Web appOpen in Telegram
PPhysics

Physics

@PhysicsAssocation · group · Education · indexed since 2026-07-13
7 378members−99 in a week
53writing in 30 days
270messages in 30 days
153 328messages in the index
L
بنظر شخصی من ممکن است که طبیعت اصلا یک قانون نهایی نداشته باشد چون طبیعت خودش چیزی بزرگ تر از مجموعه ای از قانون هاست ما قانون ها را پیدا می کنیم تا نظمی را که در طبیعت می بینیم توصیف کنیم، اما خود طبیعت به این قانون ها محدود نمی شود نکته جالب اینجاست که ما هم بیرون از این ماجرا نیستیم، خود ما بخشی از همین طبیعت هستیم و ماده ای که در جهان شکل گرفته حالا به موجودی رسیده که می تواند درباره خود جهان سوال کند برای همین از نظر من عمیق ترین سوال فیزیک فقط این نیست که طبیعت از چه قانون نهایی پیروی می کند، بلکه این است که چگونه از دل همین طبیعت، موجودی به وجود آمده که می تواند طبیعت را بفهمد و در نهایت ما در حال پیدا کردن چیزی خارج از خودمان نیستیم، بلکه داریم بخشی از همان واقعیتی را می فهمیم که خودمان نیز جزئی از آن هستیم درود وقت بخیر ممنون میشم نظرتون رو بفرمایید به دلیل حجم بالای توضیحات نتونستم متن کامل رو ارسال کنم
👏1
ع
نوبل پزشکی ۲۰۲۶ به کاشفان پروتئین اپتوژنتیک تعلق گرفت اپتوژنتیک در سال ۲۰۰۴ شروع شد و در سال ۲۰۰۸ تکمیل شد. تکنیکی است که با آن می‌توان روی نورون‌های مشخصی در مغز تمرکز کرد. به طوری که می‌توان فقط خود همان نوروت‌های مشخص را تحریک کرد. بدون ایتکه نورون های دیگری هم تحریک شوند. هر نورون مغز اتصالات بسیاری با نوروت‌های هم‌نوع خود و نورون‌های انواع دیگر دارد. به طوری که تا یک نورون تحریک شود هزارها نورون دیگر را هم می‌تواند تحریک کند. کار واقعا سختی است فقط نورون‌ّای مشخصی را در این میان تحریک کردن! اپتوژنتیک از این قرار است: میکروب‌ها، قارچ‌ها و آلگ‌ّایی هستند که در غشاء این ها پروتئین‌هایی هست که به نور حساس است. مثل همان رودوپسیت هایی که در شبکیهٔ چشم ما هست و به نور حساس است. این پروتین‌ها در غشاء این موجودات تک‌سلولی نقش کانال‌های یون را دارند. یعنی در تماس با بعضی نورها باز می‌شوند و باز که شدند یوت هایی از داخل سلول بیرون می‌ریزد. این بیرون‌ریختن یون‌ها باعث می‌شود تعادل الکتریکی غشاء به هم بخورد و پتانسیل عملی ایجاد شود که در واقع پیغامی است برای آن سلول که باید به طرف آن نور برود یا از آن پرهیز کند. این پروتئین‌های حساس به نور را فرگشت در غشاء آت‌ها به وجود آورده است تا آن‌ها را از بعضی نورها برحذر دارد یا به طرف بعضی نورهای دیگر بکشاند. پژوهشگران می‌آیند ژن تولید کنندهٔ این پروتئین را از آن تک سلولی‌ها استخراج می‌کنند. سپس این ژن را با حامل‌های مخصوصی به موش‌ها یا بعضی حیوانات دیگر تزریق می‌کنند. در مغز موش بیش از ۱۰۰ نوع نورون هست. کار سختی است ژن را طوری به حیوان تزریق کنی که فقط وارد یک نوع مشخص از نورون‌های مغزش شود. این کار را ظاهراً برای هر نوع نورون با انتخاب حامل مخصوصی انجام می‌دهند. خلاصه، ژن فقط وارد نورونی که مورد نظر است می‌شود. و وقتی وارد شد شروع خواهد کرد پروتئینی برای کانال‌های یون یا پمپ‌های آن نورون تولید کردن که به نور مخصوصی حساس است. آن وقت اگر آن نور مخصوص را به حیوان بتابانند کانال‌ّای آن نورون هم که از این پروتئین ساخته شدند در تماس با آن نور باز خواهند شد. با باز شدن این کانال‌ها جریانی از یون‌ها در آت‌ها برقرار خواهد شد که تعادل الکتریکی نورون را به‌هم خواهد زد. آن وقت نورون هم که تعادل الکتریکی‌اش به‌هم خورده است آتش خواهد کرد
23 · 607 ·
ع
Photo
click to show
نوبل پزشکی ۲۰۲۶ کارل دایسروث»، «پیتر هگمان» و «گئورگ ناگل» به‌خاطر کشف پروتئین مخصوصی در غشاء بعضی آلگ‌ها، قارچ‌ها و میکروب‌ها برندهٔ جایزهٔ نوبل در رشتهٔ پزشکی امسال شدند. این پروتئین به نور حساس است و می‌تواند به عنوان کانال یونی در غشاء آن‌ها عمل کند. کشف این پروتئین دانشمندان را قادر ساخته است تا آن  پروتئین را با حامل‌های خاصی فقط وارد نورون هایی در مغز حیوانات کنند که می‌خواهند فعالیت مغز آن‌ها را مطالعه کنند. اکنون با این روش می‌توانند ببینند مثلاً حافظه چگونه کار می‌کند.  @apjmn
⚡3🙏1
18 · 629 ·
  1. A
    ده سال پیش در گروه فیزیک پزشکی دانشگاه تربیت مدرس، دکتر مختاری و دانشجوهاش روی این موضوع کار می‌کردند و به خاطر کمبود امکانات و هزینه‌ی بالا مجبور شدند متوقفش کنند. امروز که این خبر رو خوندم بیشتر از هر وقتی جبر جغرافیا رو در علم تجربی حس کردم.
    ❤3👍1
    1. H
      سلام و درود بله کاملا حضور ذهن بالایی دارید سال ۹۲-۹۳ این طرح توسط استاد بنایی مطرح شد و تقریبا یکسال بعد استاد مختاری داستان رو پیش بردن و متاسفانه با علتهایی که شما اشاره کردید ، تحقیق رو کنار گذاشتن.
      👍1❤1
Whole thread · 2 replies →
ع
نوبل فیزیک ۲۰۲۶ برای شکارچی نوترینوها ذرات اسرارآمیز پرانرژ ای هستند به نام نوترینو که همه جا هستند. در همه جای کیهان هستند. اما بسیار گریزان‌اند. به‌خاطر همین به ذرات شبح یا ذرات شبح‌وار معروف‌اند. آن‌ها تقریباً هر چیزی که سر راهشان باشد به راحتی از میانش می‌گذرند؛ چه سیاره باشد، چه انسان باشد، چه هر چیز دیگری باشد. به هیچ چیزی هم آسیب نمی‌زنند. با این حال گاهی ممکن است یک نوترینو با هستهٔ یک اتم برخورد کند و  ایجاد کنش و واکنشی بشود.  این گریزپا بودن و بی‌ضرر بودن این ذره‌ها  باعث شده است عقیده‌ای پیدا شود. بعضی‌ها گفته‌اند ممکن است این‌ها پیغام‌هایی باشند که موجودات هوشمندی در کیهان برای زمین و جاهای دیگر می‌فرستند. پرفسور فرانسیس هالزن، برندهٔ نوبل فیزیک امسا، فیزیکدان بلژیکی اصل آمریکایی و استاد دانشگاه ویسکانسین-مدیسون است. او پروژه‌ای را در سال ۲۰۱۳ در قطب شمال راه انداخت تا این نوترینوها را مشاهده‌پذیر کند. او برای این کار هزاران آشکارساز نور را که حجمشان کلاً به اندازهٔ یک توپ بسکتبال می‌شد به کمک تکنیسین‌ها و مهندسان در حجمی معادل یک کیلومتر مکعب یخ تعبیه کرد. از آن پس نوترینوهایی که می‌خواهند از آن یخ یک کیلومترمکعبی عبور کنند بعضی‌هایشان به اتم‌های آشکارساز آن  برخورد می‌کنند و نور ضعیفی ایجاد می‌شود که بر اثر بازتاب شدن از یخ  مشاهده پذیر می‌شود. فیزیک‌دان‌ها می‌توانند آن‌ها را ببینند. دکتر هالزن درواقع یک‌جورهایی شبح‌گیر دنیای فیزیک هستند. امروز از پرفسور هالزن پرسیدند نظر خود شما دربارهٔ نوترینوها چیست؟ آیا ممکن است پیغام‌هایی از تمدن‌های فرازمینی باشند؟ گفت: «فکر  نمی‌کنم بخواهم وارد این بحث شوم. ما در حال حاضر مسائل واقعی و مهم‌تری در پیش داریم.» عباس پژمان @apjmn
👏4👍1
24 · 628 ·
  1. S
    عرض احترام مکان آزمایش در قطب جنوب است
Whole thread · 2 replies →
L
امروز باران می بارید و این هوای آرامش بخش بهانه خوبی است که کمی درباره خود باران فکر کنیم، چیزی که از دور ساده به نظر می رسد اما اگر دقیق تر نگاه کنیم یکی از جالب ترین نمونه های رفتار جمعی در طبیعت است، یک قطره باران را تصور کنید که از میان ابر به سمت زمین می آید، اگر بخواهیم مسیر دقیق آن را پیش بینی کنیم باید تقریبا همه چیز را بدانیم، سرعت و جهت جریان هوا، اندازه و شکل قطره، سرعت اولیه، برخوردهای احتمالی، میزان تبخیر و حتی تغییرات بسیار کوچک محیط اطراف، چون جو یک سیستم آرام نیست و آشفتگی آن به شرایط اولیه حساس است، یک تغییر کوچک در جریان هوا می تواند مسیر قطره را کمی تغییر دهد و این تفاوت در طول مسیر بزرگ تر شود، بنابراین پیش بینی دقیق مسیر یک قطره خیلی سریع دشوار می شود، اما نکته عجیب اینجاست که برای پیش بینی خود باران اصلا لازم نیست مسیر تک تک قطره ها را بدانیم، می توانیم ندانیم یک قطره خاص دقیقا کجا خواهد رفت و با این حال رفتار میلیون ها قطره را در مقیاس بزرگ توصیف کنیم، چون وقتی از یک قطره به کل جمعیت می رویم، بسیاری از جزئیات تصادفی اهمیت کمتری پیدا می کنند و کمیت های جدیدی ظاهر می شوند، دیگر سوال این نیست که «این قطره کجا می رود؟» بلکه این است که در یک حجم مشخص از ابر چند قطره وجود دارد، اندازه آنها چگونه توزیع شده، با چه نرخی با هم برخورد می کنند و چه مقدار آب در یک بازه زمانی به زمین می رسد، دقیقا مانند دما که برای تعریف آن لازم نیست حرکت تک تک مولکول ها را بدانیم، یا فشار که بدون دنبال کردن مسیر هر مولکول قابل توصیف است، در باران هم رفتار جمعی می تواند منظم تر از رفتار تک تک اجزا باشد، حتی آشفتگی هوا که در نگاه اول فقط بی نظمی است، می تواند قطره ها را در بعضی نواحی متمرکز کند و احتمال برخورد آنها را تغییر دهد، قطره ای که کمی بزرگ تر شده نیز سرعت سقوط متفاوتی پیدا می کند و همین اختلاف سرعت می تواند برخوردهای بیشتری ایجاد کند، اگر برخورد به هم جوشی منجر شود قطره بزرگ تر می شود و دوباره فرصت بیشتری برای رشد پیدا می کند، اما رشد بی نهایت نیست و وقتی قطره بزرگ می شود، نیروهای آیرودینامیکی می توانند آن را تغییر شکل دهند و حتی در شرایط مناسب باعث شکستن آن شوند، بنابراین اندازه و رفتار قطره های باران حاصل یک فرایند پویاست که در آن رشد، برخورد، آشفتگی، گرانش، تبخیر
A
Asanaی سوال از کجا میدونیم بینگ بنگ اتفاق افتاده؟ از برعکس کردن سرعت گسترش جهان حالا ی سوال اگر جهان بصورت نوسانی مث فنر باز و بسته بشه نظریه بینگ بنگ هم ب مشکل میخوره
خوب ممکنه وقتی سرعت گسترش جهان را برعکس می کنیم حالت موجی و مثل فنر نباشه و درست لحظه آغاز پیکان زمان باشد .مثلا مانند یک مخروط یک راس داشته باشد
Whole thread · 1 reply →
D
نوبل‌ها در حال گرفته شدن و سهم ما همچنان نگاه...
❤2
  1. S
    جالبه این همه مدال طلا در ریاضی و فیزیک و نجوم ولی دریغ از یک نوبل
    1. M
      چون ایرانی ها الکی خودشون رو تو دنیا بزرگ می بینند هندی ها چینی ها پاکستانی ها وووو ...
      1. S
        مدال های طلا المپیاد رو چی‌میگید
    2. D
      در واقع اکثر این مدال‌ها در سطح دانش‌آموزی می‌باشد، در سطحی مثل نوبل بین ۲۰ تا ۵۰ سال پژوهش شبانه روزی را می‌طلبد که در ایران همچنین شرایطی به علت‌( ترور، مهاجرت، اخراج، عدم حمایت و کمبود امکانات و کشورهای رقیب و ...) های زیادی فراهم نمی‌شود.
      👍2
  2. М
    فرض کنید در کشور ما ایده مشاهده نوترینو در یخ های قطب جنوب به طور مثال مطرح می‌شد. جدای از حمایت دولت و شرکت ها که احتمالا وجود نداشت، حتی از طرف جامعه هم احتمالا خیلی مورد حمایت قرار نمی‌گرفت. من خیلی تخصصی در کاری که کردند اطلاع ندارم اما قبل انجام اینکار این ایده یکجورایی از اون دست ایده هایی هست که به نظر بزرگ و نشدنی می‌آید. مسائل دیگری هم فکر می کنم وجود دارد مثل عقب بودن افراد علمی داخل کشور از مرز علم.‌ حداقل در دانشکده ایی که درس می‌خوانم این مورد را در بعضی از اساتید می‌بینم.
Whole thread · 6 replies →
S
در این که ما نخبه زیاد داریم شکی نیست و مدال های المپیاد هم گویای همین هست ولی از این نخبگان در راه تحقیق که کمک های مالی و بین المللی میخواد، حمایت نمیشه و نتیجه همین هست
  1. M
    این همه تحقیق و ریسرچ تهش مقاله و یه تکه کاغذ.. مهم به کار بزرگ به اختراع و پروژه های بزرگ صنعتی منجر بشه والا کلی ریسرچر همه جای دنیاند وقتی همش سند بدون هیچ محصولی تولید بشه فایده ای در اون نیست که در ایران همین مدلی تعداد مقالات بالاست بدون هیچ محصول قابل توجه و مفیدی
    1. S
      دوست عزیز شما نمیدونی نوبل چیه و به چه کسی داده میشه. چرا میپری تو بحثی که اطلاعات نداری
      🙏1
Whole thread · 2 replies →
H
در واقع نوبل جایزه هوش نیست جایزه عملکرد صحیح اکوسیستم اجتماعی-پژوهشی یک نهاد تولید و توسعه علم در تبدیل هوش به یک کشف بزرگ و آوانگارد و غیر قابل چشم پوشیه. و همچنین پاسخ به چند سوال هم در درک وضعیت اون اکوسیستم و درک میزان قدرت بازسازی و بقا و ساپورتیو بودن اون اکوسیستم کمک میکنه: چقدر حاضریم اطلاعاتمونو گسترش بدهیم و اونا رو شریک (با رقبامون) بشیم؟ پس به ذهن و یا هوش جمعی چقدر قائلیم؟ چطور می‌تونیم بیست سال و سی سال در یک مسیر نامطمئن که تازه در ابتدا بی‌نتیجه هم به نظر می‌رسه باقی بمونیم؟ چقدر قدرت شک کردن به اطلاعاتمون و تحمل (مادی و معنوی و ذهنی و …) شکستامونو داریم؟ تشویق و تایید حاصل از پشتکار در پیشبردن یک رساله دکترا با سه ارائه شکست خورده، با تشویق و تایید کسب شده حاصل از انتخاب موضوع تحقیقی که مطمئنیم در زمان مقرر و محدود به ارائه موفق می‌رسه چه تفاوتی در ذهن ما (بعنوان دانشجو یا استاد یا پژوهشگر یا کارمند نهاد علمی یا اسپانسر یا سازنده در شرکتهای پیشرو در صنعت یا …) داره؟ چه مقدار (تعدادی و زمانی) کار گروهی توأم با اعتماد و امنیت رو تجربه کردیم؟ و چه درصد موفقیتی برای تشکیل این گروه در انواع گروه‌های علمی تشکیل شده وجود دارد؟ میدونیم سرگروه موفق بودن درجایی، زیرگروه بودن موفق در جای دیگه رو نتیجه میده؟ و تمکین می‌کنیم؟ در این اکوسیستم چه زمانی یاد می‌گیریم شواهد را جمع بندی و سورت و بدون لکنت ارائه کنیم (در مقیاس جهانی) و اساسا چه زمانی و در چه مرحله‌ای باید که یاد بگیریم؟ بررسی اثر و تاب آوری اکوسیستم در فکر کردن به سوالات فوق علاوه بر جایگذاری شخص در موقعیتهای تعریف شده، کمک کننده و روشنگر خواهد بود. (در انتخاب کلمات وسواس خاص داشتم.) نوبل مثلا محصول بلوغ فکریه. محصول نهادسازیه. محصول رسیدن به مرزهای توان تبدیل اندیشه انسانی به یه دستاورد ماندگاره. با حسرت‌ خوردن عوامانه بر نداشته‌‌هامون و واأسفا و کاش گفتن و غیره احتمالا حاصل نمی‌شه.
👍1
🤖
⏰😴 ساعت خاموشی با موفقیت فعال شد. این گروه در حال حاضر از {ساعت 2:00 بامداد} تا {۸:00 صبح} در حالت خاموشی است. برای داشتن محیطی آرام لطفا از ارسال هرگونه پیام در این مدت خودداری فرمایید.

An open public feed from the search index ChatCrawler — “Google for public Telegram”; refreshed as the venue is crawled. Times are UTC.

Public content only, official Telegram API. About · FAQ · What we do not do · Remove a page · Catalog · Search · How we count