد و ... ڕوو لە کەمبوونەوەی زۆرن بەهۆی هێرش بۆسەر ئێران و بەرگری لە بنکەکانی لە ڕۆژهەڵاتی ناوەڕاست... ئەمەش گوشارێکی عەسکەری دەخاتە سەر ئەمریکییەکان بەبۆنەی ئەوە کە بەرهەم هێنانی ئەو سارووخانە زۆری پێ دەچێ. ئەمریکییەکان بۆ ئەوە کە ئێران نەبێتە خاوەنی چەکی ئەتۆمی، گوشارێکی زۆری ئابووری دەسەپێنێتە سەر بنکە ئابوورییەکانی ئێران...
خەڵکی ئێران ئەزموونی شەڕی ٨ ساڵەی نێوان ئێران و عێراق، دوو شەڕی پێشووی ئێران لەگەڵ ئیسرائیل و ئەمریکا و ڕووداوەکانی ٥٠ ساڵی ڕابردووی ڕۆژهەڵاتی ناوەڕاستیان هەیە و دەزانن لە ئەگەری ڕاپەڕینێکی مەدەنی و حیزب چییەتی نێوخۆ، ئێران هەمان ڕێگەی سووریا و عێراق دەگرێتە بەر.... بەڵام زۆری پێ ناخایەنێت بەم هەموو گرانی و ریکۆدی ئابووری و فەشەلی بانکی و گوشاری ئابووری و لەسێدارەدانی توندڕەوانەی دەوڵەت و زیندانی کردن و جیاوازی کومەڵگەیی نێوخۆی ئێران، ئەو ڕۆژە تاڵانەی کە خەڵکی سووریا و لیبیا و عێراق دیوییان، گەلی ڕۆژهەڵاتی کوردستان و ئێرانیش دەیبینێ... واللە المستعان
✍️ نامۆ | ٢ خەرمانانی ٢٧٢٦ / ١١ ربیع الاول ١٤٤٨
2.6K ·