Replymessage unavailable
بررسی جایگاه زبانی دوبیتیهای باباطاهر در بستر گویشهای فهلوی–جبالی و نقد دیدگاه «لریبودن» زبان شاعر (2)
پرویز اذکایی (1996: 102–103) معتقد است که در دوبیتیهای باباطاهر، ضمایر اولشخص با آوای «ـه» پیش از آنها تلفظ میشوند. برخی، بر اساس گویش لری اصیل – که بهگفتهٔ آنان زبان خود باباطاهر بوده – آنها را با آوایی متفاوت میخوانند، اما اذکایی تأکید میکند که دوبیتیها باید همانگونه که در اصل بوده ادا شوند؛ زیرا واژگان همه ایرانیریشهاند، اما تلفظ و گویش تابع لحن و لهجهٔ بومی خاص است. او میافزاید که هنوز در لرستان و گویشهای محلی همدان و ملایر، همان شکلِ ضمایر به کار میرود. اذکایی (1996: 118) نیز انتساب اصطلاح «پهلوی مسلمانی» از سوی هوار به زبان باباطاهر را رد میکند و یادآور میشود که شماری از پژوهشگران – از جمله میرزا جعفر (آدابالکتاب، 1901: 308) و گوبینو در «سه سال در آسیا» (1859: 344، به نقل در اذکایی 1996: 122) – آن را نپذیرفتهاند. اذکایی میگوید هوار این اصطلاح را در چارچوب برخی مباحث تاریخی–منطقی دربارهٔ زبانهای پهلوی به کار برده است: نخست آنکه فهلوی در دورهٔ اسلامی همواره زبانی «مادی–فارسی» در گویشهای غرب ایران دانسته شده، در برابر «دری» یا «خراسانی». دوم آنکه گویشهای فهلوی به دلیل تحول در دورهٔ اسلامی تا حدی با پهلوی پیشااسلام – «پهلویگ» و «پارسیگ» – تفاوت یافتهاند. اذکایی (1996: 102) میافزاید که محمدامین ریاحی در سخنرانی خود «نگاهی به زبان کهن آذربایجان» نقل میکند که کسروی فهلوی، لری، راجی و آذری را بازماندههای «زبان مادی» میدانسته است. او پیشنهاد میکند مجموعهٔ این گویشها را «فهلوی» (با ف، نه پ) بنامیم تا از پهلویِ پیشااسلام تمیز داده شود، زیرا سرودههای آنها «فهلویات» نامیده شده است.
با استناد به ولادیمیر مینورسکی (1928) و یوسف میخائیلوویچ اورانسکی (1977)، اذکایی بیان میکند که دوبیتیهای منسوب به باباطاهر به زبان فهلوی – یعنی گویش مردم جبال – سروده شدهاند؛ گویشی که گورانی، اورامانی و همدانی با آن خویشاوندی نزدیک دارند و با گویشهای مرکز ایران و نیز برخی شاخههای فارسی پیوندهایی نشان میدهند. پیوند سرودههای باباطاهر با اشعار مانویِ پیشااسلام نشاندهندهٔ سنتی ادبی و بومی در سرزمین جبال است (ص 20).
پژوهشهای فراوانی دربارهٔ گویش شعر باباطاهر انجام شده است؛ صادق رضازاده شفق زبان او را شبیه لری میداند، پرویز ناتل خانلری گویش اشعار او را یکی از گویشهای بومی پیرامون همدان معرفی میکند. براون تنها اشاره میکند که اشعار در گویش محلی سروده شدهاند. مراد اورنگ مینویسد مردم لرستان باباطاهر را لر میدانند و اشعارش را با لری میخوانند. نویسندگان کُرد نیز گویش او را کردی تلقی کردهاند.
در دوبیتیهای شاعر، واژهٔ «بوره» بهمعنای «بیا» بارها تکرار میشود و حروف افزوده در گویش لکی با حروف افزودهٔ نسخهٔ قونیه مطابقت دارد. همچون شاعران لکیزبان، باباطاهر از ساختارهای فعلی «گورانی» یا «اورامی» نیز بهره برده است. با توجه به موطن شاعر، شیوهٔ صحیح تلفظ دوبیتیها میتواند کلید شناخت درست گویش او باشد. خانلری یادآور میشود که شناخت دقیق گویش دوبیتیها تنها از دو طریق امکانپذیر است: بررسی معنایی و بررسی ساخت واژگانی، نحوی، صرفی و گویشی آنها. بنابراین، توجه به ساخت، اصطلاحات، و چینش واژگان و عبارات، عناصر بنیادینیاند که مانع دگرگونی گویش میشوند (ص 25).
Mansoureh Bidaki. (2023). A Review of the Art of Translation: An Analysis of ‘The Lament of Baba Tahir’. Cambridge Scholars Publishing. Pp. 18-21
@turan_asvaran | توران اسواران
330 ·