10 August 2026
Фотография
click to show
click to show
«حالا دیگر نه زندگی میکنم و نه خواب هستم، نه از چیزی خوشم میآید و نه بدم میآید. من با مرگ آشنا و مأنوس شده ا م. یگانه دوست من است، تنها چیزیست که از من دلجویی میکند. قبرستان مناپارناس به یادم میآید. دیگر به مردهها حسادت نمیورزم، من هم از دنیای آنها بشمار میآیم. من هم با آنها هستم، یک زنده به گور…»
زنده به گور _ صادق هدایت
مسعود 🖤🥀«حالا دیگر نه زندگی میکنم و نه خواب هستم، نه از چیزی خوشم میآید و نه بدم میآید. من با مرگ آشنا و مأنوس شده ا م. یگانه دوست من است، تنها چیزیست که از من دلجویی میکند. قبرستان مناپارناس به یادم میآید. دیگر به مردهها حسادت نمیورزم، من هم از دنیای آنها بشمار میآیم. من هم با آنها هستم، یک زنده به
text not yet in the index
14 August 2026
15 August 2026
پرسونیفیکِیشِن #Personification
🔸آدم گونگی یا #تشخیص
⬅️ آن است که گوینده عناصر بی جان یا امور ذهنی را به رفتار آدمی وار بیاراید.
🔸"بر لشگر زمستان، نورز نامدار
کرده ست رای تاختن و قصد کارزار"
منوچهری
🔸شاعر در این بیت #با_نسبت_دادن_حالاتی چون "رای تاختن" و "قصد کارزار" به نوروز ان را همچون موجودی انسانی تصویر کرده است.
⬅️ آدم گونگی یا #تشخیص را یکی از گونه های #استعاره (متافور) نامیده اند.
⬅️ آدم گونگی یا #تشخیص را به عنوان #استعاره_کنائی_بازتابی از باور های باستانی و جهان بینی اسطوره ای می دانند. زیرا #انسان_اسطوره_ای_در_هر_چیز_نشانی_از_خود_را_می_بیند_و_می_یابد. (Projection)
⬅️ در زبان انگلیسی اصطلاح #personification از مصدر #personify اخذ شده که خود نیز از کلمه #person به معنای آدم است. اما در مباحث بلاغی (بینامتنیتی) انگلیسی این اصطلاح بر رفتاری هنری اطلاق می شود که گویندگان در توصیفات خود از طبیعت یا اشیا بی جان یا #امور_ذهنی بکار می گیرند. برای نمونه؛ جان میلتون در منظومه بهشت گمشده هنگامی که "آدم" به میوه ممنوعه گاز می زند چنین می گوید:
🔸Sky lowered , and muttering thunder, some sad drops
Wept at completing of the mortal sin.
🔸آسمان فرود آمد، رعدِ نالان، قطره های غمبار چندی در تکمیل آن گناه مهلک گریست.
17 August 2026
Фотография
click to show
click to show
درخت پیر تن من ، دوباره سبز می شود
که زخم هر شکست من ، حضور یک جوانه شد
وای که در حضور شب ، در بزم سوت و کور شب
شب کور وحشت تو را ، قلب من آشیانه شد
وای که آبروی تو ، مرد انالحق گوی تو
بر آستان کوی تو ، جان داد و جاودانه شد
من همه زاری منم ، زخمیه زخمیه تنم
برای های های من ، زخمه ی تو بهانه شد
درخت پیر تن من ، دوباره سبز می شود
هر چه تبر زدی مرا ، زخم نشد ، جوانه شد
✍ استاد «ایرج جنتی عطاییِ» خسته خوش..
🎨 «رنه ماگریتِ» مُرده خوش..